printlogo


رشد ۴۷ درصدی تجارت ایران در بازار آفریقا
رامین بیات روزنامه نگار

 آفریقا دیگر حاشیه اقتصاد جهانی نیست؛ قاره‌ای است که به‌تدریج به یکی از کانون‌های اصلی رشد، مصرف و سرمایه‌گذاری در قرن بیست‌ویکم تبدیل می‌شود. جمعیت جوان و رو به گسترش، شهرنشینی سریع، نیاز فزاینده به زیرساخت‌ها و دگرگونی سبک زندگی، این قاره را از قلمرو خام و ناشناخته توسعه به میدانی راهبردی بدل کرده است. آنچه زمانی صرفاً در نگاه سیاست‌گذاران جهانی یک منطقه پرریسک تلقی می‌شد، امروز به مقصدی جذاب برای قدرت‌های اقتصادی و شرکت‌های سرمایه‌گذار بدل شده است. در چنین فضایی، کشورهایی که زودتر و هوشمندانه‌تر وارد قلمرو اقتصادی آفریقا می‌شوند، نه‌تنها بازارهایی تازه به دست می‌آورند، بلکه در نظم اقتصادی آینده جایگاهی پایدار می‌سازند. ایران نیز در سال‌های اخیر، هم‌زمان با تلاش برای تنوع‌بخشی به بازارهای صادراتی، رویکرد جدی‌تری نسبت به این قاره در پیش گرفته است. آمارهای رسمی از رشد قابل توجه تجارت با کشورهای آفریقایی خبر می‌دهد؛ رشدی که اگرچه امیدوارکننده است، اما هنوز نیازمند استراتژی جامع، هماهنگی نهادی و نگاه بلندمدت است تا جایگاه ایران در این بازار نوظهور تثبیت گردد.

قاره جوانِ سرمایه‌پذیر
آفریقا با جمعیتی بیش از یک میلیارد نفر و میانگین سنی جوان، سرشار از ظرفیت‌های اقتصادی نهفته است. توسعه سریع شهرها و افزایش قدرت خرید مصرف‌کنندگان در کشورهای آفریقایی، این قاره را به یکی از نقاط مورد توجه شرکت‌های بین‌المللی تبدیل کرده است. در کنار این واقعیت، مواد خام متنوع، انرژی ارزان و زمین‌های حاصل‌خیز، بستر کم‌نظیری برای سرمایه‌گذاری در کشاورزی، صنایع غذایی و معدن ایجاد کرده‌اند. بسیاری از کشورهای آفریقایی امروز در آستانه جهش صنعتی قرار دارند و به دنبال الگوهای نو برای توسعه‌ پایدار هستند؛ فرصت‌هایی که برای کشوری چون ایران، با تجربه صنعتی و دانش فنی قابل‌توجه، راه‌های تازه‌ای برای همکاری و تجارت می‌گشایند.

جهش تجارت ایران
براساس آمار رسمی، حجم تجارت ایران با ۳۹ کشور آفریقایی در ده‌ماهه نخست سال جاری به حدود ۹۹۱ میلیون دلار رسیده است؛ رقمی که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۴۷ درصد افزایش نشان می‌دهد. این رشد چشمگیر نه فقط در حجم، بلکه در ترکیب کالاهای صادرشده نیز معنا دارد. بخش‌هایی چون پتروشیمی، مصالح ساختمانی، قیر، فرآورده‌های فلزی و مواد غذایی از جمله اقلام غالب در سبد صادراتی ایران به آفریقا هستند. این افزایش تعاملات بازتابی از تلاش برای عبور از مرزهای سنتی تجارت و دستیابی به بازارهای جدید محسوب می‌شود؛ حرکتی که اگر با راهبرد بلندمدت و شناخت دقیق از نیازهای این بازار همراه شود، می‌تواند یکی از ستون‌های پایدار صادرات غیرنفتی کشور را شکل دهد.

