الزامات بازسازی در اقتصاد ایران
محمدرضا اکبریجور اقتصاددان
اوراق گام و دیگر شیوههای تأمین مالی غیرتورمی، بیتردید از جمله ابزارهای مفید و ضروری برای اقتصاد ایراناند؛ ابزارهایی که اگر درست به کار گرفته شوند، میتوانند بخشی از فشار مزمن وارد بر شبکه بانکی را کاهش دهند و مسیر تولید را هموارتر سازند.
زنجیره تأمین هر صنعت بر پیوند منظم حلقههایی استوار است که هر کدام کالا یا خدمتی را به بخش بعدی میسپارند تا محصول نهایی شکل بگیرد. کامیابی این چرخه، پیش از هر چیز، به اعتماد وابسته است. هنگامی که بانک با ابزاری مانند اوراق گام در مقام تضمینکننده ظاهر میشود، اطمینان میان فعالان اقتصادی افزایش مییابد و مبادله، از سطح تردید به سطح همکاری میرسد.
با این همه، اجرای موفق چنین ابزارهایی در اقتصادی تورمی، ساده و بیهزینه نیست. رشد مستمر قیمتها میتواند فاصله زمانی میان مبادلات حلقههای مختلف زنجیره تأمین را به منشأ اختلاف و بیتعادلی بدل کند.
تولیدکنندهای که امروز تعهدی را میپذیرد، ممکن است چند ماه بعد با واقعیتی کاملاً متفاوت روبهرو شود. همین شکاف، کارکرد بسیاری از ابزارهای تأمین مالی زنجیرهای را محدود میکند. با وجود این، تردیدی نیست که تکیه بر اوراق گام و روشهای مشابه، همچنان کارآمدتر از وابستگی کامل به تسهیلات بانکی است.
اقتصاد ایران سالهاست بانکمحور شده و تقریباً در هر فعالیتی، بانک به بازیگر اصلی بدل شده است؛ وضعیتی که هم ریسک تولیدکننده را افزایش میدهد و هم انعطاف اقتصاد را کاهش میدهد. مسئله امروز اما فقط تأمین مالی یک بنگاه یا حتی یک صنعت نیست. کشور در نقطهای ایستاده که بیش از هر زمان دیگر به برنامهریزی برای بازسازی نیاز دارد؛ بازسازیای که صرفاً با تعمیر یک کارخانه یا جایگزینی چند تجهیز معنا پیدا نمیکند.
ابزارهایی مانند اوراق گام، برات الکترونیک و روشهای مشابه، عمدتاً برای حل مسائل خرد طراحی شدهاند، حال آنکه ابعاد مسئله کنونی، نگاهی کلان میطلبد. اگر یک مجتمع پتروشیمی آسیب ببیند، فقط تأمین پول برای خرید تجهیزات کافی نیست؛ بندر، اسکله، جاده، پل، شبکه حملونقل، تأمین ارز و امکان واردات نیز باید همزمان آماده باشد. هر اختلالی در این زیرساختها میتواند کل فرآیند بازسازی را متوقف یا فرسایشی کند.
نکته مهمتر آن است که بازسازی نباید تنها به بازگرداندن وضعیت گذشته محدود بماند. بسیاری از صنایع کشور هنوز با فناوریهای کهنه، مصرف انرژی بالا و بهرهوری پایین کار میکنند.
چنین وضعی ایجاب میکند بازسازی به فرصتی برای نوسازی فناوری، ارتقای بهرهوری، کاهش مصرف انرژی و بهبود استانداردهای زیستمحیطی تبدیل شود. هر حلقه آسیبدیده در زنجیره تولید، میتواند کل مسیر را مختل کند و همین واقعیت نشان میدهد کشور به برنامهای هوشمند، جامع و همزمان در حوزههای اقتصادی، صنعتی، زیرساختی، لجستیکی و فناورانه نیاز دارد؛ برنامهای که بازسازی را نه یک واکنش مقطعی، بلکه یک افق ملی ببیند.