printlogo


بحران خاموش دورکاری در بازار کار انگلیس
حمیدرضا علی‌نیا روزنامه نگار

 در سال‌های پس از همه‌گیری کرونا، جهانِ کار به نقطه عطفی کم‌سابقه در تجربه دورکاری رسید. آنچه پیش از این عمدتاً امتیازی محدود برای گروهی خاص از کارکنان به شمار می‌رفت، در دوران بحران جهانی سلامت به ضرورتی فراگیر بدل شد و به‌تدریج به هنجاری تازه در سازمان‌های دولتی و خصوصی تبدیل گشت. میلیون‌ها نفر در کشورهای مختلف دریافتند که بسیاری از فعالیت‌های حرفه‌ای را می‌توان بیرون از دیوارهای سنتی اداره و بدون حضور فیزیکی در محیط کار انجام داد. با این حال اکنون، چند سال پس از فروکش کردن بحران، نشانه‌های آشکاری از بازگشت به الگوهای قدیمی دیده می‌شود؛ بازگشتی که برای همه گروه‌های اجتماعی یکسان معنا ندارد. در حالی که بخشی از کارفرمایان با تأکید بر بهره‌وری سازمانی و فرهنگ اداری، کارکنان را به حضور مجدد در محل کار فرا می‌خوانند، میلیون‌ها نفر از افراد دارای معلولیت در بریتانیا دریافته‌اند که آن «حالت عادی» پیشین، برای آنان نه یک وضعیت طبیعی، بلکه ساختاری دشوار و گاه حتی دست‌نیافتنی بوده است. برای بسیاری از این افراد، دورکاری تنها یک انتخاب حرفه‌ای یا ترجیح شخصی نیست، بلکه ابزاری حیاتی برای مشارکت در بازار کار و حفظ استقلال اقتصادی به شمار می‌آید. داده‌ها و پژوهش‌های تازه نشان می‌دهد که کاهش فرصت‌های دورکاری، فراتر از یک تغییر مدیریتی در شیوه سازماندهی کار است؛ این روند می‌تواند به تهدیدی جدی برای معیشت، سلامت روانی و حضور اجتماعی میلیون‌ها شهروند معلول تبدیل شود. به بیان دیگر، عقب‌نشینی از الگوی کار منعطف، خطر آن را دارد که بخشی از دستاوردهای فراگیری اجتماعی در بازار کار را دوباره به عقب بازگرداند.

جمعیتی که نادیده ماند
برای درک ابعاد این چالش، نخست باید به زبان اعداد و آمار رجوع کرد؛ زبانی که گاه روشن‌تر از هر تحلیل اجتماعی سخن می‌گوید. تازه‌ترین گزارش‌ها نشان می‌دهد که در بریتانیا حدود ۷.۷ میلیون نفر از جمعیت در سن کار با نوعی معلولیت یا وضعیت‌های بلندمدت سلامت زندگی می‌کنند؛ رقمی که نزدیک به یک‌پنجم کل جمعیت فعال این کشور را دربرمی‌گیرد. این جمعیت گسترده، نه یک اقلیت حاشیه‌ای، بلکه بخشی قابل توجه از نیروی بالقوه بازار کار محسوب می‌شود. از میان آنان، برآوردها حاکی از آن است که حدود ۵.۶ میلیون نفر در حال حاضر شاغل‌اند و در بخش‌های گوناگون اقتصاد فعالیت می‌کنند. به بیان دیگر، میلیون‌ها نفر از افراد دارای معلولیت نه‌تنها مایل به مشارکت در اقتصاد هستند، بلکه در عمل نیز سهمی واقعی در تولید و خدمات دارند.
با این حال، بررسی دقیق‌تر شاخص‌های بازار کار تصویری نگران‌کننده ارائه می‌دهد. نرخ بیکاری در میان افراد دارای معلولیت به ۹.۲ درصد رسیده است؛ رقمی که بیش از دو برابر نرخ بیکاری در میان افراد غیرمعلول، یعنی حدود ۴.۴ درصد، برآورد می‌شود و در عین حال بالاترین سطح خود در شش سال گذشته به شمار می‌آید. چنین فاصله‌ای نشان می‌دهد که مسیر ورود و ماندگاری در بازار کار برای این گروه همچنان با موانع جدی همراه است. این آمار در مجموع حکایت از واقعیتی تلخ دارد: بازار کار بریتانیا نه‌تنها در گشودن درهای اشتغال به روی بسیاری از معلولان کامیاب نبوده، بلکه در حفظ موقعیت شغلی آنان نیز با دشواری‌های قابل توجهی روبه‌روست.

