تجارتی به نام روابط انسانی
هیوا جهانگرد روزنامه نگار
تصور کنید برای شرکت در مراسم عروسی، نیاز به یک عموی خوشمشرب و خندهرو دارید تا در برابر خانوادهی همسرتان حفظ آبرو کنید؛ یا برای فرار از فشارهای اجتماعی، دلتان میخواهد یک روز در هفته پدری مهربان داشته باشید تا همراهش در پارک قدم بزنید و با او درد دل کنید. شاید در نگاه اول شبیه ایدهای از سریالهای علمیتخیلی به نظر برسد، اما «اجارهی اعضای خانواده» سالهاست که در ژاپن به شغلی واقعی و تجارتی پررونق تبدیل شده است. در دنیایی که آدمها هر روز منزویتر میشوند، بازار کار نیز شکلهای عجیبی به خود میگیرد؛ بازاری که در آن جای خالی عشق و توجه با پول پر میشود. فیلم «خانوادهی اجارهای» (Rental Family)، محصول سال ۲۰۲۵، دقیقاً دست روی همین سوژهی بکر و بحثبرانگیز گذاشته است.
داستان فیلم
این فیلم داستان یک بازیگر آمریکاییِ بیپول و به تهخطرسیده (با بازی برندن فریزر) را روایت میکند که در توکیو زندگی میکند. او که در حرفهی اصلیاش موفقیتی کسب نکرده و با مشکلات مالی و تنهایی دستوپنجه نرم میکند، ناگهان با یک آگهی شغلی نامتعارف روبهرو میشود: کار در یک شرکت ارائهدهندهی خدمات «خانوادهی اجارهای». کارفرمای ژاپنی به یک مرد غربی نیاز دارد تا در سناریوهای مختلف مشتریان نقشهای متفاوتی بازی کند؛ از نقش یک شریک تجاری خارجی برای اعتبار بخشیدن به یک کارمند ساده گرفته تا نقش شوهر موقت یا دوست خانوادگی.
آنچه این فیلم کمدی–درام را به اثری قابلتأمل تبدیل میکند، تضاد جالب میان شغل و احساسات است. قهرمان داستان در ابتدا به این کار صرفاً به چشم منبع درآمد و نقشآفرینی ساده نگاه میکند. او پول میگیرد تا چند ساعت ادای کسی را دربیاورد که مشتری میخواهد. اما هرچه بیشتر درگیر این شغل عجیب میشود، درمییابد که مشتریان او نه به دنبال فریب دادن دیگران، بلکه در پی التیام زخمهای درونی خود هستند. آنها تنهایی عمیق خود را پشت این روابط پولی پنهان کردهاند. در این میان، خود بازیگر که در زندگی واقعی مردی تنها و شکستخورده است، در دل این روابط جعلی و مالی معنایی تازه برای زندگی و ارتباطات انسانی پیدا میکند. از منظر اجتماعی و مسئلهی اشتغال، فیلم «خانوادهی اجارهای» آینهی تمامنمای اقتصاد مدرن، یا همان «اقتصاد گیگ» است. ما در عصری زندگی میکنیم که افراد میتوانند مهارتهایشان را بهصورت ساعتی و پروژهای بفروشند؛ اما فیلم این سؤال تکاندهنده را مطرح میکند: آیا میتوان صمیمیت، همدلی و خانواده را هم مانند خدمات تاکسی اینترنتی، به شکل ساعتی خرید؟ وقتی فردی بهعنوان پدر یا دوست استخدام میشود، آیا فقط زمانش را میفروشد یا بخشی از روح و روانش را؟ این شغل عجیب مرزهای میان کار و زندگی شخصی را بهکلی محو میکند و کارگرانی را نشان میدهد که باید احساسات خود را برای رضایت مشتری مدیریت و سرکوب کنند.
ارزش سینمایی
از نظر سینمایی، حضور برندن فریزر در نقش اصلی یکی از بزرگترین نقاط قوت این فیلم است. فریزر که پس از سالها دوری از سینما بازگشت شکوهمندانهای داشت و اسکار بهترین بازیگر مرد را برای فیلم «نهنگ» دریافت کرد، در اینجا نیز با همان آسیبپذیری و صمیمیت خاص خود ظاهر میشود. او بهخوبی توانسته استیصال یک کارگر روزمزدِ عاطفی و غم پنهان در چشمهای مردی تنها را به تصویر بکشد.
کارگردانی فیلم بر عهدهی «هیکاری» فیلمساز تحسینشدهی ژاپنی است که توانسته با ظرافت، لحن فیلم را روی مرز باریک کمدی موقعیت و درام روانشناختی نگه دارد. فیلم نه آنقدر تاریک است که مخاطب را پس بزند و نه آنقدر کمدی که عمق فاجعهی تنهایی انسان مدرن را نادیده بگیرد. «خانوادهی اجارهای» از زمان اکران خود با استقبال چشمگیر منتقدان و تماشاگران مواجه شد. این فیلم که نخستین بار در جشنوارهی فیلم ساندنس به نمایش درآمد، توانست جایزهی ویژهی تماشاگران را از آن خود کند و نامزدی بهترین بازیگر مرد در جوایز گلدن گلوب را برای برندن فریزر به ارمغان بیاورد. در پلتفرمهای امتیازدهی نیز عملکرد موفقی ثبت کرده است؛ کاربران سایت «آیامدیبی» (IMDb) امتیاز قابلتوجه ۷.۸ از ۱۰ را به آن اختصاص دادهاند و در وبسایت «راتن تومیتوز» (Rotten Tomatoes) نیز با کسب تأییدیهی ۸۹ درصد از سوی منتقدان، نشان «گوجهفرنگی تازه» را دریافت کرده است. علاوه بر این، سینمادوستان در شبکهی اجتماعی «لترباکسد» (Letterboxd) میانگین امتیاز ۳.۹ از ۵ را برای این اثر ثبت کردهاند که نشاندهنده محبوبیت بالای آن در میان مخاطبان جدیتر سینماست. «خانوادهی اجارهای» فقط فیلمی سرگرمکننده دربارهی یک شغل عجیب در ژاپن نیست، بلکه هشداری دربارهی آیندهی جوامع شهری است. تماشای این فیلم مخاطب را به فکر وامیدارد که در شلوغیهای روزمره و مسابقهی بیپایان کار و درآمد، چقدر از آدمهای اطرافمان غافل شدهایم. این فیلم بهزیبایی یادآوری میکند که هرچند در دنیای امروز میتوان برای هر نیازی خدمات پولی پیدا کرد، اما ارتباطات واقعی و اصیل انسانی تنها چیزی است که در هیچ کاتالوگی برای اجاره یا خرید وجود ندارد. این فیلم تلنگری است تا قدر روابط واقعی زندگیمان را بیشتر بدانیم؛ پیش از آنکه مجبور شویم برای داشتن همصحبت دستبهجیب شویم.