مکانیسم اره در اقتصاد ایران
فرشاد پرویزیان اقتصاددان
پرواضح است که جریان واردات همواره در پی دلار ارزان است تا بتواند کالاها را با هزینهای کمتر وارد کرده و با سهولت بیشتری در بازار به فروش برساند؛ در مقابل، منفعت جریان صادرات در بالا بودن نرخ ارز تعریف میشود. این وضعیت یادآور «مکانیسم اره» در اقتصاد است؛ ارهای دوطرفه که بر تنه نحیف درخت اقتصاد ایران فرود آمده است. دندانههای این اره، یعنی نوسانات ارزی، هر بار که بالا و پایین میروند، در هر جهتی که باشند به سود گروهی خاص عمل میکنند و منافع آنان را تأمین میسازند؛ و آنچه بر زمین میافتد، درخت اقتصاد ایران است.
لایههای پنهان اقتصاد سیاسی در کشورهای در حال توسعه واقعیتی انکارناپذیر است و بسیاری از سخنان عوامپسندانه نیز خود حامل لایههای پنهان دیگریاند. متأسفانه در مختصات یک اقتصاد توسعهنیافته، همواره شبکههایی پیچیده از تقاطع منافع، جریانهای مافیایی و رانتهای پنهان شکل میگیرد. در چنین ساختار معیوبی، گروهی خاص در حال بلعیدن منابع و کسب سودهای کلاناند و در این میان، کسانی چون منِ معلم و دانشگاهی اغلب در گوشهای نشسته و تنها نظارهگر این رخدادها هستیم.
البته شماری از استادان دانشگاه نیز به فراخور سطح دانش خود وارد میدان میشوند و اظهارنظرهایی مطرح میکنند که شاید در چارچوب ذهنی و پیشفرضهای فکری خودشان منطقی به نظر برسد؛ اما هنگامی که در چارچوب علم اقتصاد سنجیده میشود، یا اساساً نادرست است یا در نهایت آب به آسیاب منافع گروهی خاص میریزد. در پی این اظهارات، گروهی دیگر علیه آنان موضع میگیرند و فضایی از تخریب و مجادله شکل میگیرد که همه بر سر و کله یکدیگر میزنند. در حقیقت، روایت امروز اقتصاد ما و این تقابلهای شعارزده بیشباهت به فضای فیلم «عروسی خوبان» نیست؛ فضایی آکنده از تناقض، شعار و هیاهو که در نهایت گرهی از کار فروبسته اقتصاد و معیشت مردم نمیگشاید.
واقعیت میدانی اما آن است که کشور در مقطع کنونی اساساً با مسئلهای صرفاً اقتصادی مواجه نیست؛ بلکه با چالشهایی بسیار کلانتر در حوزههای سیاسی و امنیتی، و حتی فراتر از آن با دغدغه بقا و موجودیت دستوپنجه نرم میکند. جنس مسائل امروز از این سنخ است.
اگر بخواهم نظر شخصیام را صریح بیان کنم، باید بگویم کشورم هر ایراد و چالشی هم که داشته باشد، راه برونرفت از آن نابودی و فروپاشی وضع موجود نیست؛ بلکه تنها راه نجات، اصلاح همین وضعیت کنونی است. این کمهزینهترین، عقلانیترین و امنترین مسیر برای عبور از بحرانهاست. تأکید میکنم که ریشه مشکلات در جای دیگری است و راه حل آنها از مسیر التهاب، آشوب و اغتشاش نمیگذرد.
برای این موضع نیز استدلالی روشن دارم و به سخنان مرحوم حسین عظیمی ارجاع میدهم. او معتقد بود در کشوری در حال توسعه که سودای پیشرفت دارد، بروز اغتشاش، دگرگونیهای ناگهانی یا انقلاب میتواند تمام ساختارهای قدرت، روابط و سنتها را فروبریزد؛ و فاجعه اصلی درست پس از همین فروپاشی آغاز میشود.