printlogo


آموزش رایگان در سراشیبی فراموشی

 گسترش مدارس هیأت‌امنایی بار دیگر مناقشه قدیمی آموزش رایگان را به صدر بحث‌های آموزشی کشور بازگردانده؛ موضوعی که به باور محمدرضا نیک‌نژاد، معلم بازنشسته و فعال حوزه آموزش، تنها تغییر یک عنوان اداری نیست، بلکه نشانه تداوم روندی است که می‌تواند آموزش عمومی را به‌تدریج از مسئولیت مستقیم دولت دور کرده و شکاف آموزشی را عمیق‌تر سازد.
****
این روزها دوباره بحث توسعه مدارس هیأت‌امنایی داغ شده است. منتقدان می‌گویند این الگو می‌تواند مسیر پولی‌تر شدن آموزش را هموار کند. منشأ این نگرانی چیست؟
نگرانی اصلی به این بازمی‌گردد که مدارس هیأت‌امنایی، دریافت پول از خانواده‌ها را در قالبی رسمی‌تر و مشروع‌تر سامان می‌دهند. امروز آموزش‌وپرورش با گونه‌های متعددی از مدرسه روبه‌روست و بخش قابل‌توجهی از آن‌ها، مستقیم یا غیرمستقیم، از خانواده‌ها هزینه دریافت می‌کنند. حتی در مدارس دولتی نیز مبالغی با عنوان «کمک به مدرسه» یا «پرداخت داوطلبانه» مطالبه می‌شود؛ درحالی‌که اصل سی‌ام قانون اساسی، آموزش عمومی را رایگان دانسته است. هنگامی که مدرسه‌ای عنوان هیأت‌امنایی می‌گیرد، مدیران و مسئولان آموزشی امکان بیشتری برای مطالبه هزینه پیدا می‌کنند و همین مسئله، نگرانی درباره تضعیف تدریجی آموزش رایگان را افزایش داده است. منتقدان معتقدند تداوم این روند، شکاف آموزشی را عمیق‌تر می‌کند و فشار بیشتری بر خانواده‌ها وارد خواهد کرد.

برخی معتقدند مدارس هیأت‌امنایی می‌توانند کیفیت آموزش را ارتقا دهند. این استدلال تا چه اندازه قابل قبول است؟
اگر مسئله، ارتقای کیفیت آموزشی است، چرا سازوکار مدارس دولتی اصلاح نمی‌شود؟ نزدیک به ۸۰ درصد مدارس کشور دولتی‌اند و تقویت همین شبکه گسترده می‌تواند بدون خدشه به اصل آموزش رایگان، کیفیت را بهبود بخشد. مسئله اینجاست که به‌جای حمایت از آموزش عمومی، راه‌هایی برای دور زدن قانون اساسی پیدا می‌شود. اصل سی‌ام صراحت دارد که آموزش عمومی باید رایگان باشد، اما این اصل طی سال‌های گذشته بارها به شیوه‌های مختلف تضعیف شده است. منتقدان معتقدند توسعه مدارس هیأت‌امنایی نیز ادامه همین مسیر خواهد بود.

با این حال، وزیر آموزش‌وپرورش تأکید کرده که توسعه مدارس هیأت‌امنایی به معنای خصوصی‌سازی یا پولی شدن آموزش نیست.
این اظهارات پیش‌تر نیز بارها مطرح شده، اما مسئله اصلی، ایجاد روزنه‌هایی است که به‌تدریج دریافت پول از خانواده‌ها را عادی می‌کند. هنگامی که یک مسیر قانونی یا شبه‌قانونی شکل می‌گیرد، کنترل پیامدهای آن دشوار خواهد شد. اکنون نیز در بسیاری از مدارس دولتی مبالغی از خانواده‌ها دریافت می‌شود؛ درحالی‌که همه می‌دانند این اقدام با روح آموزش رایگان سازگار نیست. خانواده‌ها هم معمولاً هنگام ثبت‌نام، امکان چندانی برای مخالفت ندارند. از سوی دیگر، آموزش در ایران طی سال‌های اخیر آرام‌آرام پرهزینه‌تر شده و هم‌زمان فشار سنگین هزینه‌های زندگی، از مسکن تا درمان، بر دوش خانواده‌ها افزایش یافته است.

