وقتی شایعه جای واقعیت مینشیند
در روزهای گذشته انتشار گزارشی با عنوانی جنجالی درباره «لغو خدمات بیمهای مردم» از سوی سازمان تأمیناجتماعی، بار دیگر نشان داد که چگونه روایتهای ناقص یا نادرست میتواند درباره یکی از مهمترین نهادهای رفاهی کشور ابهام ایجاد کند. این در حالی است که تأمیناجتماعی، بهعنوان بزرگترین نهاد بیمهای و اجتماعی ایران، نهادی عمومی و غیردولتی است که بدون اتکا به بودجه عمومی دولت اداره میشود و منابع آن عمدتاً از محل حق بیمههایی تأمین میشود که کارگران و کارفرمایان پرداخت میکنند. حجم عملیات مالی این سازمان بهگونهای است که بودجه آن در سال جاری به رقمی در حدود یکچهارم بودجه عمومی کشور میرسد؛ رقمی که نشان میدهد هرگونه تحلیل یا قضاوت درباره عملکرد این نهاد باید با درک دقیق سازوکارهای مالی و تعهدات گسترده آن صورت گیرد.
تأمیناجتماعی در عین حال مسئول ارائه مجموعهای از خدمات حیاتی به بخش بزرگی از جامعه است. بیش از نیمی از جمعیت کشور بهطور مستقیم یا غیرمستقیم تحت پوشش این سازمان قرار دارند و میلیونها بازنشسته، ازکارافتاده و بازمانده هر ماه مستمری خود را از این صندوق دریافت میکنند. علاوه بر این، هزینههای درمانی از طریق صدها مرکز درمانی ملکی و دهها هزار مرکز طرف قرارداد پرداخت میشود و حمایتهایی مانند بیمه بیکاری و تعهدات کوتاهمدت نیز بهطور مستمر برقرار است. انجام چنین تعهداتی که حجم آن ماهانه به دهها هزار میلیارد تومان میرسد، مستلزم تداوم جریان منابع مالی و پایبندی همه طرفهای ذینفع به تعهدات قانونی خود است؛ موضوعی که در بسیاری از تحلیلهای رسانهای کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
در ماجرای اخیر نیز توضیح سازمان نشان داد آنچه بهعنوان «قطع خدمات درمانی» مطرح شده، در واقع ناشی از یک سازوکار سیستمی در قوانین بیمهای است. مطابق مقررات جاری، اگر کارفرما برای مدتی مشخص لیست بیمه کارکنان خود را ارسال نکند یا حق بیمه را نپردازد، سامانه بهصورت خودکار اعتبار درمان را غیرفعال میکند؛ امری که نه به شرایط خاص جنگی مربوط است و نه به تصمیم موردی سازمان. به بیان دیگر، استمرار پوشش بیمهای به انجام تعهدات قانونی کارفرما وابسته است. در عین حال سازمان تأمیناجتماعی در دورههای خاص، از جمله در شرایط دشوار اقتصادی و حتی در ایام جنگ اخیر، مجموعهای از تسهیلات حمایتی برای کارگاهها در نظر گرفته است؛ از تعویق برخی اقدامات اجرایی گرفته تا تمدید مهلتهای بیمهپردازی و همکاریهای موردی برای جلوگیری از آسیب دیدن کارگران و بنگاههای اقتصادی.
با این حال نکته مهمی که در پاسخ رسمی سازمان نیز بر آن تأکید شده، ماهیت بیننسلی منابع تأمیناجتماعی است. منابع این صندوق در واقع دارایی مشترک میلیونها بیمهپرداز در نسلهای مختلف است و از منظر حقوقی و حتی شرعی «حقالناس» محسوب میشود. به همین دلیل مدیریت این منابع ناگزیر باید بر اساس قواعد مشخص و با رعایت انضباط مالی انجام شود. هرگونه نادیده گرفتن تعهدات قانونی یا انتقال هزینههای بنگاهها به این صندوق، در نهایت میتواند حقوق بیمهشدگان و بازنشستگان را تحت تأثیر قرار دهد.