بحران پنهان مشاغل منعطف
تحلیل تازه بنیاد کار (Work Foundation) از داده‌های پورتال رسمی اشتغال دولت بریتانیا با عنوان «Find a Job»، تصویری هشداردهنده از وضعیت فرصت‌های شغلی منعطف ارائه می‌دهد. این بررسی که آگهی‌های ثبت‌شده میان دسامبر ۲۰۲۴ تا ژانویه ۲۰۲۵ را تحلیل کرده، نشان می‌دهد از میان نزدیک به ۹۵ هزار فرصت شغلی منتشرشده، سهم مشاغلی که امکان دورکاری کامل را فراهم می‌کنند به کمتر از یک درصد، یعنی حدود ۰.۶ درصد، کاهش یافته است. حتی مشاغل ترکیبی که بخشی از کار را به‌صورت حضوری و بخشی را از راه دور امکان‌پذیر می‌کنند نیز سهمی بسیار محدود دارند و تنها ۳.۲ درصد از کل آگهی‌های شغلی را به خود اختصاص داده‌اند. این ارقام در حالی ثبت شده که برای بخش بزرگی از جویندگان کار دارای معلولیت، دسترسی به کار از راه دور نه یک امتیاز اضافی، بلکه شرطی اساسی برای ورود به بازار کار است. برآوردها نشان می‌دهد بیش از ۸۰ درصد از این افراد، امکان دورکاری را در جست‌وجوی شغل جدید «ضروری» یا «بسیار مهم» ارزیابی می‌کنند.
بن هریسون، مدیر بنیاد کار در دانشگاه لنکستر، در گفت‌وگو با رادیو LBC تأکید می‌کند که مسئله پیش‌رو صرفاً یک خطر آینده نیست، بلکه بحرانی است که هم‌اکنون در حال شکل‌گیری است. به گفته او، با افزایش رقابت برای فرصت‌های شغلی و رسیدن نسبت بیکاران به حدود ۲.۶ نفر برای هر موقعیت، احتمال گرفتار شدن جوانان و افراد دارای معلولیت در چرخه بیکاری طولانی‌مدت بیش از دیگران است.

