تنشهای خلیج فارس و فرصتسازی جنگ
بهنام ملکی اقتصاددان
طوفان جنگ چهلروزه، ضربانی ناموزون بر پیکره اقتصاد کشورهای حوزه خلیج فارس وارد ساخته و چشماندازهای توسعه پایدار را در این منطقه به شدت تیره کرده است. صنعت گردشگری دبی که زمانی ویترین درخشان تجارت منطقه بود، اکنون به بحرانی بیسابقه گرفتار شده و تنها در یک ماه، لغو بیش از ۲۲۶ هزار رزرو هتل را به ثبت رسانده است. سال گذشته این شهر میزبان ۱۹ میلیون مسافر بینالمللی بود، اما امروز برآوردها نشان میدهد در پی درگیریهای گسترده، درآمد بسیاری از رستورانهای معتبر بیش از ۵۰ درصد کاهش یافته است. هتلهایی که حیاتشان به حضور گردشگران گره خورده، ضربات هولناکتری دریافت کردهاند و با افت ۸۰ درصدی درآمد، ناگزیر به کاهش ۳۰ درصدی حقوق کارکنان خود شدهاند تا از ورشکستگی مطلق و فروپاشی نهایی ساختار خدماتی خود بگریزند.
گستره تجارت دریایی و اقتصاد آبی ایران و همسایگان جنوبی، بر اثر تداوم تنشها در پهنه خلیج فارس و دریای عمان، عملاً به وضعیت کما فرو رفته است. حضور ناوگانهای نظامی و فشارهای دیپلماتیک بینالمللی، کار را برای فعالان اقتصادی سختتر کرده و خروج غولهای نفتی همچون توتال، نشانهای آشکار از احساس ناامنی میان قدرتهای بزرگ سرمایهگذار است. اقتصاد کشورهای عربی نظیر عربستان، قطر و امارات، علاوه بر رکود در بخش توریستی، با بحران صادرات انرژی و تجارت آزاد روبهرو شدهاند که میتواند کل ساختار مالی منطقه را فلج کند. تداوم این ناامنیهای فزاینده، موجب فرار سرمایههای سرگردان به سمت بازارهای امن جهانی، به ویژه ایالات متحده، خواهد شد و این مسئله ضرورت بازنگری در سیاستهای امنیتی منطقه را بیشازپیش نمایان میسازد.
حاکمیت هر کشوری که بتواند استراتژیهای هوشمندانهای در سطوح کلان سیاسی و اجتماعی اتخاذ کند، قادر خواهد بود زمان خروج از این بنبست تاریخی را به حداقل برساند. ایران در دوران پساجنگ، با وجود تمام آسیبهای وارده، فرصتهای ژئوپلیتیک جدیدی پیش رو دارد که شناسایی دقیق آنها برای برنامهریزیهای آتی حیاتی است. موقعیت سرزمینی کشور میتواند ابزاری کارآمد برای غلبه بر محدودیتهای بینالمللی باشد و بازتعریف نقش تنگه هرمز به عنوان شریان حیاتی انتقال انرژی جهان، وزنه چانهزنی تهران را تقویت خواهد کرد. مدیریت هوشمندانه عوارض عبور و مرور و تعیین رژیم حقوقی مقتدرانه در این آبراهه بینالمللی، میتواند بخشی از خسارات اقتصادی ناشی از جنگ را جبران نموده و تراز تجاری کشور را در بلندمدت بهبود بخشد.
نقشه راه توسعه زیرساختها و تقویت درآمدهای ترانزیتی، باید در اولویت برنامههای میانمدت دولت قرار گیرد تا پیوند ایران با اقتصاد جهانی ناگسستنی شود. تکمیل پروژههای استراتژیک ریلی مانند مسیر رشتـ آستارا و اتصال به راهآهن بصره، نقش تعیینکنندهای در تبدیل ایران به پل ارتباطی میان قفقاز، روسیه و اروپا ایفا خواهد کرد.