سایه ناترازی آب بر گلوی خشک تهران
دادههای هواشناسی از نزدیکی بارشهای سال جاری به حد نرمال خبر میدهند، اما سایه سنگین تنش آبی بر سر پایتخت و پهنه فلات مرکزی همچنان پایدار است. بحران آب تهران از مرحله دغدغهای فصلی عبور کرده و به بنبستی ساختاری و مزمن بدل شده است که دیگر با نذورات آسمانی مقطعی یا ابرپروژههای انتقال آب گشوده نمیشود. احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور، در این گفتگو با کالبدشکافی وضعیت نگرانکننده مخازن، پایان دوره انتقال بینحوضهای و ضرورت ناگزیر بازآفرینی الگوی مصرف، ابعاد پنهان این چالش زیستی را ترسیم میکند.
با توجه به بارشهای ماههای اخیر، شماری بر این باورند که کشور از تنگنای کمآبی سالهای گذشته اندکی فاصله گرفته است. آیا این برداشت با واقعیتهای اقلیمی و آبی ایران همخوانی دارد؟
داوری دقیق درباره وضعیت آب مستلزم تفکیک میان میانگین کشوری و شرایط هر حوزه آبریز است. نرمال بودن بارندگی در مقیاس ملی، لزوماً به معنای بهبود اوضاع در همه استانها نیست؛ زیرا مسئله آب ماهیتی منطقهای دارد. ممکن است حوضهای مانند دریاچه ارومیه سالی پربارش را تجربه کند، اما تهران و بخشهایی از فلات مرکزی همزمان با کمبارشی جدی مواجه باشند. اکنون چند استان مرکزی با کاهش نزولات جوی روبهرو هستند، در حالی که برخی مناطق غربی و جنوبی وضعیت مطلوبتری دارند. بنابراین میانگین کشوری میتواند چهره واقعی تنش آبی را در کانونهای بحرانی پنهان سازد.
با وجود آنکه طی سالهای گذشته طرحهای گوناگونی برای جبران کمآبی شهرهای بزرگ، بهویژه تهران، مطرح شده، آیا این برنامهها هنوز قابلیت اجرا دارند یا ظرفیت آنها عملاً به پایان رسیده است؟
طرحهای انتقال آب همچنان در دستور کار قرار دارند و حتی ضرورت بازنگری در آنها بیش از گذشته احساس میشود؛ با این حال باید واقعیت بنیادین را پذیرفت که آب منبعی قابل خلق نیست و هر سرزمین سهمی محدود از بارش دارد. ظرفیتهای طبیعی اجازه تولید آب فراتر از توان اقلیمی را نمیدهند. تهران در دهههای گذشته بخش اعظم ظرفیتهای انتقال را بهکار گرفته و وابستگی به سدهای کرج، لار و طالقان گواه این مسیر است. اکنون منبع قابلاتکای تازهای برای انتقال گسترده باقی نمانده و افق توسعه این رویکرد با محدودیتهای جدی روبهروست؛ بنابراین تکیه صرف بر انتقال آب نمیتواند راهحلی پایدار برای آینده پایتخت باشد.
وقتی امکان اتکا به منابع تازه و انتقالهای جدید محدود شده، تهران برای عبور از این تنگنای آبی چه راهی پیشرو دارد؟
در شرایط کنونی، تهران راهی جز مدیریت مصرف آب پیشرو ندارد. کاهش فشار بر منابع محدود این کلانشهر، مستلزم بهرهگیری همزمان از فناوری و اصلاح رفتار مصرفی است. بازچرخانی آب، نوسازی شبکه توزیع، کاهش هدررفت، استفاده از تجهیزات کاهنده و بهکارگیری فناوریهای نو در تأسیسات شهری، اجزای ضروری این مسیر به شمار میآیند. با این همه، بنیان اصلی عبور از بحران، پذیرش واقعیت اقلیمی تهران و تغییر فرهنگ مصرف است. تهران و کرج با تمرکز نزدیک به یکچهارم جمعیت کشور، بر منابعی محدود تکیه دارند؛ ازاینرو تداوم زیست پایدار در این پهنه، تنها با کاهش مصرف سرانه و افزایش بهرهوری ممکن خواهد شد.
آیا میتوان امید داشت با چند سال بارندگی مناسب و همراهی مردم در صرفهجویی، وضعیت آب تهران دوباره به حالت عادی بازگردد؟
بحران آب در پایتخت از مرحله دغدغههای فصلی عبور کرده و به «تنش آبی مزمن» تبدیل شده است. تمرکز بیرویه جمعیت و توسعه شتابزده شهری در دهههای اخیر، تقاضا را به سطحی رسانده که حتی بارشهای نرمال نیز پاسخگوی نیازهای فزاینده آن نیست. حل این چالش ساختاری، فراتر از امید بستن به سالهای پرباران، نیازمند کاهش جدی مصرف سرانه و مدیریت پایدار منابع است. هدررفت آب در شبکههای فرسوده توزیع و مصرف بالای فضای سبز شهری، فشار مضاعفی بر ذخایر وارد میکند که اصلاح آن فوریتی حیاتی دارد. همزمان، برداشتهای بیرویه از سفرههای زیرزمینی، دشتهای جنوبی را با خطر فرونشست و نابودی همیشگی آبخوانها روبهرو کرده است. تداوم این روند، سکونتپذیری تهران را با تهدیدی جدی مواجه میکند و ضرورت بازنگری در حکمرانی آب را بیش از پیش نمایان میسازد.
تغییرات اقلیمی تا چه اندازه در تشدید بحران آب تهران و دیگر مناطق کشور نقش دارد و سهم عوامل انسانی در این میان چیست؟
تغییر اقلیم با افزایش دما و تقلیل ذخایر برفی، چرخه طبیعی تأمین آب را در ایران با چالشهای بیسابقهای روبهرو کرده است. دادههای بلندمدت نشان میدهند کاهش ماندگاری برف در ارتفاعات و افت ورودی سدها، پایداری منابع آبی را بهشدت متأثر ساخته است. با این حال، بحران کنونی تنها محصول دگرگونیهای اقلیمی نیست؛ بلکه مداخلات مخرب انسانی نیز نقشی کلیدی در این بنبست ایفا میکنند. ویلاسازیهای بیرویه، تغییر کاربری اراضی بالادست و تخریب پهنههای آبخیز، توان نفوذ آب به سفرههای زیرزمینی را از میان برده است. برآیند این فشارها، منابعی را که پیشتر پایدار تلقی میشدند، به ذخایری محدود و شکننده تبدیل کرده است.
آیا بارندگیهای مطلوب در برخی استانها میتواند به ترمیم آبخوانها و بهبود وضعیت منابع زیرزمینی کشور منجر شود؟
بارندگی بهطور طبیعی موجب تغذیه سفرههای زیرزمینی میشود، اما احیای واقعی این منابع در گرو مدیریت هوشمندانه میزان برداشت است. تداوم استخراج بیرویه، حتی در سالهای پرباران، مانع از افت تراز آبخوانها و وقوع پدیده مخرب فرونشست نمیشود. بسیاری از دشتها با وجود دریافت نزولات جوی، همچنان با زوال ذخایر راهبردی روبرو هستند. پایداری آبخوانها تنها با ایجاد توازن میان تغذیه و مصرف، کنترل دقیق برداشتهای غیرمجاز و اصلاح الگوهای بهرهبرداری محقق میشود تا امنیت زیستی کشور تضمین گردد.