printlogo


راز دوام تعاونی‌ها فقط سرمایه و بازار نیست
مریم حسینی روزنامه نگار

 در بسیاری از گفت‌وگوهای اقتصادی، وقتی سخن از موفقیت یک تعاونی به میان می‌آید، نخستین نشانه‌ای که به ذهن می‌رسد عدد است؛ عددی که در گزارش‌های مالی دیده می‌شود یا در تراز حساب‌ها جا خوش کرده است. پس از آن نیز معمولاً از طول عمر تعاونی سخن گفته می‌شود؛ اینکه چند سال دوام آورده و چه اندازه توانسته در بازار باقی بماند. چنین معیاری در نگاه نخست منطقی به نظر می‌رسد؛ بنگاهی که گردش مالی قابل توجهی دارد یا دهه‌ها فعالیت خود را حفظ کرده، قطعاً از آزمون‌های اقتصادی و مدیریتی گذر کرده است.
اما بر پایه یافته‌های تحقیقی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی و نیز تجربه‌های جهانی در اقتصاد تعاون، این نگاه هرچند ساده و قابل اندازه‌گیری است، تصویری کامل از واقعیت ارائه نمی‌دهد. تعاونی‌ها تنها بنگاه اقتصادی نیستند؛ آن‌ها نهادهایی زنده‌اند که برای سازماندهی منافع مشترک، تقویت همبستگی اجتماعی و بهبود وضعیت معیشتی اعضا شکل می‌گیرند و از همین رو ارزیابی موفقیت آن‌ها نمی‌تواند صرفاً به گردش سرمایه محدود شود. در دیدگاه‌های نوین توسعه، موفقیت تعاونی‌ها نه در اعداد و ارقام، بلکه در تعادل در عملکرد چندبعدی معنا می‌یابد: مدیریت کارآمد، مشارکت واقعی، پایداری اقتصادی و اثرگذاری اجتماعی. این نگاه تازه ما را از تصویر ساده‌انگارانه «تعاونی ثروتمند» عبور داده و به درکی عمیق‌تر می‌رساند؛ درکی که هم اقتصاد را می‌بیند و هم اجتماع را، هم عدد را و هم معنا را.

معیارهای فراموش‌شده موفقیت
سنجش موفقیت تعاونی‌ها در بسیاری از ارزیابی‌های اقتصادی به دو شاخص ساده تقلیل یافته است: میزان گردش مالی و طول عمر فعالیت. این اعداد نشان می‌دهند یک تعاونی چه میزان فروش داشته، چه مقدار سود کسب کرده و چند سال در بازار دوام آورده است. سادگی اندازه‌گیری این شاخص‌ها سبب شده به مرور به معیارهای غالب ارزیابی تبدیل شوند.
با این حال، چنین نگاهی تصویر کاملی از واقعیت تعاونی‌ها ارائه نمی‌دهد. ممکن است تعاونی‌ای گردش مالی قابل توجهی داشته باشد، اما اعضای آن در تصمیم‌گیری‌ها حضور مؤثر نداشته باشند؛ در چنین وضعی، تعاونی عملاً به شرکتی خصوصی با نام تعاون تبدیل می‌شود. از سوی دیگر، طول عمر نیز همیشه نشانه موفقیت نیست. برخی تعاونی‌ها سال‌ها دوام آورده‌اند، اما در کیفیت خدمات، رفاه اعضا یا اثرگذاری محلی پیشرفتی نداشته‌اند. ادامه فعالیت آنان بیشتر حاصل عادت و انفعال است تا نشانه‌ای از پویایی.
پژوهشگران حوزه تعاون بر این باورند موفقیت باید در چارچوبی گسترده‌تر سنجیده شود؛ چارچوبی که ابعاد اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و اثرگذاری محیطی را در کنار هم در نظر بگیرد. تعاونی زمانی واقعاً موفق است که میان این ابعاد تعادل برقرار کند. تعاونی‌ای که تنها از نظر مالی قوی باشد اما از مشارکت تهی بماند، روح تعاون را از دست می‌دهد و تعاونی‌ای که صرفاً بر همیاری اجتماعی تکیه کند اما توان اقتصادی نداشته باشد، پایداری خود را در معرض خطر قرار می‌دهد. در این میان، مدیریت نقش حلقه اتصال اقتصاد و اجتماع را ایفا می‌کند.