محرک‌های رشد صادرات
رشد کنونی تجارت ایران با آفریقا محصول مجموعه‌ای از عوامل هماهنگ است: نخست، رویکرد سیاستی کشور در متنوع‌سازی بازارهای هدف؛ دوم، افزایش فعالیت بخش خصوصی در دستیابی به بازارهای غیرسنتی؛ و سوم، توسعه دیپلماسی اقتصادی با کشورهای در حال رشد. در حالی که بازارهای سنتی صادراتی ایران با چالش‌هایی مانند اشباع تقاضا یا محدودیت‌های سیاسی مواجه‌اند، آفریقا با رشد اقتصادی بالا و نیازهای زیرساختی گسترده، گزینه‌ای طبیعی برای گسترش روابط تجاری به‌شمار می‌رود. افزایش تقاضا برای کالاهای صنعتی، مواد غذایی و تجهیزات زیرساختی در کشورهای آفریقایی، فرصت‌های ویژه‌ای برای صادرات کالاهای ایرانی فراهم کرده است.

ارتقای ارزش صادرات
یکی از شاخص‌های مهم در ارتقای ساختار صادرات، ارزش هر تن کالای صادرشده است. بررسی آماری نشان می‌دهد این شاخص از ۴۴۲ دلار در ده‌ماهه نخست سال ۱۴۰۳ به حدود ۵۵۴ دلار در سال جاری رسیده؛ افزایشی نزدیک به ۲۵ درصد. این تغییر بیانگر جهش کیفی در سبد صادراتی ایران است. وقتی ارزش کالاهای صادراتی رشد می‌کند، معنایش گذار تدریجی از صادرات مواد اولیه کم‌ارزش به کالاهای فرآوری‌شده و صنعتی است. چنین روندی در صورت استمرار می‌تواند به افزایش بهره‌وری، درآمد ارزی بالاتر و تثبیت برندهای ایرانی در بازارهای جهانی منجر شود.

رقابت در بازار آفریقا
در عین حال، بازار آفریقا عرصه رقابتی شدید میان قدرت‌های اقتصادی است. چین و ترکیه دو نمونه شاخص از کشورهایی هستند که طی دهه گذشته با برنامه‌ریزی دقیق توانسته‌اند حضور گسترده‌ای در این قاره رقم بزنند. این رقابت نه‌تنها در سطح حجم تجارت، بلکه در ساختار همکاری، نوع سرمایه‌گذاری و نفوذ فرهنگی نیز جریان دارد. ایران اگر می‌خواهد سهم پایدار در این بازار داشته باشد، باید از الگوهای موفق آنان درس بگیرد و مدل خاص خود را طراحی کند؛ مدلی که بر پایه هم‌افزایی اقتصادی، انتقال فناوری و حضور مستمر شکل گیرد.

مدل چینی حضور
چین با رویکرد سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی توانسته است به بازیگر اصلی اقتصاد آفریقا تبدیل شود. پروژه‌های عظیم ساخت جاده، بندر، نیروگاه و راه‌آهن نه‌تنها وابستگی اقتصادی کشورها به چین را افزایش داده‌اند، بلکه اعتماد سیاسی را نیز تقویت کرده‌اند. پکن در واقع از مسیر اقتصاد، دیپلماسی خود را عمیق کرده است. این مدل اگرچه در مقیاس ایران قابل تکرار نیست، اما منطق آن ـ تمرکز بر پروژه‌های زیربنایی و ایجاد منافع مشترک بلندمدت ـ می‌تواند الهام‌بخش راهبرد اقتصادی ایران در آفریقا باشد.

الگوی ترکیه‌ای نفوذ
ترکیه حضور خود در بازار آفریقا را بیشتر از مسیر بخش خصوصی شکل داده است. تکیه بر کارآفرینی، نمایشگاه‌های تخصصی، پروازهای مستقیم، و توسعه روابط تجاری میان شرکت‌های کوچک و متوسط، هسته نفوذ اقتصادی ترکیه را تشکیل می‌دهد. آنکارا با تشویق شرکت‌های صادرات‌محور و اعزام هیئت‌های تجاری، توانسته در کمتر از دو دهه، به یکی از پنج شریک اصلی اقتصادی آفریقا بدل شود. این مدل برای ایران درس‌هایی دارد؛ خصوصاً در توانمندسازی بخش خصوصی، حمایت هدفمند از صادرکنندگان و توسعه روابط بین بنگاهی.
 نیاز به استراتژی
تجربه چین و ترکیه نشان می‌دهد بدون استراتژی بلندمدت و هماهنگی نهادی، حضور اقتصادی در آفریقا دوام نمی‌آورد. ایران نیز باید به‌جای اقدامات پراکنده، مسیر هدفمند و سیستماتیک را برای حضور در این قاره طراحی کند. تدوین سند راهبردی تجارت با آفریقا، تشکیل کارگروه‌های مشترک و ایجاد بانک اطلاعات بازارهای هدف از جمله ابزارهایی است که می‌تواند مسیر توسعه صادرات را پایدار سازد. استمرار رشد تنها زمانی معنا دارد که با تفکر راهبردی همراه شود.

