تهران در بزنگاه اسکانِ بزرگ پساجنگ
ابراهیم الهی روزنامه نگار
وقوع انفجارهای پیدرپی در نقاط مختلف تهران و انتشار خبر تخریب خانهها، مدیریت شهری را ظرف چند ساعت با بحرانی روبهرو کرد که ابعاد آن از تجربه جنگ ۱۲روزه فراتر میرفت. «جنگ رمضان» نهفقط از نظر گستردگی، بلکه به دلیل شدت ویرانیها، الگوی تازهای از مخاطرات شهری را پیش روی تهران قرار داد؛ وضعیتی که نیاز به اسکان فوری شهروندانی را که یکشبه بیخانمان شده بودند، به اولویت اصلی نهادهای مسئول تبدیل کرد. در چنین شرایطی، شهرداری تهران با فعالسازی سازوکارهای اضطراری، روند انتقال آسیبدیدگان به هتلهای پایتخت را آغاز کرد؛ روندی که با طی شدن مراحل اولیه ثبت و شناسایی، در مدت کوتاهی به اسکان حدود ۷ هزار نفر در قالب نزدیک به ۱۹۰۰ خانوار و در ۴۰ هتل انجامید. با گذشت زمان و تا لحظه تنظیم این گزارش، حدود هزار نفر از این افراد از هتلها خارج شدهاند. بخش قابل توجهی از این گروه، ساکن مناطقی بودند که به دلیل مجاورت با نقاط حساس و حیاتی شهر، اسکان موقت آنها ضروری تشخیص داده شده بود؛ اکنون با برقراری آتشبس و انجام ترمیمهای جزیی، امکان بازگشت برایشان فراهم شده است. با این حال، شمار زیادی از خانوارها همچنان در هتلها ماندهاند و برآوردها نشان میدهد این شرایط ممکن است ماهها ادامه یابد. استمرار سایه جنگ و نامشخص بودن وضعیت امنیتی نیز باعث شده بازگشت گسترده شهروندان به منازل آسیبدیده، در مقطع کنونی عملی نباشد.
ابعاد بحران در اعداد
انتشار آخرین آمارهای رسمی از سوی شهرداری تهران، تصویری روشن از گستره واقعی خسارتهای «جنگ رمضان» ارائه میدهد؛ تصویری که نشان میدهد ابعاد این بحران نهتنها بهمراتب سنگینتر از تجربه جنگ ۱۲روزه بوده، بلکه ظرفیتهای پیشبینیشده مدیریت شهری را نیز در معرض آزمونی تازه قرار داده است. در جنگ پیشین حدود ۸۵۲۰ واحد ساختمانی آسیب دیده بود، اما در رویداد اخیر شمار واحدهای تخریبشده بر پایه ارزیابیهای مختلف از ۳۴ هزار و ۲۳۵ واحد فراتر رفته و در برخی گزارشها تا بیش از ۳۵ هزار واحد نیز برآورد شده است. این تفاوت آماری، هم شدت حملات را نشان میدهد و هم پراکندگی جغرافیایی آسیبها در پهنه پایتخت را برجسته میکند. علیرضا زاکانی، شهردار تهران، اعلام کرده است که در نتیجه این موج تخریبها حدود ۱۹۰۰ خانوار برای اسکان اضطراری به هتلها معرفی شدهاند. بخشی از این خانوادهها بهطور کامل خانههای خود را از دست دادهاند و فعلاً هیچ امکان بازگشتی برای آنها متصور نیست؛ در مقابل، گروهی دیگر با وجود آسیبدیدگی واحدهای مسکونیشان، در آینده پس از طی مراحل بازسازی میتوانند به محل سکونت خود بازگردند. بر اساس آمارهای موجود، اکنون نزدیک به ۶ هزار نفر در ۴۰ هتل و هتلآپارتمان سطح شهر تهران اسکان یافتهاند؛ رقمی که نشان میدهد زیرساختهای گردشگری، بهویژه هتلها، به یکی از مهمترین بازوهای مدیریت بحران در حوزه اسکان موقت تبدیل شدهاند. در این میان، چگونگی تداوم این روند و تأمین نیازهای بلندمدت خانوارهای فاقد منزل، همچنان یکی از اصلیترین چالشهای پیشروی مدیریت شهری است.