ستون پنهان پایداری
در هر تعاونی، مدیریت همچون ستونی است که تمام سازه اجتماعی و اقتصادی بر آن استوار می‌شود. بدون وجود مدیریتی کارآمد، نه حضور گسترده اعضا و نه حجم سرمایه‌ها می‌تواند تضمین‌کننده موفقیت باشد. ماهیت مشارکتی تعاونی‌ها اقتضا می‌کند که مدیریت، درک دقیقی از هر دو عرصه اقتصاد و اجتماع داشته و بتواند این دو حوزه را در کنار یکدیگر تفسیر و هدایت کند.
مدیر تعاونی، برخلاف مدیران بنگاه‌های معمولی، تنها یک مدیر اجرایی نیست، بلکه نقش میانجی منافع جمعی را بر عهده دارد. او باید میان خواست‌ها و اولویت‌های گاه متفاوت اعضا تعادل ایجاد کند و تصمیم‌هایی بگیرد که ضمن تقویت پایداری اقتصادی، اعتماد و همبستگی درونی را نیز افزایش دهد. تلفیق خرد اقتصادی با حساسیت اجتماعی، جوهره مدیریت تعاونی است.
شفافیت یکی از پایه‌های حیاتی این نوع مدیریت به شمار می‌آید. اعضا باید بتوانند مسیر مصرف منابع، مبنای تصمیم‌ها و برنامه‌های آینده تعاونی را به روشنی دنبال کنند. گزارش‌های دقیق مالی، تشکیل منظم مجامع عمومی و فراهم بودن امکان گفت‌وگو و نقد از سوی اعضا از عواملی است که سرمایه اجتماعی تعاونی را تقویت می‌کند. تجربه جهانی نشان می‌دهد تعاونی‌هایی با ساختار حکمرانی شفاف، در شرایط بحران نیز انسجام بیشتری نشان می‌دهند.
در کنار مدیریت، آموزش به‌عنوان نیروی محرک تعاونی‌ها عمل می‌کند. در بسیاری از کشورها، آموزش بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت تعاونی است و اعضا، مدیران و کارکنان دوره‌های مختلفی را می‌گذرانند تا مهارت‌های مدیریتی، اقتصادی و مشارکتی خود را ارتقا دهند. آگاهی از حقوق و مسئولیت‌ها، شرط لازم برای مشارکت واقعی است و نبود آن، تعاونی را به‌تدریج به سمت تمرکز قدرت در دست اقلیتی محدود سوق می‌دهد.
آموزش همچنین کیفیت تصمیم‌گیری جمعی را افزایش می‌دهد. اعضایی که با اصول بازار، برنامه‌ریزی اقتصادی یا مدیریت مالی آشنا هستند، به جای تکیه بر حدس و گمان، بر اساس تحلیل و دانش مشارکت می‌کنند. افزون بر این، آموزش زمینه‌ساز نوآوری است و تعاونی‌ها را با تجربه‌های موفق جهانی و روش‌های نوین آشنا می‌سازد.
آنچه پایداری تعاونی‌ها را تضمین می‌کند، هم‌افزایی مدیریت کارآمد و آموزش مستمر است؛ دو عنصری که در کنار هم ستون‌های اصلی بنای تعاون را می‌سازند.

مشارکت روح تعاونی
اگر مدیریت ستون تعاونی باشد، مشارکت روح آن است. تعاونی بدون مشارکت فعال اعضا، چیزی جز یک شرکت اقتصادی معمولی نخواهد بود. آنچه تعاونی را از دیگر بنگاه‌ها متمایز می‌کند، حضور واقعی اعضا در فرایند تصمیم‌گیری است.
در یک تعاونی پویا، اعضا تنها سرمایه‌گذار نیستند. آن‌ها در مجامع عمومی حضور دارند، درباره برنامه‌ها گفت‌وگو می‌کنند و در تعیین مسیر آینده نقش ایفا می‌کنند. این مشارکت نه‌تنها به مشروعیت تصمیم‌ها می‌افزاید، بلکه کیفیت آن‌ها را نیز بالا می‌برد.
وقتی افراد احساس کنند صدایشان شنیده می‌شود، نسبت به سرنوشت سازمان حساس‌تر می‌شوند. این حس تعلق، یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌های تعاونی است. بسیاری از تعاونی‌های موفق دقیقاً به همین دلیل توانسته‌اند در شرایط دشوار اقتصادی نیز دوام بیاورند؛ زیرا اعضا خود را شریک واقعی سازمان می‌دانند.
در مقابل، کاهش مشارکت معمولاً نشانه‌ای هشداردهنده است. اگر اعضا در جلسات حضور نیابند یا نسبت به تصمیم‌ها بی‌تفاوت شوند، تعاونی به تدریج از درون تهی می‌شود. در چنین شرایطی، حتی اگر فعالیت اقتصادی ادامه داشته باشد، روح تعاون کمرنگ خواهد شد.
از همین رو، بسیاری از سیاست‌های توسعه تعاون بر تقویت سازوکارهای مشارکتی تأکید دارند؛ از شفافیت اطلاعات گرفته تا تسهیل حضور اعضا در فرایندهای تصمیم‌گیری. مشارکت واقعی نه یک شعار، بلکه بنیان حیات تعاونی است.