تجارت فراتر از صادرات
نگاه ایران به آفریقا نباید محدود به فروش کالا باشد؛ بلکه باید بر ایجاد ارزش افزوده مشترک استوار گردد. سرمایه‌گذاری مشترک در صنایع سبک، تولید محصولات در داخل کشورهای آفریقایی و انتقال فناوری ایرانی می‌تواند به شکل‌گیری روابط اقتصادی پایدار بیانجامد. در واقع، ایران با ارائه مدل‌های همکاری بلندمدت و با تمرکز بر تولید مشترک، می‌تواند شریک واقعی توسعه در آفریقا شود نه صرفاً صادرکننده کالا.

سرمایه‌گذاری و زیرساخت
پروژه‌های زیرساختی یکی از زمینه‌های مهم همکاری هستند. مشارکت در ساخت بندر، نیروگاه و جاده، هم فرصت صادرات مهندسی ایران را توسعه می‌دهد و هم بستر تجارت آینده را فراهم می‌سازد. شرکت‌های خدمات فنی مهندسی ایرانی می‌توانند با حضور در این پروژه‌ها علاوه بر درآمدزایی ارزی، برند ملی ایران را در عرصه فناوری و ساخت تقویت کنند. این هم‌افزایی، پلی می‌شود میان دیپلماسی اقتصادی و دیپلماسی فرهنگی.

مواد اولیه راهبردی
آفریقا سرشار از منابع معدنی و انرژی است، از طلا و مس گرفته تا اورانیوم، زغال‌سنگ و نفت. همکاری در بخش استخراج و فرآوری این مواد می‌تواند منافع دوگانه‌ای برای ایران داشته باشد: دسترسی پایدار به مواد اولیه مورد نیاز صنایع داخلی و ایجاد منافع مشترک با کشورهای میزبان. این حوزه اگر با سازوکارهای مالی شفاف و مدیریت دولتی – خصوصی تلفیقی همراه شود، ظرفیت بسیار بالایی برای توسعه اقتصادی و امنیت انرژی ایران خواهد داشت.

آفریقا در اسناد پژوهشی
مرکز پژوهش‌های اتاق بازرگانی در گزارش اخیر خود آفریقا را بازاری مطمئن برای خروج از محدودیت‌های اقتصادی کشور دانسته است. این مرکز تأکید دارد که فرصت‌های تجاری با ریسک اندک و بازده معقول در دسترس است، اما به‌دلیل فقدان برنامه‌ریزی و نگاه پایدار، ظرفیت‌های آن مغفول مانده‌اند. براساس این سند، حجم تجارت ایران با قاره سیاه در سال ۲۰۲۳ حدود ۱.۲ میلیارد دلار گزارش شده که به‌رغم رشد، هنوز در مقیاس امکانات موجود ناچیز است. بخش عمده صادرات ایران شامل نفت، قیر، پتروشیمی، آهن، سیمان و مصالح ساختمانی بوده و مقصدهای اصلی شامل مصر، کنیا، سودان، آفریقای جنوبی، موزامبیک، تانزانیا، سومالی، ساحل‌عاج و تونس هستند.

سه کشور کلیدی
اتاق بازرگانی سه کشور نیجریه، کنیا و آفریقای جنوبی را به‌عنوان محورهای اصلی همکاری آینده معرفی کرده است. این انتخاب از منظر جغرافیای اقتصادی هوشمند است؛ زیرا هر سه به‌عنوان مرکز نفوذ منطقه‌ای عمل می‌کنند و می‌توانند حلقه اتصال ایران به غرب، شرق و جنوب آفریقا باشند. هرکدام از این کشورها دروازه ورود به بازارهای پیرامونی خود هستند و ایران باید با تمرکز بر آن‌ها، مسیر نفوذ اقتصادی را مرحله‌بندی کند.