3 گام تا اسکان امن
مدیریت شهری برای مواجهه با موج گسترده بیخانمانی ناشی از «جنگ رمضان»، الگویی سهمرحلهای را برای ساماندهی اسکان شهروندان تدوین کرده است؛ الگویی که تلاش میکند میان سرعت عمل، ایمنی و برنامهریزی میانمدت تعادل برقرار کند. در مرحله نخست، اولویت انتقال فوری خانوارها از نقاط ناامن به مکانهای امن تعریف شد؛ اقدامی که با بهرهگیری از ظرفیت هتلها و مراکز اقامتی انجام گرفت و همچنان ادامه دارد. مرحله دوم به شهروندانی اختصاص دارد که واحدهای مسکونی آنها با خسارت محدود روبهرو شده و صرفاً به ایمنسازی کوتاهمدت نیاز دارند؛ از این رو انتظار میرود مدت اسکانشان کوتاهتر باشد. در مرحله سوم، خانوادههایی قرار دارند که خانههایشان نیازمند بازسازی جدی است و طبیعتاً باید تا انجام مراحل اجاره یا تأمین سکونت جایگزین توسط شهرداری، دوره طولانیتری را در اسکان موقت سپری کنند.
با وجود پیشرفتهایی که تهران پس از تجربه جنگ ۱۲روزه در حوزه آمادگی و مدیریت بحران کسب کرده است، بخشی از شهروندان همچنان با ابهام روبهرو هستند. تفاوت سرعت اطلاعرسانی و ارائه خدمات در مناطق مختلف سبب شده برخی خانوادهها ندانند دقیقاً چه مراحلی پیشرو دارند و چگونه باید روند اداری یا اجرایی را دنبال کنند؛ موضوعی که به گفته کارشناسان نیازمند هماهنگی بیشتر میان مناطق و تقویت نظام پاسخگویی است.
هتلی که خانه نیست
استفاده گسترده از ظرفیت هتلهای تهران برای اسکان جنگزدگان، یکی از بنیادیترین تصمیمات مدیریت شهری در روزهای پس از «جنگ رمضان» بود؛ تصمیمی که پایتخت را از بسیاری از شهرهای دیگر متمایز کرد. در حالی که برخی شهرها ناچار به استقرار جمعیت آسیبدیده در مدارس، مساجد یا سالنهای عمومی شدند، تهران توانست به پشتوانه زیرساختهای قدرتمند گردشگریاش، شرایطی قابلقبولتر را برای بخشی از خانوارهای بیخانمان فراهم کند. بر اساس اطلاعات موجود، هزینه اقامت در هتلها با حدود پنجاه درصد تخفیف نسبت به نرخ معمول محاسبه شده و تمام این هزینهها بر عهده شهرداری است؛ هزینههایی که طبق توافق، در مراحل بعدی توسط دولت به شهرداری بازپرداخت میشود. این سازوکار عملاً نوعی تقسیم کار میان نهادهای مسئول ایجاد کرده است؛ شهرداری مدیریت اسکان و ساماندهی خانوارها را بر عهده دارد و دولت تأمین اقلام ضروری، پشتیبانی خدماتی و حمایتهای جانبی را دنبال میکند. با این حال، اقامت در هتل—حتی اگر استانداردهای اولیه را داشته باشد—برای بسیاری از ساکنان وضعیت ایدهآلی نیست. محدود بودن فضای شخصی، ناتوانی در دنبال کردن سبک زندگی معمول، فاصله از محله، مدرسه، محل کار و شبکههای ارتباطی، فشار روانی ناشی از بیخانمانی و نامشخص بودن آینده، همه عواملی هستند که احساس ناپایداری را در میان اسکانیافتگان افزایش میدهد. این وضعیت برای کودکان که از روند آموزشی و محیط آشنا جدا شدهاند، و سالمندان که دلبستگی عمیقی به خانههای قدیمی خود دارند، ملموستر و پیچیدهتر است. در کنار این شرایط، حضور نیروهای جهادی و بخشی از سازمانهای مردمنهاد، به ارائه خدمات حمایتی، تأمین ملزومات اولیه و کاهش فشارهای اجتماعی کمک کرده است. با وجود این همراهی، واقعیت آن است که هتل هرچقدر هم امن و مجهز باشد، برای بسیاری از این خانوادهها تنها «پناهگاهی موقت» است و تجربه زندگی در آن، بیش از آنکه آسودگی بیاورد، نشانهای از یک خانه ازدسترفته است.
