زخم جنگ بر چهره میراث ملی
الهه ابراهیمی روزنامه نگار
چهل روز درگیری و تجاوز نظامی، تنها زیرساختهای اقتصادی و تأسیسات حیاتی ایران را هدف قرار نداد؛ دامنه این تخریبها به حوزهای عمیقتر و ماندگارتر نیز رسید: میراث تاریخی و فرهنگی کشوری که لایههای تمدنی آن به بیش از 2 هزار و 500 سال پیش بازمیگردد. بر پایه آمارهای رسمی وزارت میراثفرهنگی، در جریان این حملات دستکم ۱۴۹ اثر تاریخی، فرهنگی و موزهای در ۲۰ استان کشور آسیب دیدند؛ مجموعهای که در میان آنها پنج اثر ثبت جهانی، هفت بافت تاریخی و ۵۴ موزه حاوی آثار ارزشمند ملی و محلی قرار دارد. برآوردها نشان میدهد خسارت واردشده به این حوزه به حدود ۷.۵ همت میرسد؛ رقمی که در شرایط اقتصادی کنونی، فرایند مرمت و احیای این گنجینهها را به مسیری پیچیده و زمانبر بدل میکند. چنانکه وزیر میراثفرهنگی تأکید کرده است، «وقتی یک بنای تاریخی آسیب میبیند، در حقیقت جهانی از تاریخ و هویت آسیب میبیند».
جغرافیای خسارت میراث
بر اساس تازهترین برآوردهای وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، دامنه این حملات ۲۰ استان کشور را دربر گرفته و در مجموع ۱۴۹ اثر تاریخی و فرهنگی دچار آسیب شدهاند. بیشترین حجم تخریبها در استانهای تهران، اصفهان و کردستان ثبت شده است؛ استانهایی که به ترتیب با ۷۰، ۲۷ و ۱۳ اثر آسیبدیده در صدر فهرست قرار دارند. پس از آن، استانهای خوزستان، کرمانشاه، لرستان و قم نیز با ۱۲، ۵، ۴ و ۳ اثر خسارتدیده از جمله مناطق درگیر با این آسیبها محسوب میشوند. طبقهبندی نوع خسارتها نیز تصویری دقیقتر از ابعاد ماجرا ارائه میدهد. بر اساس این ارزیابیها، ۷۴ اثر تاریخی در اثر موج انفجار آسیب دیدهاند، ۴۲ اثر بر اثر برخورد مستقیم با حریم آثار دچار خسارت شده و ۳۳ اثر نیز به دلیل اصابت به عرصه آثار آسیب دیدهاند. در میان بناهای آسیبدیده، نام آثاری چون کاخ گلستان در تهران، مجموعه میدان نقش جهان و مسجد امام در اصفهان و نیز قلعه تاریخی فلکالافلاک در لرستان ـ که همگی در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شدهاند ـ بیش از دیگران جلب توجه میکند. آسیب به این بناها صرفاً تخریب چند سازه تاریخی نیست، بلکه ضربهای به حافظه فرهنگی یک ملت است؛ زیرا با فرسایش یا نابودی چنین آثار شاخصی، پیوند نسلهای امروز و فردا با گذشته تاریخی و میراث مادی کشور نیز تضعیف میشود و بخشی از تاریخ ملموس جامعه در معرض فراموشی قرار میگیرد.
مرمت و بازسازی آثار
با اعلام آتشبس، وزیر میراثفرهنگی از آغاز فوری عملیات مرمت آثار آسیبدیده خبر داد و «پویش ملی و بینالمللی مرمت آثار تاریخی» را راهاندازی کرد. با این حال، مهمترین مانع در مسیر بازسازی، محدودیت شدید منابع مالی است. بودجه مصوب سال ۱۴۰۴ وزارت میراثفرهنگی تنها ۲۵۰۰ میلیارد تومان برآورد شده و بخش عمده آن پیش از آغاز جنگ صرف پرداخت حقوق کارکنان شده است. در چنین شرایطی، حتی طرحهای در دست تهیه نیز بدون تخصیص بودجه مؤثر، از مرحله برنامهریزی فراتر نخواهند رفت.