اقتصاد پایدار و عادلانه
هیچ تعاونی بدون بنیان اقتصادی پایدار نمی‌تواند دوام بیاورد. تعاونی‌ها هرچند ریشه در همیاری اجتماعی دارند، اما در فضای واقعی بازار فعالیت می‌کنند؛ بازاری که رقابت، بهره‌وری و مدیریت منابع در آن تعیین‌کننده است. از همین رو، بعد اقتصادی یکی از اضلاع اصلی ارزیابی موفقیت تعاونی‌ها به شمار می‌آید.
پایداری اقتصادی به معنای توانایی تعاونی در ایجاد درآمد پایدار، مدیریت هزینه‌ها و حفظ تعادل مالی است. تعاونی باید بتواند فعالیت خود را به گونه‌ای سامان دهد که نه‌تنها هزینه‌های جاری را پوشش دهد، بلکه امکان سرمایه‌گذاری برای آینده را نیز فراهم سازد. بدون چنین توانایی‌ای، حتی مشارکت گسترده اعضا نیز نمی‌تواند ضامن تداوم فعالیت باشد.
با این حال، اقتصاد تعاونی با اقتصاد بنگاه‌های صرفاً خصوصی تفاوت‌هایی دارد. هدف نهایی در بسیاری از شرکت‌های تجاری، بیشینه‌سازی سود برای صاحبان سرمایه است؛ اما در تعاونی‌ها، سود تنها یکی از اهداف است. رفاه اعضا، ثبات شغلی، توسعه محلی و توزیع عادلانه منافع نیز بخشی از مأموریت تعاونی محسوب می‌شود.
از همین رو، موفقیت اقتصادی در تعاونی‌ها با مفهومی گسترده‌تر تعریف می‌شود؛ مفهومی که هم کارایی اقتصادی و هم عدالت توزیعی را در نظر می‌گیرد. تعاونی موفق نه‌تنها سودآور است، بلکه سود را به شکلی عادلانه میان اعضا توزیع می‌کند و بخشی از آن را برای توسعه آینده کنار می‌گذارد.
در چنین الگویی، اقتصاد و عدالت در برابر یکدیگر قرار نمی‌گیرند، بلکه مکمل هم می‌شوند. تعاونی‌ها می‌کوشند نشان دهند که می‌توان هم در بازار رقابت کرد و هم ارزش‌های همیاری و انصاف را حفظ نمود. این همان نقطه‌ای است که تعاون می‌تواند الگویی متفاوت از اقتصاد ارائه دهد؛ الگویی که در آن انسان و اقتصاد در کنار یکدیگر معنا می‌یابند.