زندگی زیر فشار بلاتکلیفی
پشت آمارهای رسمی، روایتهایی انسانی پنهان شده که ابعاد واقعیتری از بحران را آشکار میکند. بسیاری از خانوادهها در ساعات نخست انتقال به مراکز اسکان، هنوز در شوک حادثه بودند؛ کودکانی که با کوچکترین صدا از خواب میپریدند و بزرگسالانی که حتی تصور بازگشت به محلههای آسیبدیده برایشان اضطراببرانگیز بود. همین شرایط باعث شد تیمهای مشاوره و مددکاری اجتماعی در هتلها و مراکز اسکان مستقر شوند تا با ارائه گفتوگوهای حمایتی، برنامههای سرگرمی برای کودکان و همراهی روانی مستمر، به کاهش اضطراب و بازسازی آرامش از دسترفته کمک کنند. با این حال، کارشناسان تأکید دارند که ترمیم روانی، فرایندی بسیار طولانیتر و پیچیدهتر از تأمین سرپناه است.
همزمان با این اقدامات، ارزیابی ایمنی واحدهای مسکونی آغاز شد. ساختمانهایی که تنها آسیب جزئی داشتند، پس از بررسی فنی مجوز بازگشت دریافت کردند. اما واحدهایی که در دستههای پرخطر C و D قرار گرفتند، عملاً فاقد شرایط سکونت هستند و بازگشت به آنها تا زمان بازسازی کامل ممکن نیست. این تصمیم هرچند بر پایه الزامات فنی و دغدغه ایمنی اتخاذ شده، موجب شده بخشی از خانوادهها ناچار به تحمل دورههای طولانیتری از اسکان موقت شوند. مسئولان شهری میگویند اولویت مطلق، جلوگیری از بازگشت شتابزده و پرخطر است، اما همین رویکرد باعث شده احساس بلاتکلیفی و نگرانی درباره آینده در میان ساکنان پررنگتر شود.
چهره اجتماعیِ بازسازی
یکی از مهمترین ویژگیهای بحران اخیر، تغییر محسوس الگوی جغرافیایی تخریبهاست؛ تغییری که پیامدهای اجتماعی و اقتصادی قابلتوجهی به همراه دارد. در جنگ ۱۲روزه، عمده خسارتها در مناطق شمالی و مرکزی تهران متمرکز بود؛ مناطقی که بهطور نسبی از توان مالی و ظرفیت ترمیم سریعتر برخوردار بودند. اما در «جنگ رمضان»، دامنه آسیبها عملاً همه پهنه شهر را دربر گرفت و محلات کمبرخوردار نیز در شمار مناطق آسیبدیده قرار گرفتند. این گستردگی، فرایند بازسازی را دشوارتر کرده، زیرا خانوادههای ساکن در مناطق پایینتر معمولاً از توان اقتصادی محدودتری برخوردارند و اتکای بیشتری به حمایتهای دولتی و شهری دارند. به همین دلیل احتمال طولانیتر شدن دوره اسکان موقت برای این گروهها بیشتر است و همین امر میتواند شکافهای اجتماعی موجود را تشدید کند.