یعنی معتقدید دولت به‌تدریج از مسئولیت خود در حوزه آموزش عقب‌نشینی کرده است؟
به‌عنوان معلمی بازنشسته، معتقدم این روند دست‌کم از دو دهه پیش آغاز شده است. مدارس دولتی آرام‌آرام به سمت نوعی خودگردانی سوق پیدا کرده‌اند. در گذشته دولت برای هر دانش‌آموز سرانه مشخصی پرداخت می‌کرد تا هزینه‌های آموزشی، خدماتی و نگهداری مدارس تأمین شود، اما امروز این سرانه‌ها یا پرداخت نمی‌شود یا پاسخگوی نیازها نیست. در نتیجه مدیران مدارس ناچارند برای تأمین هزینه‌ها به خانواده‌ها متوسل شوند. همین وابستگی مالی، ماهیت آموزش دولتی را تغییر داده است. نگرانی اصلی این است که توسعه مدارس هیأت‌امنایی، این روند را رسمی‌تر و گسترده‌تر کند.
این وضعیت چه تأثیری بر دانش‌آموزان و خانواده‌ها می‌گذارد؟
بزرگ‌ترین آسیب متوجه دانش‌آموزان است؛ زیرا هرچه هزینه آموزش افزایش پیدا کند، احتمال بازماندن از تحصیل نیز بیشتر می‌شود. امروز بسیاری از خانواده‌ها حتی در تأمین هزینه‌های روزمره زندگی با دشواری روبه‌رو هستند و طبیعی است که مخارج آموزشی برایشان به باری سنگین تبدیل شود. از سوی دیگر، بخشی از خانواده‌ها با نوعی ناامیدی اقتصادی مواجه‌اند و می‌پرسند تحصیلات دانشگاهی در نهایت چه آینده‌ای برای فرزندشان رقم خواهد زد. این نگاه، ریشه در واقعیت‌های معیشتی و اجتماعی دارد. اکنون در بسیاری از خانواده‌ها همه اعضا ناچار به کار کردن هستند تا چرخه زندگی متوقف نشود. در چنین شرایطی، ادامه تحصیل ممکن است به اولویتی ثانویه تبدیل شود. همین مسئله خطر ترک تحصیل را افزایش می‌دهد؛ به‌ویژه در سال‌های اخیر که آموزش مجازی باعث شده برخی دانش‌آموزان هم‌زمان با درس، وارد بازار کار شوند و از مسیر آموزش فاصله بگیرند. این روند نگران‌کننده‌تر شده است.
 
برخی می‌گویند کیفیت مدارس دولتی افت کرده و شاید هیأت‌امنایی شدن بتواند به بهبود وضعیت کمک کند. شما این احتمال را رد می‌کنید؟
به گمان من، صرف دریافت پول از خانواده‌ها لزوماً به افزایش کیفیت آموزشی منجر نمی‌شود. همین امروز نیز بسیاری از مدارس غیردولتی شهریه‌های سنگینی دریافت می‌کنند، اما خروجی آموزشی قابل‌توجهی ندارند. شاید حدود 10 درصد از این مدارس به‌واسطه شهرت یا تمرکز بر رقابت‌های آموزشی و کنکور، نتایج برجسته‌ای به دست آورده باشند، اما بخش بزرگی از آن‌ها عملکردی فراتر از حد معمول ارائه نمی‌دهند. تجربه نشان می‌دهد آنچه کیفیت واقعی می‌آفریند، فقط منابع مالی نیست. برخی مدارس دولتی، به دلیل پیشینه تاریخی، حضور معلمان توانمند یا اعتماد اجتماعی خانواده‌ها، همچنان جایگاه موفقی دارند. این مدارس غالباً دانش‌آموزان مستعد را جذب می‌کنند و همین امر به بهبود نتایج آموزشی آن‌ها می‌انجامد. بنابراین کیفیت بیش از هر چیز به سازوکار آموزشی، نیروی انسانی و سرمایه اجتماعی مدرسه وابسته است، نه صرفاً دریافت پول از خانواده‌ها.