پرونـــده وِیـــــژه هفتـــه کـــارگر
حذف واسطهها و بازآرایی روابط کار
علاءالدین رفیعزاده، معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان اداری و استخدامی کشور، در نخستین روزهای کاری سال جدید از پیشرفت طرح حذف شرکتهای پیمانکار در نظام پرداخت حقوق خبر داد؛ طرحی که پس از حدود یکسالونیم پیگیری، اکنون با موافقت رئیسجمهور در مسیر تصویب نهایی قرار گرفته است.
مطابق این پیشنهاد، نیروهایی که تاکنون دریافتی خود را از طریق شرکتهای واسطه دریافت میکردند، در صورت نهایی شدن مصوبه، بهطور مستقیم با دستگاه اجرایی طرف قرارداد خواهند شد و حقوق و مزایای آنان بیواسطه از سوی دولت پرداخت میشود. اهمیت این تصمیم تنها در تغییر یک سازوکار اداری خلاصه نمیشود؛ موضوع بر سر بازآرایی رابطه کار، شفافسازی جریان پرداخت و کاهش سهم واسطهها در نظام حقوق و دستمزد است.
مطالبهای که سالها از سوی نیروهای شرکتی، نمایندگان کارگری و بخشی از نمایندگان مجلس پیگیری شده، اکنون در آستانه ورود به مرحله اجرایی قرار گرفته است.
مهناز مهرداد روزنامه نگار
1-بازآرایی رابطه دولت و نیروی کار
حذف شرکتهای پیمانکار در حوزه تأمین نیروی انسانی، یکی از مناقشهبرانگیزترین اصلاحات اداری سالهای اخیر به شمار میرود. موافقان این سیاست آن را گامی در جهت عدالت استخدامی، افزایش امنیت شغلی و تقویت بهرهوری میدانند؛ زیرا بخش قابلتوجهی از نیروهای فعال در دستگاههای اجرایی طی سالهای گذشته با قراردادهای شرکتی، ساعتی یا حجمی به کار گرفته شدهاند و بخشی از دریافتی آنان در چرخه واسطهگری مستهلک شده است. پرداخت مستقیم حقوق میتواند این حلقه میانی را حذف و شفافیت مالی را تقویت کند.
نمایندگان مجلس نیز در مقاطع مختلف نسبت به تأخیر در اجرای این سیاست واکنش نشان دادهاند. طرحهای پیشین برای تبدیل وضعیت نیروهای شرکتی با ایرادهای حقوقی از سوی نهادهای نظارتی روبهرو شد، با این حال فشار افکار عمومی و پیگیری کارگران موجب شد موضوع از دستور کار خارج نشود. تصمیم اخیر مبنی بر واریز مستقیم حقوق به حساب نیروها تا زمان نهایی شدن قانون، نشانهای از تلاش برای کاهش نگرانیهای معیشتی در کوتاهمدت است.
ابعاد اقتصادی این تحول قابل توجه است. حذف واسطههای صرفاً پرداختمحور میتواند هزینههای پنهان را کاهش دهد، تعارض منافع را محدود کند و امکان نظارت دقیقتر بر بودجه نیروی انسانی را فراهم آورد. افزایش امنیت شغلی نیز به کاهش جابهجایی نیروی کار و افت بهرهوری میانجامد؛ مسئلهای که در نهایت بار مالی بلندمدت دولت را کنترل میکند.
چالشهایی همچون تأمین منابع پایدار، تعیین معیارهای شفاف برای تبدیل وضعیت و مقاومت برخی دستگاهها در برابر تغییر ساختار سنتی نیروی انسانی همچنان پابرجاست. موفقیت این سیاست به میزان انسجام حقوقی و توان اجرایی دولت در عبور از این موانع وابسته خواهد بود.
2- فعالیت شرکتهای پیمانکار
هادی ابوی، کارشناس کار، در تحلیل پیامدهای احتمالی حذف شرکتهای پیمانکار، تصویر دوگانهای از نقش این شرکتها ترسیم میکند. به گفته او، آنچه امروز بهعنوان «حذف پیمانکاران» مطرح است، در واقع بازگشت به مدلی قدیمی است؛ مدلی که در آن، بخشهایی از امور اجرایی دولت ابتدا به شرکتهای پیمانکار واگذار شد تا چابکی، کاهش هزینه و بهبود مدیریت منابع انسانی حاصل شود. ابوی تأکید میکند اگر پیمانکار واقعاً بتواند هزینهها را کاهش دهد، بهرهوری را ارتقا دهد و در سازماندهی نیروها نقشآفرین باشد، حضور او منطقی و حتی مفید است. اما در عمل، بسیاری از پیمانکاران دولتی به حلقهای صرفاً واسطهای در زنجیره پرداخت حقوق تبدیل شدهاند؛ بیآنکه در جذب، آموزش، ارزیابی یا تعدیل نیرو نقشی جدی ایفا کنند.