در کنار اقدامات رسمی مدیریت شهری، نمود محسوس همبستگی اجتماعی نیز قابل توجه است. گزارشها حکایت از مشارکت پررنگ داوطلبان، گروههای مردمی و سازمانهای خیریه در حمایت از آسیبدیدگان دارد؛ از توزیع بستههای غذایی و ملزومات ضروری گرفته تا برگزاری برنامههای سرگرمی برای کودکان و جمعآوری کمکهای مردمی. مسئولان اجتماعی بر این باورند که این همراهیها نقش مهمی در کاهش فشارهای روانی و بازسازی روحیه شهر داشته است. تجربه بحرانهای پیشین نیز نشان میدهد سرمایه اجتماعی، عنصری حیاتی در عبور از چنین مقاطع دشوار است.
اسکان اضطراری و حساسیتها
در ادامه اجرای برنامههای اسکان و مدیریت پیامدهای جنگ رمضان، مجموعهای از نقدها نسبت به نحوه عملکرد مدیریت شهری مطرح شده است. برخی منتقدان شهری میگویند همزمانی اقدامات حمایتی با نزدیک شدن به فضای انتخاباتی، حساسیتهایی درباره چگونگی بازنمایی این اقدامات ایجاد کرده است. این طرح ادعاها هرچند از سوی منابع رسمی تأیید نشده، اما منعکسکننده دغدغه بخشی از افکار عمومی درباره ضرورت شفافیت در مدیریت بحران است. چنین حساسیتی نشان میدهد شهروندان نسبت به نحوه اطلاعرسانی و چارچوب تصمیمگیری در شرایط اضطراری، انتظار دقت و بیطرفی بیشتری دارند.
از مجموع دادهها، گزارشهای میدانی و اظهارات مسئولان میتوان دریافت که مدیریت شهری در مرحله نخست توانسته از شکلگیری بحران گسترده بیسرپناهی پیشگیری کند.
اسکان هزاران نفر در هتلها و مراکز اقامتی اقدامی قابل توجه در روزهای ابتدایی بحران بود و مانع از بروز اختلال جدی در روند امدادرسانی شد. با این حال، تجربه اخیر نشان داده اسکان اضطراری تنها گام آغازین مسیر است. بازسازی واحدهای آسیبدیده، فراهم شدن امکان بازگشت ایمن به محلهها، احیای حیات اجتماعی و ترمیم روانی شهروندان، همگی فرآیندهایی زمانبر و پیچیدهاند که نیازمند برنامهریزی منسجم و حمایت پیوسته هستند.
نگاهی به بستههای حمایتی
تعیین و توزیع بستههای حمایتی، یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری در جریان بحران اخیر بوده است. بر اساس اعلام رسمی، میزان کمکهزینه رهن و اجاره در برنامه تازه نسبت به دوره جنگ ۱۲روزه افزایش یافته است. در آن مقطع، سقف ودیعه یک میلیارد تومان و اجاره ماهانه ۲۰ میلیون تومان تعیین شده بود؛ اما در بسته فعلی، این رقم به حدود یکونیم میلیارد تومان ودیعه و ۳۰ میلیون تومان اجاره ارتقا یافته است. برخی گزارشها همچنین از پرداخت مبالغ دو میلیارد تومانی در موارد خاص خبر میدهند.
با وجود این رشد عددی، بررسیها نشان میدهد شکاف میان مبالغ پرداختی و واقعیت بازار مسکن؛ بهویژه در تهران، همچنان چشمگیر است. تجربه بحرانهای پیشین نیز بیانگر آن است ناکافی بودن حمایتهای مالی، سبب تداوم اسکان موقت در هتلها و مراکز اقامتی میشود؛ پدیدهای که احتمال وقوع آن در شرایط فعلی نیز مطرح است.
در کنار این کمکها، بستههای ویژه خرید اقلام ضروری نیز در دستور کار قرار گرفته است. مبلغ این طرح از حدود ۲۰ میلیون تا ۲۵۰ میلیون تومان متغیر است و از طریق فروشگاههای منتخب به خانوادههای مشمول اختصاص مییابد.