printlogo


بودجه بازسازی ناکافی است

 جنگ اخیر، میراث فرهنگی ایران را با زخمی عمیق و پرسش‌هایی دشوار روبه‌رو کرده است؛ از تأمین بودجه مرمت و امکان دریافت غرامت بین‌المللی تا حفظ اصالت بناهای آسیب‌دیده. محمدمهدی کلانتری، کارشناس میراث فرهنگی و رئیس پویش بناها و بافت‌های تاریخی کشور، در گفت‌وگو با ما به این چالش‌ها پاسخ می‌دهد.

وضعیت خسارت وارد شده به میراث فرهنگی ایران پس از جنگ اخیر چگونه است؟ آمار رسمی چه می‌گوید؟
براساس گزارش‌های رسمی وزارت میراث فرهنگی، در جریان جنگ اخیر دست‌کم ۱۴۹ اثر تاریخی در ۱۸ استان کشور آسیب دیده‌اند. این خسارت‌ها از اصابت مستقیم و موج انفجار تا اختلال در سازه و تخریب تزیینات ظریف بناها را شامل می‌شود. در میان آن‌ها چهار اثر ثبت جهانی ــ کاخ گلستان، میدان نقش جهان، کاخ چهل‌ستون و مجموعه قلعه فلک‌الافلاک و تپه خرم‌آباد ــ نیز آسیب دیده‌اند که امکان پیگیری حقوقی بین‌المللی دارند. سایر بناها در فهرست آثار ملی ثبت شده‌اند و مسیر شکایت جهانی برایشان محدود است. در برخی موارد شدت خسارت بسیار بالا بوده؛ چنان‌که ساختمان تاریخی سنا در بخش‌هایی تا ۷۰ تا ۸۰ درصد آسیب دیده و بخشی از تزیینات معماری برخی کاخ‌ها و بناهای تاریخی نیز تخریب شده است.

بودجه میراث فرهنگی در سال‌های گذشته معمولاً در اولویت‌های پایین‌تر بوده است. با این حجم خسارت، دولت تا چه اندازه توان تأمین منابع بازسازی را دارد؟
میراث فرهنگی در دهه‌های گذشته هرگز در شمار اولویت‌های اصلی بودجه‌ای دولت نبوده و فاصله اعتبارات آن با بودجه‌های عمرانی کلان، مانند راه‌وشهرسازی و زیرساخت‌های اقتصادی، بسیار زیاد است؛ این در حالی است که ایران بیش از ۳۵ هزار اثر ثبت ملی و صدها هزار بنای تاریخی شناسایی‌شده دارد. در شرایط اقتصادی پس از جنگ نیز دولت ناگزیر است بازسازی خانه‌های آسیب‌دیده، زیرساخت‌های تولیدی، کارخانه‌ها، پالایشگاه‌ها و شبکه‌های حیاتی اقتصادی را در اولویت قرار دهد و رسماً نیز به این امر متعهد شده است. بنابراین، هرچند میراث فرهنگی نادیده گرفته نشده، اعتبارات سالانه این حوزه برای جبران خسارت‌ها کافی نیست و مرمت آثار آسیب‌دیده نیازمند منابع مازاد و خارج از روال معمول است.

برخی پیشنهاد می‌کنند برای جبران خسارت‌ها از طریق دادگاه لاهه غرامت دریافت شود. این مسیر تا چه اندازه عملی و واقع‌بینانه است؟
پیگیری حقوقی بین‌المللی، به‌ویژه برای آثار ثبت جهانی، می‌تواند مسیر مهمی برای جبران خسارت باشد و در صورت گردآوری مستندات دقیق و تنظیم شکایت‌نامه‌ای مستحکم، امکان دریافت غرامت در دادگاه لاهه وجود دارد. با این حال، موانع سیاسی و حقوقی، طولانی‌شدن روند اجرا و نیز نبود امکان طرح دعوا برای ۱۴۵ اثر ملیِ ثبت‌نشده جهانی، نشان می‌دهد این مسیر تنها بخشی از راه‌حل است.

تأمین منابع مالی بازسازی از چه مسیرهایی ممکن است؟ آیا می‌توان به ظرفیت بخش خصوصی اتکا کرد؟
برای تأمین هزینه‌های بازسازی دو مسیر اصلی وجود دارد: جذب کمک‌های خیریه ملی و بین‌المللی، که ارزشمند اما محدود است؛ و مشارکت بخش خصوصی با امکان بازگشت سرمایه، که به‌دلیل ماهیت غیرتجاری بسیاری از بناها و خطر آسیب به اصالت آثار، با محدودیت جدی روبه‌روست. ازاین‌رو، راهکار واقعی ترکیبی است از بودجه مازاد دولتی، پیگیری غرامت‌های احتمالی بین‌المللی، جلب کمک‌های خیریه و مشارکت محدود و کنترل‌شده بخش خصوصی در بناهای دارای ظرفیت اقتصادی.

با توجه به این شرایط، چشم‌انداز بازسازی میراث آسیب‌دیده در 5 تا 10 سال آینده چگونه خواهد بود؟ 
چشم‌انداز کوتاه‌مدت چندان روشن نیست؛ مرمت بناهای آسیب‌دیده به سرمایه و تخصص فنی نیاز دارد و شمار استادکاران هنرهای سنتی نیز محدود شده است. آسیب‌شناسی کامل هنوز پایان نیافته است. در بناهای فاخر باید به اصالت نزدیک شد. مرمت کاملاً همسان ممکن نیست، اما رها کردن آثار پذیرفتنی نیست؛ حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد خسارت جدی دارند.

این خسارت‌ها چه تأثیری بر گردشگری میراثی ایران خواهد گذاشت؟
واقعیت این است که ضربه اصلی جنگ به گردشگری، بیش از هر چیز از مسیر کاهش پروازهای بین‌المللی و افزایش احساس ناامنی وارد شده است. در مقیاس کلان، آسیب دیدن ۱۴۹ اثر در برابر بیش از ۳۵ هزار اثر ثبت ملی و صدها هزار بنای تاریخی موجود در کشور، عدد بسیار بزرگی نیست و بسیاری از بناهای آسیب‌دیده همچنان قابلیت بازدید دارند. برای مثال، کاخ گلستان و چهل ستون حتی در دوران جنگ نیز به‌طور محدود پذیرای بازدیدکنندگان بودند. در سناریوی خوش‌بینانه، اگر مرمت آثار شاخص ثبت جهانی به سرعت آغاز و برنامه‌ای جدی برای بازاریابی گردشگری تدوین شود، می‌توان انتظار داشت که گردشگری میراثی در بازه سه تا چهار سال آینده به تدریج احیا شود. اما در سناریوی بدبینانه، اگر ثبات پایدار برقرار نشود و روند مرمت‌ها به تأخیر افتد، رکود گردشگری ممکن است طولانی‌تر شود.