تنگه هرمز؛ گلوگاه غذای جهان
حسین شیرزاد تحلیلگر مسائل توسعهای بخش کشاورزی
بسته شدن تنگه هرمز، تنها یک اختلال در مسیر حملونقل انرژی نیست؛ این رخداد، آینهای تمامنما در برابر شکنندگی نظم اقتصادی و غذایی جهان قرار داده است. سالهاست که سازوکار غالب در تجارت جهانی، بهجای آنکه بر تابآوری، ذخایر راهبردی و تنوع مسیرها تکیه کند، بر منطق کاراییِ افراطی، سودهای لحظهای و آربیتراژهای کوتاهمدت بنا شده است. نتیجه چنین نگرشی آن است که با مسدود شدن یک گذرگاه راهبردی، فقط بازار نفت دچار التهاب نمیشود، بلکه زنجیرهای از نااطمینانی، از انرژی تا کود و از کود تا غذا، سراسر اقتصاد جهانی را دربرمیگیرد. آنچه امروز در تنگه هرمز رخ داده، بیش از هر چیز نشان میدهد امنیت غذایی جهان، بسیار بیش از آنچه تصور میشد، به ثبات ژئوپلیتیکی این آبراه وابسته است.
همزمان با تشدید درگیریها از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، هشدارها درباره عبور قیمت نفت از مرز ۱۰۰ دلار، از سطح گمانهزنی به قلمرو واقعیت نزدیک شد. اما مسئله فقط نفت نیست. ایران در زنجیره عرضه برخی نهادههای مهم کشاورزی، بهویژه کود، جایگاهی اثرگذار دارد و همین موضوع سبب شده است که دامنه بحران، از پالایشگاهها و بورسهای انرژی فراتر رود و به مزارع، انبارها و سفره مردم برسد. افزایش هزینه انرژی، مستقیماً هزینه تولید کود را بالا میبرد و بلافاصله خود را در قیمت تمامشده محصولات کشاورزی نشان میدهد. رشد ۱۷ درصدی قیمت انرژی در سال ۲۰۲۶ و جهش مورد انتظار ۲۱ درصدی قیمت کود، نشانه آن است که فشار تورمی تنها محدود به سوخت نخواهد ماند. جهش ۴۵ درصدی قیمت جهانی اوره و افزایش بهای کودهای نیتروژنی در بازارهای مختلف، از آمریکا تا آلمان و برزیل، اثبات میکند که بحران، مرز جغرافیایی نمیشناسد. ضعف رشد اقتصادی جهان، این معادله را پیچیدهتر و دامنه بحران را گستردهتر کرده است. کند شدن آهنگ رشد در اقتصادهای نوظهور و در حال توسعه، که هم در جایگاه مصرفکنندگان بزرگ و هم تولیدکنندگان اصلی کالاهای پایه قرار دارند، در شرایط عادی باید به کاهش بهای برخی اقلام بینجامد؛ اما هنگامی که شوک عرضه از کانال انرژی، کود و نهادههای تولید وارد میشود، این قاعده کلاسیک دیگر کارآمدی سابق را ندارد. کاهش محسوس عرضه گوگرد و اوره، اختلال در محمولههای آمونیاک و فسفات، و محدودیت جدی مسیرهای جایگزین حملونقل، همگی نشان میدهد شبکه تأمین جهانی بیش از اندازه فشرده، متمرکز و کمانعطاف طراحی شده است. چنین ساختاری در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی، بهجای جذب ضربه، آن را تشدید و به بازارهای دوردست منتقل میکند.
پیام مرکزی این بحران روشن است: جهان نمیتواند امنیت غذا را بر ستونهای لرزان سوداگری کوتاهمدت و منطق سود فوری بنا کند. بازارهای جهانی ناگزیرند بهجای ستایش صرف کارایی، به سوی تنوعبخشی مسیرها، تقویت ذخایر راهبردی و احیای دیپلماسی بازدارنده حرکت کنند.