وقتی دلشورهای جان میگیرد، پرندهای در قفسه سینه بالبال میزند، دستها عرق میکنند و صدای ضربان قلب گاهی تند میشود و گاهی کند. وقتی پیشبینی آینده، یک اتفاق سخت است و وهم آینده در جان و تن ماست، اسمش را میگذاریم «استرس». ممکن است ارتباطی هم با آینده نداشته باشد، ممکن است اتفاقی ساده جریان روزمره امروز را به هم زده باشد و احساس ناتوانی عظیمی در وجود ما ریشه گرفته باشد. گاهی هم کار از این حرفها میگذرد، گاهی فقط صدای زوزهای است که مثل باد در گوش میپیچد و آشوبی به جان ما میاندازد. همهشان ممکن است کار همین استرس باشند، اتفاق نامعلوم و ناگزیر. گاهی روزانه است و گاهی دیرهنگام و هرازگاهی. گاهی همیشگی است و گاهی ناگهانی. گاهی بنیادی است و گاهی دیگر نه، جزئیترین اتفاق ممکن. برای هر آدمی هم نشانههایش متفاوت است. یک نفر را ساکت و آرام میکند و از بهت صورتش به آن پی میبریم و یک نفر دیگر را پرحرارت و پرجنبوجوش. گاهی به تقویم ارتباط دارد و به چرخش فصلها و گاهی هم نه، بیهوا یقه آدم را میگیرد و در مواجهه با اتفاقی قرار میدهد که نمیدانیم چطور باید با آن مقابله کنیم. اینجا برای شما دستورالعملی فراهم کردهایم، دستورالعمل مقابله با استرس. گنجینهای که در اوج تابستان شاید به کارتان بیاید، مخصوصا اگر از آن گروه آدمها هستید که با فصل گرم سال میانهای ندارند و گرما در وجودشان نقش و نگار پروانهای را میسازد که همیشه در حال بالبال زدن در سینه است و انگار سایههای موهوم روی دیوار را دنبال میکند.
راه اول، نفس بکش
اصلیترین راه مواجهه با استرس تنفس است. همان اتفاق ساده و باورنکردنی که به صورت ناخودآگاه انجامش میدهیم. بدن ما به صورت غریزی عادت دارد اکسیژن را بگیرد و به تکتک سلولهای بدنمان امید ببخشد. اکسیژن که از میان برود، کار بدن سخت میشود و در مواجهه با استرس، هیچچیز به اندازه اکسیژن به کمک آدم نمیآید. روش سادهای هم دارد، فقط کافی است دم را بگیرید و تا پنج بشمارید، برای بازدم هم همین کار را انجام دهید، تا پنج بشمارید و هوای درون ریه را تخلیه کنید. ثانیهای نمیگذرد که نشانههای استرس از میان میروند و مغز بهسرعت شروع به فعالیت میکند. بعضی از ما، بهصورت ناخودآگاه در مواجهه با حالتهای متفاوتی از استرس، نفس را در سینه حبس میکنیم و اجازه نمیدهیم بدن آنطور که بایدوشاید به فعالیت خود ادامه دهد. اسمش را میگذاریم بهت، اسمش را میگذاریم ناتوانی، اسمش را میگذاریم ضعف سیستم عصبی و از کنارش میگذریم. اما درحقیقت همان نفس عمیقی که میکشید به کمک میآید تا سازوکار بدن را دوباره تنظیم کند و قوای ذهنی را بازگرداند. برای این تمرین نیاز ندارید در گوشهای بنشینید یا بایستید، نیاز ندارید گرمتان باشد یا سردتان، نیاز ندارید خودتان را در حالت خاصی بررسی کنید یا فکرهای تکراری را از سر بگذرانید، در هر موقعیت و حالتی که هستید فقط کافی است در پنج شماره اکسیژن را به بدن برسانید و در پنج شماره به ریهها فرصت خالی شدن بدهید. حالتان بهتر میشود و شکی در آن نیست.
راه دوم، غذای سالم بخور
غذاهای سالم معمولا گنجینهای بینظیر از انرژی هستند. مثالی که میزنیم غذاهای فستفودی را در مقابل غذاهای خانگی بررسی میکند، هرچه که باشد. کوکو سبزی مثلا، یا خورشت قیمه. فقط کافی است در خانه تهیه شده باشد، بدون روغنهای سرخکردنی چندبارمصرف که در فستفودها میبینیم. غذاهای سالم را معمولا در ترکیب پروتئین و سبزیجات جستجو کنید و به دنبال پیدا کردن محصولاتی باشید که به شما در این راه کمک میکنند. این ترکیب باعث میشود بدن در مواجهه با استرس خودش را بازسازی کند و بیتوجه به اتفاقهای بیرونی اجازه ندهد بدن در مقابله با استرس فلج شود. باورتان نمیشود؟ بعد از اینکه دو سه وعدهغذا بیرون از خانه خوردید، از همین ساندویچهای ارزانقیمت که همهمان بارها گذرمان به آنها افتاده، به حالوروزتان نگاه کنید. احساس میکنید میخواهید زمین را گاز بزنید، نمیدانید چه اتفاقی پیش آمده اما دلتان میخواهد با اولین نفری که جلوی چشمتان دیدید دعوا راه بیندازید و قطعا پرخاشگر میشوید، بیبرو برگرد. به همین خاطر پیشنهاد میکنیم وعدههای غذایی سالم را در برنامه روزمرهتان بگنجانید و اجازه ندهید بدنتان علیه خودش دستبهکار شود.