پاسخ‌های سیاستی دولت بریتانیا
در برابر این تحولات نگران‌کننده، دولت بریتانیا تلاش کرده است نشان دهد که نسبت به چالش‌های نوظهور بازار کار بی‌تفاوت نیست. در بهمن‌ماه ۱۴۰۴ (فوریه ۲۰۲۶)، دولت فرایندی از «گفت‌و‌شنود عمومی» یا Public Consultation را با عنوان «به کار گرفتن دستمزد: بهبود دسترسی به کار منعطف» آغاز کرد؛ ابتکاری که هدف آن بررسی راه‌های تقویت دسترسی کارکنان به الگوهای کاری انعطاف‌پذیر و کاهش موانع پیش‌روی گروه‌هایی است که حضور در محیط‌های اداری سنتی برایشان دشوارتر است. پیتر کایل، وزیر بازرگانی، در مقدمه این سند تأکید می‌کند که انعطاف در زمان و مکان کار می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در ایجاد تعادل میان زندگی حرفه‌ای و زندگی شخصی ایفا کند. به گفته او، چنین سیاستی نه‌تنها به ارتقای رفاه کارکنان کمک می‌کند، بلکه می‌تواند بخشی از موانع ساختاری پیش‌روی افراد دارای معلولیت را نیز کاهش دهد و به مراقبان و والدینی که مسئولیت نگهداری از دیگران را بر عهده دارند امکان دهد در عین ایفای این نقش‌ها، در بازار کار فعال باقی بمانند.
یکی از مهم‌ترین محورهای این طرح، پیش‌بینی اجرای «آزمون معقولیت» از سال ۲۰۲۷ است؛ سازوکاری که بر اساس آن کارفرمایان موظف خواهند بود درخواست‌های منطقی و عملی برای کار منعطف را با دقت بررسی کنند و در صورت رد این درخواست‌ها، دلایل خود را به‌صورت شفاف و مستند توضیح دهند. این تغییر در واقع جابه‌جایی مهمی در منطق تصمیم‌گیری به شمار می‌آید؛ به‌گونه‌ای که پرسش اصلی از «چرا باید چنین درخواستی پذیرفته شود؟» به «چرا نباید پذیرفته شود؟» تغییر می‌کند.
هم‌زمان با این اصلاحات، دولت برنامه گسترده‌تری با عنوان «مسیرهایی برای کار» یا Pathways to Work را نیز دنبال می‌کند. در چارچوب این طرح، سرمایه‌گذاری ۲۵۹ میلیون پوندی برای توسعه سراسری سرویس WorkWell در انگلستان از پاییز ۲۰۲۶ پیش‌بینی شده است. این برنامه با همکاری نظام سلامت و نهادهای محلی طراحی شده تا به افراد دارای معلولیت یا شرایط مزمن سلامت کمک کند شغل خود را حفظ کنند یا در صورت خروج از بازار کار، سریع‌تر به آن بازگردند. پت مک‌فدن، وزیر کار و بازنشستگی، در توضیح این رویکرد تأکید می‌کند که یاری رساندن به افراد برای یافتن مسیر شخصی خود به سوی اشتغال، جوهره واقعی یک دولت رفاه مبتنی بر فرصت است.

شکاف دستمزد و تبعیض ساختاری
چالش‌های پیش روی افراد دارای معلولیت در بازار کار تنها به دشواری یافتن شغل محدود نمی‌شود. حتی زمانی که آنان موفق می‌شوند وارد بازار کار شوند، اغلب با تبعیضی آشکار در سطح دستمزد روبه‌رو هستند؛ تبعیضی که شکافی معنادار میان درآمد کارکنان معلول و غیرمعلول ایجاد کرده است. داده‌های رسمی مربوط به سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۴ نشان می‌دهد کارمندان غیرمعلول به طور متوسط ساعتی ۱۶.۰۳ پوند درآمد دارند، در حالی که این رقم برای کارکنان دارای معلولیت به ۱۳.۶۸ پوند می‌رسد. به بیان دیگر، شکاف دستمزد میان این دو گروه به حدود ۱۷.۲ درصد می‌رسد؛ فاصله‌ای که پیامدهای اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی برای زندگی افراد معلول به همراه دارد.
تحلیل این فاصله درآمدی نشان می‌دهد که یک کارگر دارای معلولیت در عمل معادل ۶۳ روز از سال را بدون دریافت دستمزد کار می‌کند؛ وضعیتی که به روشنی عمق نابرابری ساختاری در بازار کار را آشکار می‌سازد. آملیا پکهام، مدیرعامل یکی از مؤسسات خیریه فعال در حوزه حقوق معلولان، در توضیح این پدیده می‌گوید: «معلولان از ۲۹ اکتبر دیگر دستمزدی دریافت نمی‌کنند، در حالی که همتایان غیرمعلول آنان تا پایان سال، یعنی ۳۱ دسامبر، همچنان به کسب درآمد ادامه می‌دهند.» او این وضعیت را «فاجعه‌بار» توصیف کرده و به طور نمادین از آن با عنوان «روز برابری دستمزد معلولان» یاد می‌کند؛ روزی که نشان می‌دهد مسئله تنها دسترسی به شغل نیست، بلکه کیفیت اشتغال و ارزش‌گذاری کار معلولان نیز به شکلی جدی نابرابر است.

