راهکار کاهش مهاجرت چندوجهی است
در روزهایی که سایه تنش و بحرانهای منطقهای بر جامعه ایران سنگینی میکند، پرسشی بنیادین ذهنها را مشغول ساخته است: چرا برخلاف تجربه کشورهای همجوار، موج مهاجرت گسترده شکل نگرفته است؟ آیا این بازتابی از تعلق عمیق مردم به خاک و هویت ملی است، یا ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و جغرافیایی مانع از ترک گسترده کشور شدهاند؟ فاطمه کریمخان، جامعهشناس، با تحلیل تجربههای تاریخی و موجهای مهاجرتی گذشته، به بررسی عواملی پرداخته است که ایران را از دیگر مناطق متفاوت میسازد و نشان میدهد هنوز امید و باور به تداوم زندگی اجتماعی، مردم را به ماندن ترغیب میکند.
این روزها پرسیده میشود چرا در شرایط تنش و جنگ، مهاجرت گسترده از ایران شکل نگرفته است. آیا این پرسش از نظر تحلیلی درست است؟
از منظر تحلیلی، این پرسش دقیق نیست. موج مهاجرت گسترده معمولاً زمانی رخ میدهد که ساختارهای خدمات اجتماعی فروبپاشند و دولت دیگر قادر به ارائه نیازهای پایهای مردم—دارو، غذا، انرژی، امنیت و مدیریت شهری—نباشد. در چنین وضعیتی، ترک کشور به یک ضرورت زندگی تبدیل میشود. در ایران، با وجود فشارها و نگرانیها، چنین فروپاشی ساختاری هنوز رخ نداده؛ بنابراین طبیعی است که موج خروج شکل نگیرد. این به معنای عدم تمایل ایرانیان به مهاجرت نیست. تجربه تاریخی نشان میدهد کشور چندین موج مهاجرتی مهم در دهههای گذشته داشته است. به دلیل جمعیت زیاد ایران، حتی خروج یک یا دو میلیون نفر در مقیاس کل کشور چندان محسوس نیست، در حالی که همین میزان در کشورهای کوچکتر مانند سوریه یا عراق تصویر مهاجرت گسترده ایجاد میکند.
چه عواملی باعث میشود مهاجرت از ایران با کشورهایی مانند سوریه یا عراق متفاوت باشد؟
تفاوت مهاجرت ایرانیان با موجهای خروج از کشورهایی مانند سوریه یا عراق ناشی از مجموعهای از عوامل ساختاری، تاریخی و جغرافیایی است. نخست، تفاوت زبانی بهعنوان مانعی جدی عمل میکند؛ ایران با اغلب همسایگان خود زبان مشترک ندارد، در حالی که در کشورهای عربی، مهاجران به سرزمینهایی با زبان مشابه میروند و این امر سرعت و سهولت مهاجرت را افزایش میدهد. دوم، سطح خدمات اجتماعی و زیرساختها در ایران نسبی بهتر است؛ توزیع انرژی، سلامت، آموزش و مدیریت شهری نسبت به بسیاری از همسایگان، جذابیت مهاجرت فوری را کاهش میدهد. سوم، فاصله جغرافیایی شهرهای بزرگ ایران با مراکز مهم کشورهای همسایه، محدودیتهای فیزیکی در حرکت سریع ایجاد میکند؛ برخلاف برخی مناطق خاورمیانه که حتی مهاجرت پیاده امکانپذیر است، خروج سریع در ایران دشوار است. افزون بر این، انگیزه اغلب مهاجران ایرانی، ارتقای موقعیت اقتصادی و اجتماعی است نه صرفاً حفظ جان، و این نوع مهاجرت مستلزم برنامهریزی دقیق، سرمایه، تسلط به زبان و زمان کافی است. در مقابل، موجهای ناشی از جنگ شدید معمولاً فوری و اضطراریاند و به کشورهای نزدیک محدود میشوند. مجموع این عوامل، تصویری متفاوت از مهاجرت ایرانیان ارائه میکند، جایی که روند خروج آرام، برنامهریزیشده و تدریجی است، نه ناگهانی و گسترده.
آیا ممکن است در آینده مهاجرت گسترده از ایران رخ دهد؟
در افق شرایط بحرانی، هنگامی که خدمات اجتماعی دچار فروپاشی شود، ناامنی گسترده شکل گیرد یا جنگ داخلی کشور را درگیر کند، موج گسترده مهاجرت از ایران نیز اجتنابناپذیر خواهد بود. ایران از این قاعده جهانی مستثنی نیست. در نخستین مرحله، فشار بحران موجب تشدید مهاجرتهای داخلی میشود و سپس، بسته به توان اقتصادی و منابع افراد، بخشی از جمعیت به خارج از مرزها گام خواهد نهاد. بنابراین تصور اینکه ایرانیان در هیچ شرایطی موج مهاجرت گسترده تجربه نکنند، تحلیلی غیرواقعبینانه است. تجربه جمعیتها نشان میدهد که در شرایط بحرانی شدید، واکنشهای رفتاری تا حد زیادی مشابه است و مردم برای حفظ امنیت و زندگی، ناچار به جابهجایی میشوند.
برخی بر نقش هویت ملی در کاهش مهاجرت تأکید میکنند، این عامل تا چه حد اهمیت دارد؟
هویت ملی در ایران، ریشهای تاریخی و عمیق دارد و میتواند تا حدی تمایل به ترک کشور را کاهش دهد و جمعیت را به ماندن تشویق کند. با این حال، این عامل هرگز تعیینکننده نهایی نیست. تجربه جهانی نشان میدهد که در شرایط فروپاشی امنیت و خدمات عمومی، حتی جوامع با هویت ملی قوی نیز مجبور به مهاجرت میشوند. مهمترین متغیر، اعتماد به استمرار خدمات عمومی و ثبات ساختاری کشور است. وقتی شبکههای توزیع دارو، غذا، برق و حملونقل فعال و یکپارچه باقی بماند و احساس مشارکت و عدالت اجتماعی برقرار باشد، تمایل به ماندن افزایش مییابد. فقدان این حس، تصویر بیعدالتی و فروپاشی ایجاد کند، روند مهاجرت شدت مییابد و حتی پیوندهای عاطفی و هویتی نیز توان جلوگیری از خروج را از دست میدهند.
در شرایط کنونی، آیا احتمال افزایش مهاجرت وجود دارد؟
در افق کوتاهمدت، حتی ممکن است انگیزه مهاجرت کاهش یابد؛ زیرا بحرانها معمولاً همبستگی اجتماعی و حس تعلق جمعی را تقویت میکنند و تصمیم به ترک کشور را به تأخیر میاندازند. با این حال، در بلندمدت، اگر فشارهای اقتصادی و اجتماعی تشدید شود و بحران ادامه یابد، احتمال شکلگیری موج مهاجرت افزایش مییابد. تحلیل این پدیده نیازمند نگاهی طولانیمدت است؛ چرا که رفتار جمعیتها در مواجهه با بحران، به تدریج تغییر میکند و روندهای ناگهانی کوتاهمدت نمیتوانند تصویر دقیق از تحولات آینده ارائه دهند.