تنگه هرمز و بحران خاموش کود
حمیدرضا کاشانی روزنامه نگار
در سایه جنگ تحمیلی سوم، بازار جهانی کودهای شیمیایی با تکانهای کمسابقه روبهرو شده است؛ تکانهای که در فاصله تنها یک ماه، قیمت اوره را ۵۶ درصد بالا برده و زنجیره تأمین غذا را در سطح جهان تحت فشار قرار داده است. قیمت هر تن اوره از ۴۸۲ دلار در ۲۷ فوریه به ۷۵۰ دلار در پایان مارس رسیده؛ جهشی که آثار آن بهسرعت از تابلوی قیمتها در بنادر، به زمینهای کشاورزی و سفره خانوارها سرایت میکند. کشاورزان اکنون در برابر دو انتخاب دشوار قرار گرفتهاند: یا باید هزینههای بالاتر نهادهها را بپذیرند و فشار مالی بیشتری را تاب بیاورند، یا مصرف کود را کاهش دهند و خطر افت محصول را به جان بخرند؛ وضعیتی که در هر دو حالت، توازن ظریف میان بهرهوری و هزینه در تولید کشاورزی را برهم میزند. اهمیت این شوک زمانی آشکارتر میشود که بدانیم حدود یکسوم تجارت جهانی کود از مسیر دریا انجام میشود و نزدیک به نیمی از صادرات اوره جهان ناگزیر از عبور از تنگه هرمز است؛ آبراهی که هرگونه اختلال در آن، بیدرنگ در قیمتها، حاشیه سود کشاورزان و در نهایت امنیت غذایی جهانی منعکس میشود.
شریان پنهان بازار غلات جهان
برآوردها نشان میدهد محدودیتهای اعمالشده بر حملونقل در تنگه هرمز، توان تأمین کود جهانی را حدود ۳۳ درصد کاهش داده است. صادرات سالانه ۲۲ میلیون تن اوره از این منطقه عملاً متوقف شده، در حالی که نزدیک به ۴۶ درصد از تأمین جهانی کود به تولیدکنندگان خلیج فارس وابسته است. این اختلال تنها یک شوک قیمتی مقطعی نیست؛ بلکه وقفهای ساختاری در جریان نهادهای است که مستقیماً پشتوانه تولید گندم، برنج، ذرت و سویا در جهان بهشمار میآید. شوک عرضه، هم بر حملونقل و هم بر تولید سایه انداخته است. تولید کود شدیداً به گاز طبیعی وابسته است و گاز تا حدود ۹۰ درصد هزینههای تولید را تشکیل میدهد. با مختل شدن جریان گاز، کارخانههای بزرگ در مراکز کلیدی تولید ناچار به توقف شدند. در قطر، شرکت «قطر انرژی» تولید گاز را متوقف کرد و تأسیسات تولید اورهای که ۱۴ درصد نیاز جهانی را پوشش میداد، از مدار خارج شد. این اختلال بهسرعت به هند و بنگلادش سرایت کرد و بخشی از ظرفیت تولید کود در این کشورها نیز متوقف شد.
افزایش قیمت کود اکنون هزینههای کشاورزی را در مقیاس جهانی تحت فشار قرار داده است. در سناریوی تداوم اختلال، قیمت کودهای نیتروژنی میتواند تا دو برابر و کودهای فسفاته بیش از ۵۰ درصد افزایش یابد؛ تحولی که حاشیه سود بسیاری از تولیدکنندگان را بهشدت فرسوده میکند. این بحران در بدترین زمان ممکن، یعنی همزمان با فصل کشت بهاره در نیمکره شمالی رخ داده است؛ دورهای که تقاضا برای کود در اوج قرار دارد و تصمیمهای کلیدی درباره الگوی کشت و سطح زیرکشت اتخاذ میشود. در چنین فضایی، هر تصمیم برای کاهش مصرف کود، همزمان به افت عملکرد، افزایش هزینه نهایی هر واحد محصول و شکلگیری موج تازهای از تورم غذایی در بازارهای جهانی گره میخورد.
