خط مقدم بحران؛ کارگاههای کوچکاند
حمید حاجاسماعیلی کارشناس حوزه کار و تأمین اجتماعی
در دل ناآرامیهای اقتصادی و بحرانهای پیشبینیناپذیر، نخستین قربانی همواره فضای پویا و حیاتی کسبوکار، بهویژه چرخه تولید و ارکان اصلی آن، یعنی کارگر و کارفرما، بوده است. شرایط غیرعادی، خواه ناشی از نابسامانیهای ساختاری اقتصاد داخلی یا فشارهای خارجی چون منازعات منطقهای، اختلالی عمیق در پایداری اقتصاد تولید ایجاد کرده و توان اقتصادی و تولیدی کارگاهها و کارفرمایان را به شدت کاهش میدهد. این وضعیت، فشار مضاعفی بر نیروی کار وارد میآورد که پیامدهای آن در افزایش نرخ بیکاری، رکود در بخش خدمات و تشدید چالشهای معیشتی برای بخش قابل توجهی از جامعه آشکار میشود. در چنین بستری، اتخاذ تدابیر حمایتی از سوی دولت، امری استراتژیک برای حفظ شاکله تولید و جلوگیری از فرسایش سرمایه انسانی و اجتماعی کشور است.
در مواجهه با این چالشها، دولت باید بر اساس اولویتبندی کارشناسی و با همکاری نزدیک با تشکلهای کارفرمایی و کارگری، رویکردی حمایتی و هدفمند را در دستور کار قرار دهد. پرداخت مستمر و بهموقع بیمه بیکاری، بهویژه برای کارگاههای بزرگ و صنایع کلیدی که بیشترین آسیب را از شرایط بحرانی متحمل شدهاند، از اولویتهای اساسی است. این حمایتها باید تا زمان بازگشت کامل چرخههای تولید به وضعیت عادی ادامه یابد؛ چراکه توقف این روند میتواند پیامدهای غیرقابل جبرانی برای اقتصاد ملی داشته باشد. افزایش یارانههای کالایی و ارائه تسهیلات اعتباری برای واحدهای تولیدی آسیبدیده نیز میتواند بخشی از این بسته حمایتی را تشکیل دهد، هرچند که تأمین منابع مالی برای این اقدامات، خود چالش مهمی در شرایط تحریم و کسری بودجه محسوب میشود.
رشد قابل توجه دستمزدها در سال جاری، اگرچه در ظاهر پاسخی به دغدغههای معیشتی است، اما بدون پشتوانه عملیاتی و حمایتی از سوی دولت و بخش خصوصی میتواند به تورم بیشتر و در نهایت به تعدیل نیروی کار منجر شود. بخش خصوصی، بهویژه بنگاههای کوچک و متوسط، در شرایط کاهش توان اقتصادی ناشی از بازار نامتعادل و افزایش هزینهها، توانایی پرداخت دستمزدهای بالاتر را از دست داده است. بنابراین، ضروری است که سیاستگذاری مزدی با تدابیر حمایتی مکمل همراه باشد تا از بروز مشکلات جدی در چرخه کار و تولید پیشگیری شود. تشکیل کارگروههای تخصصی با حضور نمایندگان دولت، کارفرمایان و کارگران، راهکاری مؤثر برای یافتن راهحلهای منطبق با واقعیتهای امروز فضای تولید کشور خواهد بود.
در نهایت، تأمین اجتماعی، به عنوان بزرگترین نهاد بیمه اجتماعی کشور، در شرایط ناپایدار اقتصادی و کاهش وصول حق بیمه، با کسری منابع قابل توجهی مواجه میشود. این امر میتواند چرخه بیمهپردازی و ارائه خدمات را مختل کرده و فشار مضاعفی بر ذینفعان، بهویژه کارگران، وارد آورد. چالشهای ساختاری اقتصاد ایران، تحریمهای گسترده، و ضعف زیرساختها، همگی بر این ناپایداریها دامن میزنند.