printlogo


هرمز؛ گلوگاه وابستگی مدرن

 تنگه هرمز، باریک‌ترین و حساس‌ترین گذرگاه انرژی جهان، در هفته‌های اخیر به محور اصلی گفتگوهای اقتصادی و سیاسی بدل شده است. توقف عبور و مرور کشتی‌ها از این آبراه سبب شده بسیاری از کشورها نسبت به پیامدهای اقتصادی آن هشدار دهند؛ پیامدهایی که از نفت و گاز تا غذا، فلزات، کود شیمیایی و مبادلات چندصد میلیارد دلاری را در بر می‌گیرد. وابستگی بی‌واسطه اقتصاد جهانی به این شریان دریایی، اهمیت استراتژیک آن را بیش از پیش آشکار کرده و نشان می‌دهد هرگونه اختلال در این مسیر، تنها یک بحران منطقه‌ای نیست بلکه تکانه‌ای جهانی است.

فشار بر بازار انرژی
تنگه هرمز دومین تنگه پرتردد بین‌المللی است و حدود ۳۰ درصد نفت جهان روزانه از آن عبور می‌کند؛ رقمی که به‌تنهایی جایگاه این آبراه را به شاه‌راه انرژی جهان تبدیل کرده است. کارشناسان اقتصادی معتقدند بسته ماندن تنگه می‌تواند به کمبود روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت در بازار جهانی منجر شود؛ کمبودی که احتمال عبور قیمت نفت از مرز ۲۵۰ دلار را تقویت می‌کند. علت روشن است: ۹۰ درصد نفت صادرشده منطقه از این مسیر عبور می‌کند و هر اختلالی در آن، نه‌تنها صادرات کشورهای خلیج فارس را متوقف می‌سازد بلکه زنجیره تجارت انرژی را در مقیاسی جهانی مختل می‌کند. افزون بر نفت، حدود ۲۰ درصد صادرات گاز طبیعی نیز از این آبراه انجام می‌شود و ارزش سالانه مبادلات نفت و گاز عبوری از تنگه برآورد می‌شود که بیش از یک تریلیون دلار باشد؛ رقمی که نشان می‌دهد بسته‌شدن این مسیر، بحران انرژی را از سطح منطقه به بحران اقتصاد جهانی ارتقا می‌دهد.

تأثیرات بر غذا و صنعت
وابستگی اقتصاد جهانی به تنگه هرمز محدود به نفت و گاز نیست. حدود ۳۰ درصد کودهای شیمیایی، نزدیک به یک‌سوم مواد اولیه غذایی و بیش از ۱۰ درصد محصولات کشاورزی‌ای که به بازار جهانی صادر می‌شوند، به مسیر این تنگه متکی‌اند. این ارقام نشان می‌دهد که بسته شدن این گذرگاه، حتی زنجیره جهانی غذا را با اختلال جدی مواجه می‌کند. در حوزه فلزات و مواد معدنی نیز وابستگی کم نیست: ۳۶ درصد پودر طلا برای صنایع الکترونیک، ۲۶ درصد الماس صنعتی، ۲۴ درصد آلومینیوم و ۲۸ درصد سازه‌های فولادی از مسیر این آبراه منتقل می‌شوند. همچنین ۴.۲ درصد غلات جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند؛ سهمی ظاهراً کوچک، اما بسیار تعیین‌کننده برای کشورهایی که به واردات غلات وابسته‌اند.
کشورهای منطقه طی سال‌های گذشته تلاش کرده‌اند با ایجاد خطوط لوله جایگزین مانند خط لوله شرق به غرب عربستان یا خط لوله فجیره در امارات، وابستگی خود را کاهش دهند، اما ظرفیت این مسیرها با حجم عظیم صادرات عبوری از تنگه فاصله زیادی دارد. در واقع اگر کانال سوئز مسیر تجارت کالاست، تنگه هرمز مسیر «سوخت اقتصاد جهانی» محسوب می‌شود؛ مسیری که بدون جریان پایدار انرژی و کالا از آن، اقتصاد صنعتی جهان با اختلالی عمیق روبه‌رو خواهد شد.