وزیر میراثفرهنگی تأکید کرده است که مرمت آثار آسیبدیده باید در اولویت تخصیص منابع عمرانی سال جاری قرار گیرد و معاونت میراث موظف است با تعیین سلسلهمراتب اهمیت آثار، روند عملیاتی بازسازی را آغاز کند. پویش ملی و بینالمللی یادشده نیز با مشارکت دانشگاهیان و نخبگان، تلاشی است برای جلب حمایتهای داخلی و خارجی در مسیر احیای این گنجینهها.
بحران نیروی متخصص
فراتر از محدودیت بودجه، بحران کمبود نیروی متخصص مرمت به چالشی مضاعف بدل شده است. طبق آمار رسمی، بیش از ۶۰ درصد از مرمتکاران تأیید صلاحیتشده کشور طی سه سال اخیر مهاجرت کردهاند؛ بسیاری به کشورهای حوزه خلیج فارس و اروپا. در غیاب این نیروهای کارآزموده، بازسازی علمی و اصولی بناهای آسیبدیده—حتی با وجود بودجه و تجهیزات—امری دشوار و گاه غیرممکن خواهد بود.
این وضعیت زنگ خطری جدی برای آینده میراث فرهنگی ایران است. آثار تاریخی تنها تودهای از سنگ و گچ نیستند؛ آنها حامل هویت، حافظه و روایت تمدنی ملتاند. هر تخریب، هر انفجار و هر سهلانگاری در مرمت، بخشی از حافظه فرهنگی کشور را میسوزاند. بازگرداندن نیروی متخصص و تأمین منابع پایدار مالی، نه حاشیهای که بخشی حیاتی از فرآیند حفظ هویت تاریخی ایران است.
فرسایش هویت تاریخی
تخریب آثار تاریخی در جنگ، صرفاً به معنای خسارت مالی یا آسیب به چند بنای کهن نیست؛ این رخداد مستقیماً حافظه فرهنگی و هویت تاریخی یک ملت را نشانه میگیرد. بسیاری از بناهایی که در جریان این درگیریها آسیب دیدهاند، تنها سازههایی از سنگ و آجر نیستند، بلکه روایتگر لایههای تمدنی، معماری و شیوه زیست مردمانیاند که در طول قرنها این سرزمین را شکل دادهاند. از این رو، آسیب دیدن یا نابودی آنها به معنای گسسته شدن بخشی از پیوند جامعه با گذشته تاریخی خویش است. حتی اگر مرمتهای دقیق و پرهزینه انجام شود، بازآفرینی کامل اصالت و حس تاریخی چنین بناهایی همواره با محدودیت همراه خواهد بود. همین واقعیت، ضرورت توجه به حفاظت از میراث فرهنگی در زمان جنگ و در دوره پس از آن را دوچندان میکند.
سندی برای آینده
در کنار تلاش برای بازسازی و مرمت، میتوان بخشی از آثار آسیبدیده را به عنوان «میراث جنگ» حفظ کرد؛ آثاری که نه فقط نشانه تخریب، بلکه سندی از تاریخ معاصر و یادآور پیامدهای ویرانگر جنگ بر فرهنگ و تمدن یک ملت هستند. چنین رویکردی، علاوه بر ثبت تجربه تاریخی، امکان آموزش و آگاهیبخشی برای نسلهای آینده را نیز فراهم میکند. نگهداری این نشانهها میتواند به نمادی از تابآوری و هویت ملی بدل شود و در عین حال توجه جامعه جهانی را به اهمیت حفاظت از میراث فرهنگی در شرایط بحران جلب کند.
مرمت و احیای آثار تاریخی ایران صرفاً یک پروژه عمرانی یا مالی نیست. این فرایند در حقیقت تلاشی برای بازگرداندن بخشی از حافظه تاریخی و هویت فرهنگی کشور است؛ مأموریتی ملی و انسانی که تحقق آن نیازمند همکاری دولت، جامعه علمی، نخبگان و حتی نهادهای بینالمللی است تا تاریخ ملموس این سرزمین برای نسلهای آینده همچنان قابل لمس و روایتپذیر باقی بماند.