printlogo


 رانندگی پرخطر «کلاس» ندارد
زهرا محمودی جامعه‌شناس

هر بار آمار تلفات جاده‌ای منتشر می‌شود، واکنش‌ها مشابه است: جاده‌ها ناایمن‌، خودروها کیفیت لازم را ندارند و  جریمه‌ها بازدارنده نیستند. درست است، اما پرسش اصلی همچنان بی‌پاسخ می‌ماند: چرا با وجود قانون و نظارت، رفتارهای پرخطر تکرار می‌شوند؟ پاسخ را باید نه‌تنها در آسفالت و آهن، بلکه در ذهن و فرهنگ جست‌وجو کرد. تصادف جاده‌ای تنها یک «خطای فردی» نیست؛ محصول رفتار اجتماعی است. وقتی رفتاری آن‌قدر تکرار می‌شود که به بخشی از زندگی روزمره بدل شود، ابزارهای صرفاً قانونی قادر به اصلاح آن نیستند.  باور عمومی نسبت به خطر رانندگی پرریسک هنوز شکل نگرفته و بسیاری از رانندگان، مخاطرات را جزو اولویت‌های جدی زندگی خود نمی‌دانند. رفتار انسان‌ها بر پایه «تصویر ذهنی» شکل می‌گیرد. کاری را انجام می‌دهیم یا ترک می‌کنیم، چون در ذهن‌مان تصویری از پیامد، ارزش یا قضاوت اجتماعی آن ساخته شده است.  تغییر رفتار بدون تغییر این تصویر ذهنی تقریباً ناممکن است. رانندگی پرسرعت، سبقت‌های خطرناک یا لایی‌کشیدن زمانی کاهش می‌یابد که از «نشانه مهارت و هیجان» به «رفتار پرخطر و ضد اجتماعی» تبدیل شود. این تصویر ذهنی از کودکی شکل می‌گیرد. داده‌هایی که در کانون توجه کودک و نوجوان قرار می‌گیرند، بعدها مبنای قضاوت و کلیشه‌های رفتاری او می‌شوند.  وقتی کودک در بازی‌ها، فیلم‌ها و محتوای روزمره، سرعت بالا را معادل هیجان و قدرت می‌بیند، طبیعی است که در بزرگسالی همان الگو بازتولید شود. در چنین شرایطی، آموزش رسمی یا توصیه‌های دستوری نه‌تنها اثرگذار نیست، بلکه گاه واکنش معکوس ایجاد می‌کند. فرهنگسازی مؤثر یعنی بالا بردن «سطح خطر» یک رفتار در ذهن جامعه. مردم باید خود را جای قربانی بگذارند، اما سهم اصلی تغییر رفتار در تکرار مداوم نمونه‌های مسئولانه در فضای عمومی است.  وقتی جامعه مکرراً نمونه‌های مثبت رانندگی را می‌بیند، این رفتارها به‌تدریج عادی و قابل تقلید می‌شوند. رسانه، سینما و محصولات فرهنگی نقش کلیدی دارند. همان‌طور که بستن کمربند ایمنی از رفتار «بی‌کلاس» به هنجار عمومی تبدیل شد، رانندگی پرخطر نیز می‌تواند جایگاه اجتماعی خود را از دست بدهد.  تا زمانی که سرعت غیرمجاز و حرکات خطرناک، نشانه جسارت و مهارت تلقی شود، قانون و جریمه کافی نیستند. نمایش رفتارهای بی‌مسئولیت در فیلم‌ها و روایت‌های عمومی، معادله را تغییر می‌دهد و تذکر به راننده پرخطر به یک واکنش طبیعی اجتماعی بدل می‌شود.
ضعف خودرو و جاده واقعیت انکارناپذیر است، اما باید به مطالبه‌ای پایدار از مسئولان تبدیل شود، نه توجیهی برای رفتار پرخطر. کاهش تصادفات جاده‌ای نیازمند پروژه فرهنگی بلندمدت است؛ از کودکی آغاز شود، در مسیر غیررسمی تداوم یابد، زبان جامعه را بیاموزد و رفتارهای مثبت را «قابل افتخار» کند. تا وقتی هیجان خطرناک پاداش اجتماعی می‌گیرد، تلفات جاده‌ای ادامه خواهد داشت.