اثرگذاری بر محیط
بعد دیگری که در سال‌های اخیر بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته، اثرگذاری تعاونی بر محیط پیرامون است. تعاونی‌ها تنها برای اعضای خود فعالیت نمی‌کنند؛ آن‌ها بخشی از یک شبکه اجتماعی و اقتصادی گسترده‌تر هستند و عملکردشان می‌تواند بر جامعه محلی، بازار و حتی محیط زیست تأثیر بگذارد.
در بسیاری از مناطق جهان، تعاونی‌ها نقش مهمی در توسعه محلی ایفا کرده‌اند. آن‌ها فرصت‌های شغلی ایجاد کرده‌اند، زنجیره‌های تولید محلی را تقویت کرده‌اند و به افزایش تاب‌آوری اقتصادی مناطق کمک کرده‌اند. چنین نقشی نشان می‌دهد که تعاونی‌ها می‌توانند فراتر از یک بنگاه اقتصادی عمل کنند و به عاملی برای توسعه اجتماعی تبدیل شوند.
اثرگذاری مثبت بر محیط همچنین به معنای تعامل سازنده با دیگر بازیگران اقتصادی است. تعاونی‌ها می‌توانند با تشکیل شبکه‌ها و اتحادیه‌ها، قدرت چانه‌زنی خود را افزایش دهند و فرصت‌های تازه‌ای برای اعضا ایجاد کنند. همکاری میان تعاونی‌ها، که یکی از اصول بنیادین تعاون است، دقیقاً بر همین مبنا شکل گرفته است.
در کنار این‌ها، مسئولیت اجتماعی نیز بخشی از اثرگذاری تعاونی‌ها بر محیط محسوب می‌شود. بسیاری از تعاونی‌های موفق جهان تلاش می‌کنند فعالیت‌های خود را به گونه‌ای تنظیم کنند که به حفظ محیط زیست، توسعه پایدار و ارتقای کیفیت زندگی در جامعه کمک کند. چنین رویکردی، تصویر تعاونی را از یک سازمان اقتصادی صرف فراتر می‌برد و آن را به نهادی اجتماعی بدل می‌کند.
وقتی تعاونی بتواند در کنار موفقیت اقتصادی، اثری مثبت بر جامعه و محیط خود بگذارد، می‌توان گفت که نقش واقعی خود را در اقتصاد اجتماعی ایفا کرده است. 

​​​​​​​شاخص‌های عیارسنجی تعاونی خوب
بازشناسی مفهوم «تعاونی خوب» مستلزم گذر از نگاه‌های تک‌بعدی و توجه به چهار رکن اساسی است: مدیریت خردمندانه، مشارکت فعال اجتماعی، استقرار اقتصاد پایدار و اثرگذاری عمیق بر محیط پیرامون. تعاونی برتر، نهادی است که در تمام این ساحت‌ها، عملکردی متوازن و هم‌افزا داشته باشد. در چنین الگویی، تعاونی نه چنان درگیر مناسبات صرف اقتصادی می‌شود که روحِ مشارکت‌جوی اعضا را به فراموشی بسپارد و نه چنان در آرمان‌های انتزاعیِ اجتماعی غرق می‌گردد که توان و پایداری اقتصادی خویش را در تلاطم بازار از دست بدهد.
در این منظومه، تعادل، اصلی‌ترین شرط حیات است. تعاونی موفق، هنرمندی است که میان کاراییِ عقلانیِ بازار و ارزش‌های بنیادینِ همیاری، پیوندی ناگسستنی برقرار می‌کند. چنین نهادی، هم‌زمان که در میدان رقابت‌های تجاری با قوت حضور دارد، اعتماد درونی اعضا را به عنوان بزرگ‌ترین سرمایه خود حفظ می‌نماید؛ سودآوری‌اش، ابزاری است در خدمت رفاه جمعی و تعالیِ عدالت اجتماعی.
این نگاهِ چندبعدی، پیامدهای راهبردیِ تعیین‌کننده‌ای برای سیاست‌گذاری‌های کلانِ رفاهی دارد. اگر موفقیت تعاونی‌ها تنها با ترازوی عددی و شاخص‌های مالیِ صرف سنجیده شود، ابعادِ حیاتیِ کارکردِ آن‌ها به‌طور کامل نادیده انگاشته خواهد شد. اما طراحی نظام ارزیابی بر پایه مجموعه‌ای از شاخص‌های مدیریتی، اجتماعی و اقتصادی، تصویری به‌مراتب دقیق‌تر، شفاف‌تر و واقع‌بینانه‌تر از وضعیت فعلی بخش تعاون به دست می‌دهد. بر همین پایه است که در سال‌های اخیر، مباحث مربوط به پایشِ عملکرد و رتبه‌بندی تعاونی‌ها بر مبنای شاخص‌های چندگانه، به کانون توجه پژوهشگران بدل شده است. چنین رویکردی، نه‌تنها راه را برای شناسایی دقیقِ تعاونی‌های پیشرو هموار می‌سازد، بلکه بستری فراهم می‌آورد تا الگوهای موفق، تکثیر و در مقیاس ملی به کار گرفته شوند.