بحران خاموش اوره
بازار جهانی کودهای شیمیایی در میانه تنشهای ژئوپلیتیک اخیر، به آستانه یک جهش قیمتی تازه رسیده است؛ جهشی که نهفقط هزینه تولید را بالا میبرد، بلکه توان رقابتی بخش کشاورزی را نیز تهدید میکند. عطاالله اشرفی اصفهانی، نایبرئیس کمیسیون کشاورزی اتاق تهران، با اشاره به درهمتنیدگی زنجیرههای تأمین جهانی میگوید: در حالی که توجهها بیشتر معطوف پیامدهای نفتی تحولات اخیر است، بازار اوره ـ بهعنوان یکی از حیاتیترین نهادههای تولید غذا ـ در برابر شوکی جدی قرار گرفته است. او تأکید میکند که هر تنش ژئوپلیتیکی، اثری فراتر از میدانهای نظامی دارد و انعکاس آن گاه تا دورترین بازارهای جهانی کشیده میشود. ایران، بهعنوان یکی از تولیدکنندگان مهم اوره، نقش قابل توجهی در تأمین این نهاده برای بازارهای منطقهای و فرامنطقهای دارد. همزمان، تنگه هرمز بهعنوان یکی از شریانهای اصلی تجارت پتروشیمی جهان، مسیر عبور بخش زیادی از صادرات اوره محسوب میشود. از همین رو، هرگونه اختلال در این آبراه میتواند بهسرعت جریان عرضه را مختل کند و بازار را در معرض نوسان قرار دهد.
اشرفی اصفهانی میافزاید که افزایش قیمت اوره در نگاه نخست شاید صرفاً موضوعی صنعتی به نظر برسد، اما تبعات آن بسیار فراتر از این حوزه است. اوره، منبع اصلی نیتروژن در اغلب محصولات کشاورزی است و هر افزایش قیمتی، مستقیم بر هزینه تولید اثر میگذارد. برای بسیاری از کشاورزان، بهویژه در کشورهای درحالتوسعه، افزایش قیمتها به معنای کاهش مصرف کود است؛ تصمیمی که در کوتاهمدت موجب افت عملکرد و در بلندمدت سبب کاهش حاصلخیزی خاک میشود. این زنجیره پیامدها سرانجام به تورم غذایی دامن میزند و امنیت غذایی کشورها را در معرض تهدید قرار میدهد.
فشار بر امنیت غذایی
پیامدهای شوک قیمتی اوره، محدود به مزارع و کشاورزان نیست؛ این تکانه بهسرعت به بازار جهانی محصولات غذایی منتقل میشود. کاهش تولید، افزایش هزینه نهادهها و افت بهرهوری، مجموعهای از فشارهای همزمان را پدید میآورد که قیمت نهایی مواد غذایی را در سطح جهانی بالا میبرد. اشرفی اصفهانی این روند را «محرک خاموش تورم غذایی» مینامد؛ پدیدهای که میتواند اقتصاد کشورهای وابسته به واردات مواد غذایی را بهویژه در دورههای ناپایداری بازار، تحت فشار جدی قرار دهد.
او توضیح میدهد که شدت این اثرگذاری تابع مجموعهای از عوامل است: از میزان ذخایر استراتژیک کشورها گرفته تا سیاستهای حمایتی دولتها، تنوع سبد تأمین کود و شرایط اقلیمی. کشورهایی که به یک یا دو منبع محدود متکیاند، در برابر اختلالهای ژئوپلیتیک آسیبپذیرترند؛ در حالی که تنوعبخشی به منابع و توسعه تولید داخلی نهادهها میتواند تا حدی ثبات بازار را حفظ کند. به گفته او، تجربه بحرانهای پیشین نشان میدهد که بازار نهادههای کشاورزی نسبت به شوکهای انرژی و حملونقل واکنش بسیار سریعی دارد. هر اختلالی در عرضه گاز طبیعی، مستقیماً تولید اوره را کاهش میدهد و بهدنبال آن قیمت جهانی افزایش مییابد. این چرخه فشار در نهایت بر تصمیمات کشت و الگوی تولید اثر میگذارد و توازن عرضه جهانی غلات را برهم میزند. اشرفی اصفهانی تأکید میکند که پاسخ به پرسش «آیا گرانی اوره به افزایش قیمت محصولات کشاورزی منجر میشود؟» بیش از آنکه یک احتمال باشد، پرسشی درباره «شدت و دامنه» تأثیرات است. این ارتباط وجود دارد و انکارناپذیر است؛ آنچه آینده را تعیین میکند، کیفیت مدیریت بحران در سطوح ملی و بینالمللی است. از نگاه او، در چنین شرایطی اهمیت سیاستگذاری هوشمندانه بیش از هر زمان دیگری آشکار میشود؛ سیاستی که بر تنوعبخشی، افزایش تابآوری زنجیره تأمین و بهینهسازی مصرف نهادهها استوار باشد.