بازار کار غیررسمی و آینده سالمندی
سمانه گلاب اقتصاددان
اگر قرار باشد مهمترین تهدید اجتماعی سالهای پیش رو نام برده شود، باید به کیفیت و ساختار اشتغال نسل امروز اشاره کرد. مسئله اصلی نه صرفاً افزایش شمار سالمندان، بلکه گسترش اشتغال غیررسمی است؛ وضعیتی که در کوتاهمدت به تأمین معاش کمک میکند اما در بلندمدت بنیانهای رفاه اجتماعی را فرسوده میسازد و صندوقهای بازنشستگی را با عدم تعادل منابع و مصارف روبهرو میکند.
بازار کار ایران طی سالهای گذشته متناسب با رشد جمعیت در سن کار توسعه نیافته است. ظرفیت جذب رسمی محدود مانده و بخش قابل توجهی از نیروی انسانی به فعالیتهایی سوق یافته که خارج از چارچوب بیمه، قراردادهای پایدار و نظارت قانونی انجام میشود.
این مشاغل، هرچند گاه درآمدی سریعتر فراهم میکنند، فاقد عنصر بنیادین اشتغال پایدارند: پرداخت حق بیمه و تضمین امنیت آینده. در سالهای اخیر، دامنه این نوع اشتغال گستردهتر شده است. حتی بخشی از شاغلان رسمی، فعالیتهای پروژهای، آزاد یا مبتنی بر پلتفرم را برگزیدهاند. فشار هزینههای زندگی، بهویژه در حوزه مسکن، انتخابها را تغییر داده است.
در چنین فضایی، اولویت بسیاری از خانوارها تأمین فوری هزینههاست، نه ساختن سابقه بیمهای برای دهههای بعد. این انتخاب اقتصادی، هرچند عقلانی به نظر میرسد، پیامدهایی دارد که در افق میانمدت آشکار خواهد شد. صندوقهای بازنشستگی بر مبنای سازوکار همبستگی بیننسلی اداره میشوند؛ شاغلان امروز هزینه مستمریبگیران امروز را میپردازند و خود در آینده از همان چرخه بهرهمند میشوند.
خروج تدریجی نیروی کار از پوشش رسمی، به معنای کاهش ورودی حق بیمه و افزایش نسبت مستمریبگیران به بیمهپردازان است. تداوم این روند، تعادل مالی صندوقها را تهدید میکند و پایداری آنها را در معرض مخاطره قرار میدهد؛ اما مسئله صرفاً مالی نیست.
با تداوم اشتغال بیبیمه، نسلی شکل میگیرد که اساساً در سالهای سالمندی به حقوق بازنشستگی دسترسی نخواهد داشت. در گذشته، خانوادههای گسترده بخشی از این خلأ را جبران میکردند. اکنون، کاهش بعد خانوار، افت نرخ باروری و تغییر الگوهای زیستی، آن پشتوانه سنتی را نیز تضعیف کرده است. سالمندان آینده ممکن است نه مستمری نهادی داشته باشند و نه حمایت خانوادگی کافی. در چنین شرایطی، اصلاحات پارامتریک در صندوقها ــ از افزایش سن بازنشستگی تا تغییر فرمول محاسبه مستمری ــ گرچه میتواند بخشی از فشارها را مدیریت کند، راهحل ریشهای به شمار نمیرود.
کانون بحران بیرون از صندوقها و در ساختار بازار کار قرار دارد. تا زمانی که اشتغال رسمی از منظر اقتصادی جذاب و از نظر امنیتی اطمینانبخش نباشد، نیروی کار به سوی فعالیتهای فاقد بیمه متمایل خواهد شد. پیوند میان بحران اشتغال و بحران رفاه اجتماعی اکنون آشکار است. اگر بازار کار سامان نیابد، امروز با رشد شاغلان بیبیمه و فردا با سالمندانی بدون مستمری مواجه خواهیم بود.