printlogo


تولید کفش در میدان رقابت نابرابر
حمیدرضا بیاتی‌نیا روزنامه نگار

 صنعت کفش ایران، به‌عنوان یکی از کهن‌ترین و اشتغال‌زاترین صنایع کشور، امروز در نقطه‌ای ایستاده است که تداوم وضعیت موجود می‌تواند معادلات تولید، اشتغال و حتی سهم کالای ایرانی در بازار داخلی را به‌طور جدی دگرگون کند. صنعتی که سال‌ها با تکیه بر مهارت نیروی انسانی، زنجیره گسترده تولید و ظرفیت بالای پاسخ‌گویی به تقاضای داخلی، نقش مهمی در اقتصاد غیرنفتی کشور ایفا کرده، اکنون زیر فشار هم‌زمان مشکلات ساختاری، ارزی و رکود تقاضا قرار گرفته است.
در سال‌های اخیر، تولیدکنندگان کفش توانسته‌اند بخشی از وابستگی بازار به محصولات وارداتی را کاهش دهند و سهم بیشتری از بازار داخلی را به خود اختصاص دهند؛ اما این دستاورد، امروز در معرض تهدید جدی افزایش هزینه‌های تولید، اختلال در تأمین مواد اولیه، کاهش قدرت خرید مصرف‌کنندگان و تداوم قاچاق قرار دارد. فعالان این صنعت هشدار می‌دهند که اگر سیاست‌گذاری‌ها با واقعیت‌های تولید هم‌راستا نشود، بخشی از ظرفیت‌های موجود به‌تدریج از مدار تولید خارج خواهد شد. این گزارش، نگاهی دقیق‌تر دارد به لایه‌های پنهان چالش‌هایی که صنعت کفش ایران را در تنگنای تصمیم و بقا قرار داده است.

مسیر پرهزینه تولید و فروش
یکی از اصلی‌ترین مسائل پیش روی صنعت کفش، دشواری‌های فزاینده در تأمین مواد اولیه است. اگرچه بخش عمده مواد مصرفی این صنعت در داخل کشور تولید می‌شود، اما همچنان حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از نیاز تولیدکنندگان وابسته به واردات است؛ وابستگی‌ای که صنعت را به‌طور مستقیم در معرض نوسانات ارزی، مشکلات ثبت سفارش و تأخیر در تخصیص ارز قرار می‌دهد.
تولیدکنندگان می‌گویند اختلال در این فرآیند، نه‌تنها هزینه‌های تولید را افزایش داده، بلکه امکان برنامه‌ریزی میان‌مدت و بلندمدت را نیز از بسیاری از واحدها سلب کرده است. در چنین شرایطی، بخش قابل توجهی از انرژی و سرمایه تولیدکنندگان صرف حل مسائل روزمره و تأمین حداقلی نیازهای تولید می‌شود.
مسئله سهمیه‌بندی و نحوه تخصیص مواد اولیه نیز به یکی از گلوگاه‌های مهم تبدیل شده است. به گفته فعالان این صنعت، در مواردی مواد اولیه به واحدهایی اختصاص می‌یابد که فعالیت تولیدی محدودی دارند، در حالی که واحدهای فعال و دارای سفارش، با کمبود مواد اولیه مواجه‌اند. نتیجه این وضعیت، بلااستفاده ماندن بخشی از ظرفیت تولید کشور و ناتوانی در پاسخ‌گویی متناسب به نیاز بازار است.
گزارش‌ها نشان می‌دهد بسیاری از واحدهای تولیدی برای حفظ جریان تولید، طی ماه‌های اخیر ناچار به استفاده از ذخایر انبارشده مواد اولیه شده‌اند؛ ذخایری که اکنون رو به اتمام است و نگرانی‌ها درباره ماه‌های پیش‌رو را افزایش داده است.

کمبود مواد اولیه و رکود بازار
افزایش هزینه‌های تولید، حلقه فشار دیگری است که صنعت کفش را در تنگنا قرار داده است. رشد قیمت مواد اولیه، افزایش دستمزد نیروی کار، هزینه‌های انرژی، حمل‌ونقل و سایر هزینه‌های جانبی، ساختار قیمت تمام‌شده کفش را به‌شدت متأثر کرده است. برآوردها نشان می‌دهد نزدیک به نیمی از قیمت تمام‌شده یک جفت کفش به مواد اولیه اختصاص دارد و بخش مهمی نیز مربوط به هزینه‌های نیروی انسانی است.
اگرچه قیمت کفش در بازار طی ماه‌های اخیر افزایش یافته، اما این رشد قیمت نتوانسته فشار هزینه‌ها را به‌طور کامل جبران کند. در نتیجه، حاشیه سود تولیدکنندگان کاهش یافته و بسیاری از واحدها با مشکلات نقدینگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.
از سوی دیگر، کاهش قدرت خرید خانوارها سبب شده تقاضا در بازار کفش با افت محسوسی مواجه شود. این رکود تقاضا، تولیدکنندگان را در وضعیتی دوگانه قرار داده است: از یک‌سو هزینه‌ها افزایش یافته و از سوی دیگر، بازار کشش افزایش بیشتر قیمت را ندارد. استمرار این وضعیت می‌تواند به کاهش تیراژ تولید و حتی تعطیلی برخی واحدها منجر شود؛ امری که آثار آن فراتر از یک صنعت، به بازار کار و اشتغال نیز تسری خواهد یافت.

قاچاق و افق‌های ازدست‌رفته
در کنار همه این چالش‌ها، قاچاق همچنان یکی از موانع جدی توسعه صنعت کفش کشور است. با وجود اجرای طرح‌های مختلف مقابله با ورود غیرقانونی کالا، بخشی از بازار در اختیار کفش‌های خارجی قرار دارد که بدون پرداخت عوارض و هزینه‌های قانونی وارد کشور می‌شوند. این وضعیت، رقابتی نابرابر را به تولیدکنندگان داخلی تحمیل کرده و سهم آن‌ها از بازار را کاهش می‌دهد.
فعالان صنعت کفش تأکید دارند عبور از شرایط فعلی نیازمند مجموعه‌ای از اصلاحات هدفمند است؛ از بازنگری در نظام تخصیص مواد اولیه و تسریع در فرآیند تأمین ارز گرفته تا تسهیل استفاده از ارز صادراتی برای واردات مواد اولیه و تأمین نقدینگی واحدهای تولیدی.
در این میان، توسعه بازارهای صادراتی یکی از ظرفیت‌های مغفول‌مانده صنعت کفش به‌شمار می‌رود. با وجود توان رقابتی در برخی حوزه‌های کیفی، مشکلات نقل‌وانتقال ارز، هزینه‌های حمل‌ونقل و محدودیت‌های تجاری، حضور ایران در بازارهای منطقه‌ای را محدود کرده است. در صورت رفع این موانع، صنعت کفش می‌تواند به یکی از بخش‌های ارزآور اقتصاد کشور تبدیل شود.
افزون بر این، نوسازی فناوری و تجهیزات تولید، ضرورتی انکارناپذیر است. بسیاری از واحدها همچنان با ماشین‌آلات فرسوده فعالیت می‌کنند و محدودیت منابع مالی، امکان سرمایه‌گذاری جدید را کاهش داده است. در جهانی که رقابت بر پایه بهره‌وری و ارزش افزوده شکل می‌گیرد، آینده صنعت کفش ایران در گرو تصمیم‌هایی است که امروز اتخاذ می‌شود.