ایمنی ساختمانها هنوز جدی گرفته نمیشود
با گذشت سالها از حادثه پلاسکو و تکرار هشدارها درباره ناایمنی ساختمانهای پرتردد، ایمنی در تهران هنوز محدود به اخطارهای صوری است. اعلام ناایمن بودن دهها بیمارستان، مراکز تجاری و ساختمان اداری، پرسشی جدی مطرح میکند: چرا «رفع خطر» در کشور ما به یک الزام اجرایی تبدیل نمیشود و اقدام واقعی تا بعد از وقوع حادثه به تعویق میافتد؟ برای بررسی این وضعیت، با عماد بختیاری، کارشناس ایمنی و مشاور کمیته ایمنی شورای پنجم تهران گفتوگو کردهایم.
هفته گذشته اعلام شد از حدود ۱۹۰ بیمارستان تهران، تنها ۵۲ بیمارستان وضعیت ایمنی قابل قبول دارند. با تجربه شما در کمیسیون سلامت شورا، چرا ایمنی ساختمانها برای مالکان و نهادهای مسئول جدی گرفته نمیشود؟
این مشکل ریشهای و فراگیر است و محدود به بیمارستانها نیست. ما درباره ساختمانهای پرتردد صحبت میکنیم؛ چه مسکونی، چه تجاری، اداری یا درمانی. نکته مهم این است که در جامعه ما تا زمانی که حادثهای رخ ندهد، خطر را باور نمیکنیم. حادثه پلاسکو این واقعیت را بار دیگر نشان داد. مثل بسیاری از مسائل دیگر؛ حتی در تصادف رانندگی هم فکر میکنیم «برای ما اتفاق نمیافتد». زلزله تهران نمونهای آشکار است؛ همه میدانیم شهر آماده نیست، اما عملاً اقدامی صورت نمیگیرد. وقتی این پیشزمینه ذهنی وجود دارد، طبیعی است که اقدامات جدی برای ایمنسازی ساختمانها هم به تعویق بیفتد.
یعنی مشکل فقط نبود قانون یا نظارت نیست و یک نگاه فرهنگی هم در این موضوع نقش دارد؟
دقیقاً. علاوه بر این، مسئله «اُوِرهال» یا نوسازی اساسی در کشور ما هنوز جا نیفتاده است. مثلاً درباره خودرو میدانیم بعد از یک دوره مشخص باید تعمیر یا جایگزین شود، اما برای ساختمانها حتی پس از ۳۰ یا ۴۰ سال هم چنین نگرشی وجود ندارد. در حالی که هر سازهای نیازمند بازبینی و بازسازی اساسی است تا ایمنی آن تضمین شود.
بعد از حادثه پلاسکو، شورا و شهرداری چه اقداماتی برای جلوگیری از تکرار چنین فاجعهای انجام دادند؟
پس از حادثه پلاسکو، مشابه تجربه زلزله بم که منجر به تشکیل سازمان مدیریت بحران شد، مسئله ایمنی ساختمانهای بلندمرتبه، تجاری، پرتردد و بیمارستانها جدیتر مطرح شد. پروژهای تعریف شد و ارزیابی اولیهای از ساختمانهای بلندمرتبه انجام گرفت؛ همان عدد معروف «۹۹۹ ساختمان». بیمارستانها و مراکز تجاری در اولویت بررسی قرار گرفتند. اما در ابتدا تمرکز اصلی روی یافتن «مقصر پلاسکو» بود. سازمان آتشنشانی اعلام کرده بود که اخطار داده است؛ روند کار معمولاً بازدید و صدور اخطار بود، اما الزام واقعی برای رفع خطر وجود نداشت. به عبارتی، تعداد بازدیدها و اخطارها افزایش یافت، اما «رفع خطر» عملی نشد. از سال ۹۵ به بعد، تعداد اخطارها بیشتر شد، اما همچنان بسیاری از ساختمانها در وضعیت ناایمن باقی ماندند.
آیا قانون دست شهرداری را برای اقدام جدی باز نمیگذارد؟
قوانین برخی موارد اجازه میدهند که شهرداری هزینههای رفع خطر را تقبل کند و بعداً آن را هنگام نقلوانتقال ملک از مالک دریافت کند. اما در عمل، شهرداری نه توان مالی کافی دارد و نه سازوکار اجرایی لازم فراهم است. نمونه روشن آن پرونده مجتمع علاءالدین است؛ چند بار خبر بسته شدن آن منتشر شد، اما آیا شهرداری واقعاً توان دارد یک مجتمع بزرگ را تخلیه، بازسازی اساسی و دوباره بازگشایی کند؟ چنین سازوکاری عملاً وجود ندارد.
مشکل اصلی در بسیاری از مجتمعهای تجاری قدیمی مالک متمرکز است. شاید یک نهاد یا فرد مسئول مطرح باشد، اما واحدها در عمل به افراد مختلف واگذار شدهاند. تصمیمگیری واحد در چنین شرایطی بسیار دشوار است. این مسئله در مجتمعهای مسکونی هم دیده میشود. در پروژههای آموزشی مرتبط با زلزله، میزان مشارکت ساکنان حتی به پنج درصد هم نمیرسید؛ از ۸۰ واحد، شاید پنج خانواده حاضر به آموزش میشدند. در چنین شرایطی نه میتوان آموزش داد، نه پروتکل تخلیه اضطراری تدوین کرد و نه درباره تجهیزات ایمنی صحبت کرد. این عدم مدیریت یکپارچه باعث شده که نه در مقیاس شهر و نه در مقیاس یک ساختمان، تصمیم قاطع و سریع گرفته نشود. این پیچیدگی سالهاست ادامه دارد. پلاسکو، متروپل و چند حادثه دیگر رخ دادهاند، اما هنوز چیزی به نام «فوریت رفع خطر» وجود ندارد؛ تا حادثه بعدی اتفاق نیفتد، اقدام جدی انجام نمیشود.
وضعیت بیمارستانها را چگونه ارزیابی میکنید؟
بیمارستانها شرایط ویژهای دارند. بیشتر بیمارستانهای تهران قبل از انقلاب ساخته شدهاند و بسیاری بیش از ۵۰ سال عمر دارند، در حالی که مرمت و بازسازی اساسی در آنها محدود بوده است. گاهی تنها توسعه انجام شده؛ یعنی یک ساختمان جدید کنار ساختمان قدیمی ساخته شده، اما بخش فرسوده همچنان ناایمن باقی مانده است. به همین دلیل بیمارستان عملاً دو فضای جدا دارد: یک بخش جدید و یک بخش فرسوده.
در این میان، تعریف «ایمنسازی» اهمیت دارد. گاهی چند اخطار، نصب تابلو یا رعایت نکات ساده به نام ایمنی معرفی میشوند، در حالی که ایمنسازی واقعی چیز دیگری است. تفاوت چشمگیری بین اقدامات ظاهری و مقاومسازی اساسی وجود دارد. در کشور ما مقاومسازی هنوز جا نیفتاده و بازسازیها اغلب محدود به نما، دکور، رنگ و ظاهر ساختمان است، در حالی که در باطن تغییری ایجاد نمیشود.