printlogo


وقتی هلال‌احمر خط مقدم انسانیت شد
ابراهیم الهی روزنامه نگار

 جنگ، مرز جغرافیا و میدان نبرد را درهم می‌شکند و زندگی روزمره مردم را به صف مقدم بحران بدل می‌کند؛ جایی که خانه، خیابان و بیمارستان، هر یک صحنه‌ای از مقاومت و رنج می‌شود. میان این‌همه، نهادی قد علم می‌کند که مأموریتش فتح خاک نیست، پاسداری از جان است. آن‌جا که آژیرها به صدا درآمد و نخستین موج حملات جنگ ۴۰ روزه شهرها را لرزاند، جمعیت هلال‌احمر، بی‌هیاهو اما سازمان‌یافته، خط مقدم انسانیت را شکل داد؛ با فعال‌سازی مرکز عملیات اضطراری، اعزام تیم‌های ارزیاب به کانون‌های آسیب، حضور گسترده نیروهای امدادی، داوطلبان و تیم‌های تخصصی، و رسیدن به صحنه حادثه در زمانی کمتر از نرم بین‌المللی. انتخاب موضوع این گزارش از دل همین واقعیت برآمده است؛ از ضرورت ثبت روایتی که در آن آمار عملیات امدادی، نجات جان هزاران نفر از زیر آوار، مشاوره‌های روان‌شناختی گسترده به شهروندان دچار تروما، و حتی شهادت امدادگران، در کنار هم تصویری کامل‌تر از نقش هلال‌احمر در جنگ رمضان به دست می‌دهد. هشتم ماه مه، روز جهانی صلیب سرخ و هلال‌احمر، بهانه‌ای شد تا با نگاهی تحلیلی و مستند، به این ۴۰ روز بازگردیم؛ به روزهایی که هلال‌احمر نه فقط مرهم‌گذار زخم‌ها، که حافظ اعتماد و امید در قلب جامعه بود.

چهره اعداد
آمارهای ثبت‌شده در روزهای پرتلاطم جنگ ۴۰ روزه، تصویری روشن از گستره تلاش‌هایی ترسیم می‌کند که برای حفظ جان انسان‌ها در دل ناامنی انجام شد. گزارش رسمی جمعیت هلال‌احمر نشان می‌دهد چگونه شبکه‌ای گسترده از امدادگران و تیم‌های تخصصی، شبانه‌روز در میدان بحران ایستادند و عملیاتی انسانی را پیش بردند که مقیاس آن فراتر از یک اقدام امدادی معمول بود. بیش از شش هزار عملیات امداد و نجات در سراسر مناطق درگیر ثبت شد؛ مأموریت‌هایی که هر یک حامل روایتی عمیق از کوشش برای غلبه بر مرگ و بازگرداندن حیات به میان آوار بود. نجات ۷ هزار و ۲۱۵ نفر از زیر سازه‌های فروریخته تنها یک عدد نیست؛ نشانه‌ای است از هماهنگی، مهارت و از خودگذشتگی نیروهایی که در سخت‌ترین لحظه‌ها ایستادند. در کنار عملیات‌های نجات، انتقال بیش از هفت هزار مجروح به مراکز درمانی و ارائه خدمات سرپایی به بیش از ده هزار نفر، بُعد دیگری از این حضور سازمان‌یافته را آشکار می‌کند. تیم‌های آنست نیز در یک‌هزار و ۷۱۱ مأموریت جست‌وجو از فناوری‌های نوین زنده‌یاب بهره بردند تا کوچک‌ترین نشانه حیات را در دل ویرانی شناسایی کنند؛ تلاشی که گاه ساعت‌ها بدون وقفه ادامه می‌یافت. گستره عملیات‌ها، از تهران با بیشترین تعداد مأموریت تا استان‌هایی چون هرمزگان، خوزستان و اصفهان، نشان می‌دهد چگونه این شبکه ملی در لحظه‌های حساس فعال شد و با همه ظرفیت در میدان ماند.
در جبهه‌ای دیگر، پاسخ‌گویی مشاوران جوان هلال‌احمر به بیش از ۱۵۲ هزار تماس مردمی از طریق سامانه ۴۰۳۰، بُعد روانی این بحران را نمایان ساخت؛ خدمتی که با ارائه بیش از ۷۶۳ هزار دقیقه مشاوره، نقش مهمی در آرام‌سازی جامعه ایفا کرد. البته بهای این حضور نیز سنگین بود؛ آسیب جدی به ۲۰ مرکز امدادی، ۴۹ خودرو عملیاتی و مجروحیت ۱۸ امدادگر. شهادت چهار تن از نیروهای هلال‌احمر، یادآور این حقیقت است که انسانیت در میدان جنگ نیز هزینه می‌دهد، اما همچنان پابرجا می‌ماند.

