فولاد، ستون فقرات ساختوساز
رامین گوران رئیس انجمن صنفی انبوهسازان تهران
در بسیاری از تحلیلها نقش فولاد در ساختمان تنها با میلگرد و اسکلت فلزی شناخته میشود، در حالی که این نگاه تصویری ناقص از جایگاه واقعی این صنعت در حوزه ساختوساز ارائه میدهد. واقعیت آن است که فولاد در تمامی اجزای ساختمان حضور دارد و بخش بزرگی از زنجیره ارزش ساختمان بهصورت مستقیم به این صنعت وابسته است. فولاد بهطور مستقیم در سازه ساختمان به کار گرفته میشود از میلگرد تیرآهن ستون تیر و بادبند گرفته تا سقفهای مرکب و انواع سیستمهای سازهای. این فلز همچنین در بخشهای معماری ساختمان نیز نقش پررنگی دارد و در ساخت پنجرهها چهارچوبها نماها نردهها حفاظها کرکرهها و سازههای سبک مورد استفاده قرار میگیرد.
حضور فولاد به اجزای سازهای و معماری محدود نمیشود. این صنعت در تأسیسات مکانیکی ساختمان نیز نقشی اساسی ایفا میکند؛ از لولهها و مخازن گرفته تا موتورخانهها تجهیزات گرمایشی و سرمایشی سیستمهای تهویه تجهیزات آتشنشانی و سامانههای انتقال سیالات. در بخش تأسیسات برقی نیز فولاد در سینی کابلها تابلوهای برق محفظههای تجهیزات سیستمهای پشتیبان و زیرساختهای الکتریکی کاربرد گستردهای دارد.
علاوه بر این تجهیزات حملونقل عمودی ساختمان از جمله آسانسورها پلههای برقی و تجهیزات مرتبط نیز به زنجیره فولاد وابسته هستند. در تجهیزات داخلی ساختمان نیز از کابینتها و تجهیزات فلزی گرفته تا بسیاری از تجهیزات صنعتی و خدماتی مورد استفاده در ساختمانهای مسکونی اداری تجاری و درمانی ردپای فولاد بهوضوح دیده میشود. حتی ماشینآلات ساختمانی جرثقیلها تجهیزات قالببندی ابزارآلات و تجهیزات اجرایی پروژههای عمرانی نیز خود بخشی از زنجیره مصرف فولاد محسوب میشوند. بنابراین زمانی که درباره صنعت فولاد صحبت میکنیم در واقع درباره یکی از مهمترین پیشرانهای صنعت ساختمان سخن میگوییم. به همین دلیل هرگونه اختلال در تولید حملونقل تأمین انرژی تأمین مواد اولیه صادرات واردات یا قیمتگذاری محصولات فولادی آثار خود را در سراسر چرخه ساختوساز کشور نمایان میکند.
موضوع امروز تنها قیمت فولاد نیست. اگر از منظر بخش خصوصی و سرمایهگذاران به مسئله نگاه کنیم موضوع اصلی پیشبینیپذیری است. سرمایهگذار برای ورود به یک پروژه ساختمانی نیازمند برآورد هزینه است. پیمانکار برای انعقاد قرارداد به برآورد دقیق هزینهها احتیاج دارد. توسعهگر برای آغاز یک پروژه و بانک برای تأمین مالی آن نیز به تصویری روشن از هزینههای پیشرو نیاز دارند. اما زمانی که زنجیره تأمین با نااطمینانی مواجه شود امکان برنامهریزی اقتصادی برای تمامی بازیگران این حوزه کاهش مییابد. ممکن است یک فعال اقتصادی بتواند خود را با افزایش قیمتها تطبیق دهد اما نمیتواند در فضایی تصمیمگیری کند که هیچ تصویری از وضعیت سهماهه ششماهه یا یکساله آینده در اختیار ندارد.