راه سوم، چای را کم کن
چای و قهوه منبع مهم و غنی کافئین هستید، همان ماده دلچسب و گوارا که صبحها به کمک ما میآید تا چشمهایمان را باز کنیم و بتوانیم به همدیگر سلام بگوییم. لابد شما هم دیدهاید آدمهایی را که میگویند تا چای و قهوه اول صبح را نخورند، چشمهایشان باز نمیشود و هوش و حواسشان سر جایش نیست. آنها همان کسانی هستند که به امید کافئین صبحگاهی شبها به رختخواب میروند. با این حال، همین منابع غنی کافئین، وقتی تعدادشان زیاد میشود، هیجان و استرس را در انسان بیشتر میکنند. باعث میشوند کف دستها عرق کند و حتی در مواقع حاد، چشمها توانایی تشخیص درست را از دست بدهند. لکههای سفید جلوی چشم را میگیرد و قدرت تشخیص فاصله نیز کمکم از دست میرود. برای برخی از آدمها، این نشانهها به معنای استرس است، اما اگر از ما میشنوید، اینها علائم ازدیاد کافئین نیز به حساب میآید. راهش این است که در روزهای پرآشوب، کافئین کمتری به بدن برسانید. اگر هم از فرط استرس به یاد تعداد فنجانهای چای و قهوه روزانه افتادید، آب بنوشید و به بدن کمک کنید تا هرچه سریعتر این کافئین اضافه را دفع کند و بتوانید به حالت طبیعی بازگردید.
راه چهارم، بهموقع بخواب
خواب هم شبیه به نفس کشیدن است، ما انسانها برنامهریزی شدهایم تا انرژی لازم را در طول خواب به دست آوریم و پس از مدتی، بیآنکه بدانیم در ساعتهای مشخصی به خواب میرویم و در ساعتهای مشخصی از خواب بیدار میشویم. اما زمانهای پرآشوب، نخستین نظمی که به هم میریزد، نظم در ساعت خوابوبیداری است و به پشتوانه این تغییر معمولا کمخوابی نصیبمان میشود. کمخوابی هم بلای جان آدمی است، مخصوصا در روزهای سخت. انرژیهای بدن را تخلیه میکند و صندوق جان و توان بدن را به بحران میکشاند. باعث میشود آدمهایی بدون اعتمادبهنفس شویم و حتی دیده شده که توانایی تصمیمگیری را هم از ما میگیرد. دیده شده که در اثر کمخوابی، حالتهایی از دلهره به آدم رو میآورد و دستودل آدم را میلرزاند. راهکارش ساده است، در روزهای پراسترس، سعی کنید ساعت خوابوبیداریتان را تغییر ندهید. اگر کسی بیمار است و مجبور به مراقبت از او هستید، یا به هر دلیلی ساعت خواب شما تغییر کرده، حتما در نظر داشته باشید که در طول روز بین 6 تا 8 ساعت خواب مفید را به دست آورید. خواب کافی و مناسب شما را در مقابل استرسآورترین جریانهای زندگی ایمن میکند.
راه پنجم، سیگار نکش
کسانی که سیگار جزء جدانشدنی زندگی آنهاست، معمولا در مواقع استرسزا خودشان را با سیگار سرگرم میکنند و دلشان میخواهد تمرکزی را که ندارند از سیگار به دست آورند. نیکوتین نیز دست رد به سینهشان نمیزند. شاید برای ثانیهای آنها را آرام کند و شاید برای یکی دو ساعت احساس خوشایندی به آنها ببخشد، اما در طولانیمدت همین نیکوتین آفت جان میشود و بدن را به رخوت میکشاند. رخوتی که کمترین نتیجهاش گیجی و پرتیحواس است.
به همین خاطر است که میگویند مواقعی که استرس دارید سیگار نکشید. اجازه ندهید نیکوتین خودش را به جای دوست خوب شما جا بزند و گردش خون شما را بالا ببرد و قوای بدنیتان را کاهش دهد. سعی کنید دستکم در آن مقطع و موقعیت به سیگار پشت کنید و تصمیمگیریهایتان را بدون افزودنیهای غیرمجاز به بدن انجام دهید. به این ترتیب، در لحظههای ناامیدی، وقتی کف دستهایتان عرق کرده و نمیتوانید خودتان را کنترل کنید، مطمئن هستید که نشانهای از نیکوتین همراه با شما نیست و گردش خون ملایم و منظمی دارید.
راه ششم، شکر نخور
ساده است، شکر باعث میشود فشارخون از روند طبیعی خارج شود و انسان در موقعیتی قرار بگیرد که نمیداند چرا و چطور ایجاد شده است. باعث میشود سرگیجهای نصیب آدم شود و بیحوصلگی به بار بیاورد. باعث میشود قدرت تحمل انسان پایین بیاید و حتی روی آستانه درد نیز تاثیر میگذارد. از این جهت است که توصیه میکنند قند و شکر را در روزهای سخت و سهمگین یا روزهای استرسآور از برنامه غذاییتان حذف کنید و به جای شکر از قندهای طبیعی برای انرژی گرفتن استفاده کنید. در آن لحظه خاص اما یادتان باشد که رژیم لاغری نگرفتهاید، شما صرفا میخواهید جلوی ازدیاد قند خون را بگیرید و به خودتان کمک کنید تا در هر حالتی سرحال و قبراق عکسالعمل نشان دهید.