3- نظم بیمهای و حذف واسطهها
هادی ابوی، کارشناس حوزه کار، در ارزیابی پیامدهای احتمالی حذف شرکتهای پیمانکار بر وضعیت بیمهای نیروهای شاغل، بر سازوکار مرسوم پرداخت حق بیمه در نظام کار کشور تأکید میکند. به گفته او، در چارچوب روابط رسمی کار، کارفرما موظف است همزمان با تنظیم فهرست دستمزد کارکنان، لیست بیمه تأمین اجتماعی را نیز تکمیل و حق بیمه مربوطه را به سازمان پرداخت کند تا سوابق بیمهای نیروی کار بهطور دقیق ثبت شود. این رویه سالهاست در بخش خصوصی و در کارگاههای مختلف، بهویژه کارگاههای کوچک و متوسط که بخش عمده بیمهشدگان سازمان تأمین اجتماعی را در بر میگیرند، اجرا میشود. ابوی معتقد است اگر دولت نیز در ساماندهی نیروهای شرکتی همین سازوکار را بهصورت مستقیم دنبال کند، میتوان انتظار داشت بخشی از مشکلات موجود در نظام پرداخت و بیمه برطرف شود. نخستین دستاورد چنین رویکردی، نزدیک شدن دریافتی واقعی کارگران به میزان دستمزدی است که برای آنان در نظر گرفته شده است. تجربه فعالیت شرکتهای واسطه نشان داده در برخی موارد فاصلهای میان مبلغی که دستگاه اجرایی برای نیروی کار تخصیص میدهد و آنچه در نهایت به دست کارگر میرسد، شکل میگیرد. این فاصله گاه در قالب تغییراتی در محاسبه اضافهکاری، مزایا یا حتی بخشی از حقوق نمود پیدا میکند؛ موضوعی که به کاهش شفافیت در پرداختها و بروز نارضایتیهای شغلی انجامیده است.
4- بدهیهای دولت و مطالبه کارگران
با این حال، ابوی تأکید میکند موفقیت چنین طرحی وابسته به رعایت یک پیششرط اساسی است: پایبندی دولت به پرداخت منظم حق بیمه همانند سایر کارفرمایان. او یادآور میشود در صورتی که دستگاههای اجرایی هنگام ارسال لیست بیمه، سهم بیمهای کارکنان را نیز همزمان به سازمان تأمین اجتماعی بپردازند، نهتنها نظم بیمهای تقویت میشود بلکه منافع بیمهشدگان نیز بهطور کامل حفظ خواهد شد. با وجود این، واقعیت کنونی نشان میدهد دولت خود از بدهکاران بزرگ سازمان تأمین اجتماعی به شمار میرود و انباشت این بدهیها طی سالهای گذشته به یکی از چالشهای جدی این نهاد تبدیل شده است.
ابوی در این باره توضیح میدهد بیمهشدگان سازمان تأمین اجتماعی ـ شامل کارگران، بازنشستگان و کارفرمایانی که در این صندوق مشارکت دارند ـ انتظار دارند قواعد بیمهای برای همه طرفها بهطور یکسان اجرا شود. کارفرمایان بخش خصوصی موظفاند حق بیمه کارکنان خود را همزمان با ارسال لیست پرداخت کنند و در صورت تأخیر، مشمول جرایم قانونی میشوند. از همین رو، رعایت همین قاعده از سوی دولت نیز مطالبهای بدیهی تلقی میشود. به گفته او، در صورت اجرای منظم این تعهدات، حذف شرکتهای واسطه میتواند به شفافتر شدن آمار اشتغال، تقویت حقوق بیمهای کارگران و حتی شکلگیری فرصتهای شغلی پایدارتر در بخش دولتی منجر شود.
5- ۳۰ هزار پیمانکار، 2 میلیون شاغل
داوود جوانی، عضو هیأتمدیره کانون عالی کارفرمایان، در واکنش به اظهارات اخیر رئیس سازمان اداری و استخدامی کشور، بر ابعاد واقعی بازار کار پیمانکاری تأکید میکند. به گفته او، در حال حاضر بیش از ۳۰ هزار شرکت پیمانکاری در سراسر کشور فعالیت دارند و نزدیک به دو میلیون نفر از طریق این شرکتها مشغول به کار هستند. جوانی این پرسش را مطرح میکند که آیا طرح حذف شرکتهای پیمانکار به معنای آمادگی دولت و دستگاههای اجرایی برای استخدام مستقیم این جمعیت گسترده است یا خیر؛ پرسشی که ابعاد مالی، اداری و ساختاری آن، هرگونه تصمیم شتابزده را پرهزینه میسازد.
6- واقعیتهای مالی پیمانکاران
کانون عالی کارفرمایان در ادامه تحلیل خود به هزینههای واقعی فعالیت پیمانکاران اشاره میکند؛ هزینههایی که برخلاف برخی ادعاها، عمدتاً از محل تأمین تجهیزات، ماشینآلات، ابزار و ملزومات عملیاتی تأمین میشود. برای اجرای یک قرارداد یکساله، پیمانکار گاه ناگزیر است سرمایهای میلیاردی برای تهیه تجهیزات صرف کند و این سرمایهگذاری تنها زمانی بازمیگردد که پرداختها منظم و جریان نقدی قرارداد شفاف باشد. در عمل، بسیاری از شرکتهای پیمانکاری با مشکلاتی مانند تأخیر در پرداخت مطالبات، برداشتهای متفاوت از مفاد قرارداد و سختگیریهای اداری روبهرو هستند. کانون تأکید میکند در مواردی بخش قابلتوجهی از صورتوضعیتها حتی تا پایان دوره قرارداد پرداخت نمیشود و بیش از نیمی از مطالبات در قالب تضامین یا شروط احتیاطی بلوکه میماند؛ مسئلهای که برنامهریزی مالی شرکتها را مختل میکند و حاشیه سود آنان را به حداقل میرساند.
از نگاه کانون، این واقعیتها نشان میدهد تصویر سیاهوسفید از پیمانکاران با پیچیدگیهای این بخش همخوانی ندارد و تصمیمگیری درباره حذف دفعتی آنان نیازمند بررسیهای کارشناسی است. جوانی تأکید میکند سرنوشت دو میلیون شاغل، بار مالی دولت و پایداری خدمات عمومی سه محوری هستند که هر برنامه اصلاحی باید با دقت به آنها توجه کند تا مسیر ارتقا به جای حذف، با استانداردسازی و شفافسازی ادامه یابد.