printlogo


توانمندسازی جامعه  با کاهش دامنه فقر
کامل دلپسند جامعه‌‌‌شناس


فقر به‌عنوان سرچشمه تمامی آسیب‌های اجتماعی، ریشه‌ای است که در غیاب برنامه‌ای منسجم و مطالعات میدانی، زمینه رشد و گسترش ناهنجاری‌ها و جنبش‌های اجتماعی را فراهم می‌آورد. از منظر دینی نیز بر این نکته تأکید شده که فقر می‌تواند مسیر کفر و انحراف اخلاقی را هموار کند و این تلقی، نقش محوری آن در ایجاد بحران‌های اجتماعی را برجسته می‌سازد. فقر صرفاً محدود به کمبود اقتصادی نیست؛ بلکه دامنه آن تمامی جنبه‌های زندگی فردی و اجتماعی را دربر می‌گیرد و بر سلامت، آموزش، تحصیل، یادگیری و مهارت‌های انسانی سایه می‌افکند. شاخص فقر چندبعدی، که این ابعاد متنوع محرومیت را می‌سنجد، تصویری جامع‌تر از فقر ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد چگونه محرومیت‌های اقتصادی، آموزشی و مهارتی در هم تنیده شده و قابلیت‌های انسانی را محدود می‌کنند، به‌گونه‌ای که توانایی فرد برای زندگی مستقل و مشارکت اجتماعی کاهش می‌یابد.
شکست سیاست‌ها و برنامه‌های دولت‌ها در کاهش مؤثر فقر، بستر شکل‌گیری تحرکات اجتماعی را به‌ویژه در میان قشر محروم فراهم می‌آورد. تجربه سال‌های اخیر ایران نشان می‌دهد ناآرامی‌های اجتماعی عمدتاً در مناطقی بروز یافته که سهم جمعیت زیر خط فقر در آن‌ها بالاتر از میانگین کشوری بوده است. این واقعیت، ارتباط مستقیم بین فقر و بی‌ثباتی اجتماعی را آشکار می‌سازد و ثابت می‌کند هیچ مسأله اجتماعی مهمی بدون تأثیر فقر قابل تحلیل نیست. کاهش موفقیت‌آمیز دامنه فقر، نه‌تنها توانمندی‌های فردی و اجتماعی جامعه را ارتقا می‌دهد، بلکه توانمندسازی کنشگران محلی و تقویت سرمایه اجتماعی، بهبود شاخص‌های چندبعدی زندگی و کاهش آسیب‌های اجتماعی را به همراه خواهد داشت.
امروز، پیامدهای فقر دیگر محدود به دهک‌های پایین درآمدی نیست و دهک‌های میانی را نیز تحت فشار شدید قرار داده است. نحوه مواجهه با این مسأله، بسته به رویکرد دولتمردان و کارشناسان متفاوت است و شاخص‌های مورد استفاده برای سنجش فقر، اغلب با معیارهای مستقل تحقیقاتی تفاوت دارد. این اختلاف در تعریف و سنجش، به‌طور مستقیم بر سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌های اقتصادی و اجتماعی تأثیر می‌گذارد. مفهوم فقر چندبعدی بر محرومیت از قابلیت‌های اساسی فردی و اجتماعی تمرکز دارد و بر همین اساس، اندازه‌گیری دقیق آن نیازمند انعطاف‌پذیری در سطوح ملی، منطقه‌ای و خانوار است تا بتوان خط فقر را به شکل واقعی و کاربردی ترسیم کرد و امکان تحلیل ریشه‌ای فقر و برنامه‌ریزی هدفمند فراهم شود.
اگر مبنای سیاست‌گذاری، شاخص فقر چندبعدی باشد، تمامی ابعاد زندگی افراد مورد بررسی قرار می‌گیرد و امکان شناسایی دقیق ریشه‌های فقر و موانع تداوم آن فراهم می‌شود. تنها از طریق چنین دیدگاه جامعی است که می‌توان برنامه‌ریزی مؤثر برای کاهش فقر را عملی کرد و امیدوار بود این ریشه اصلی بسیاری از نابسامانی‌های اجتماعی، به نحو پایدار و مؤثر مدیریت شود.