چالش‌های زیربنایی
در کنار سایر موانع موجود، برخی از طرح‌های دولتی که با هدف بهبود وضعیت اشتغال افراد دارای معلولیت طراحی شده‌اند نیز با نقدهای جدی روبه‌رو شده‌اند. از جمله این برنامه‌ها، طرح Disability Confident است که قرار بود کارفرمایان را به ایجاد محیط‌های کاری فراگیر تشویق کند، اما در عمل نتوانسته به طور یکدست و مؤثر به اهداف خود دست یابد. در این چارچوب، مفهوم «محیط کار فراگیر» به فضایی اطلاق می‌شود که فراتر از رعایت حداقل‌های قانونی حرکت کرده و به صورت فعالانه و ساختاری برای حذف موانع فیزیکی، ارتباطی و نگرشی برنامه‌ریزی شده است تا کارکنان دارای معلولیت بتوانند به شکلی کامل و برابر در تمام ابعاد حیات سازمانی مشارکت داشته باشند.
چنین محیطی تنها به دسترس‌پذیری فیزیکی ساختمان‌ها، مانند وجود رمپ، آسانسورهای مناسب یا سرویس‌های بهداشتی قابل استفاده محدود نمی‌شود، بلکه انعطاف‌پذیری در شیوه‌های کاری، از جمله امکان دورکاری، ساعات کاری منعطف و تقسیم شغل را نیز در بر می‌گیرد. بهره‌گیری از فناوری‌های کمکی و نرم‌افزارهای سازگار، در کنار شکل‌گیری فرهنگی سازمانی مبتنی بر احترام، همدلی و پذیرش تفاوت‌ها، از دیگر مؤلفه‌های اساسی یک محیط واقعاً فراگیر به شمار می‌آید. در چنین فضایی، کارکنان معلول ناگزیر به پنهان کردن شرایط خود نیستند، مدیریت ارشد نسبت به مشارکت آنان در فرآیندهای تصمیم‌گیری تعهد دارد و همکاران غیرمعلول نیز آموزش دیده‌اند تا بدون سوگیری و تبعیض، تعامل حرفه‌ای و مؤثری با آنان برقرار کنند. 

​​​​​​​دوراهی تغییر و تداوم
 بریتانیا امروز در آستانه یک دوراهی تاریخی ایستاده است. از یک سو، داده‌ها و شواهد علمی به روشنی نشان می‌دهد که کار منعطف برای میلیون‌ها فرد دارای معلولیت نه یک امتیاز انتخابی، بلکه ضرورتی بنیادین برای حفظ سلامت، کرامت انسانی و مشارکت پایدار در اقتصاد است. از سوی دیگر، فشار فزاینده برای بازگشت به الگوهای سنتی حضور فیزیکی در محل کار، همراه با محدود شدن حمایت‌های رفاهی، این گروه گسترده از جامعه را در معرض حاشیه‌رانده‌شدن عمیق‌تر قرار می‌دهد.
در همین راستا، گزارش اخیر مجلس اعیان با لحنی صریح از وزیران خواسته است اطمینان حاصل کنند که کار دورکار و الگوهای ترکیبی، به‌طور جدی در کانون سیاست‌های افزایش اشتغال معلولان قرار گیرد. با این حال، تحقق این هدف صرفاً با تصویب قوانین جدید ممکن نخواهد بود. موفقیت واقعی مستلزم نگاهی جامع و چندلایه است: از اجرای مؤثر ابزارهایی مانند «آزمون معقولیت» و نظارت دقیق بر پایبندی کارفرمایان، تا توانمندسازی کسب‌وکارهای کوچک، مقابله ساختاری با شکاف دستمزد و مبارزه بی‌امان با تبعیض‌های آشکار و پنهان.

مهم‌تر از همه، این مسیر نیازمند کنار گذاشتن پیش‌فرضی ریشه‌دار اما نادرست است؛ این تصور که مشکل، «بی‌میلی به کار» در میان معلولان است. واقعیت آن است که مانع اصلی، ناتوانی بازار کار در تطبیق‌پذیری و فراگیر شدن است. تا زمانی که این ناتوانی برطرف نشود، میلیون‌ها استعداد، تجربه و نیروی انسانی همچنان پشت درهای بسته ادارات باقی خواهند ماند؛ ظرفیتی عظیم که نادیده گرفتن آن، هزینه‌ای سنگین برای جامعه و اقتصاد خواهد داشت.