نیروی دل‌ها
جایگاه داوطلبان هلال‌احمر در لحظه‌های بحرانی، فراتر از یک حضور اجرایی است؛ اینان نمایندگان قلب تپنده نهادی‌اند که اعتماد عمومی را نه با شعار، بلکه با عمل پیوسته و بی‌ادعا به دست آورده است. خاستگاه مردمی هلال‌احمر، پشتوانه‌ای تاریخی ایجاد کرده که در جنگ تحمیلی دوم و سوم بار دیگر معنا یافت. ساختار شبکه‌ای این جمعیت، همراه با تجربه انباشته در مواجهه با زلزله، سیل و دیگر بحران‌های ملی، سبب شده تا در شرایط جنگی نیز با انسجام و سرعتی مثال‌زدنی عمل کند. همین ذخیره تجربه و استقلال نسبی از جریان‌های سیاسی، چهره‌ای بی‌طرف و انسان‌محور از هلال‌احمر ساخته است؛ چهره‌ای که در حافظه جمعی مردم، با صداقت، فداکاری و همراهی عجین شده است. فضاهای مجازی این روزها سرشار از تصاویری‌ است که از میدان جنگ به دست رسیده؛ تصاویری که روایت‌های رسمی را تکمیل می‌کنند. امدادگری که بی‌وقفه در لابه‌لای آوار به دنبال نشانه‌ای از حیات می‌گردد؛ داوطلبی که در دل دود و خاک، بسته‌های غذا را میان خانواده‌های آواره توزیع می‌کند؛ یا تیمی که با آرامشی اندوهبار، پیکر قربانیان را جابه‌جا می‌سازد. این نماها بیش از هر عدد و آماری، جوهره اعتماد عمومی به هلال‌احمر را شکل می‌دهد. مردم، در سخت‌ترین لحظه‌ها، این نیروها را در کنار خود دیده‌اند؛ حقیقتی که سرمایه اجتماعی این جمعیت را تقویت کرده است.
چالش‌ها در این مسیر اندک نبود. محدودیت منابع، دشواری دسترسی به مناطق زیر آتش، فشار کاری بی‌وقفه و تهدیدهای امنیتی، بخشی از واقعیت ۴۰ روز نفس‌گیر بود. با وجود این فشارها، حضور داوطلبان در کنار نیروهای ثابت سازمان، شکلی از همبستگی اجتماعی را رقم زد که کمتر نهادی قادر به ایجاد آن است. داوطلبان، نه بر پایه وظیفه اداری، که بر اساس تعهدی درونی و ایمان به ارزش کمک‌رسانی قدم در میدان گذاشتند. در پایان این چهل روز، هرچند زخم‌ها بر پیکره شهرها باقی ماند، اما روشنی نقش هلال‌احمر در کاهش آلام مردم انکارناپذیر است؛ نهادی که فراتر از امدادرسانی، شعله امید و همدلی را در دل جامعه زنده نگه داشت.