تهران پرخطر؛ ساختمانها هنوز آماده نیستند
الهه ابراهیمی روزنامه نگار
حادثه پلاسکو، هنوز مهمترین نماد ناکارآمدی مدیریت ایمنی شهری در حافظه جمعی ایرانیان است؛ ساختمانی که سالها هشدار ناایمن بودن آن داده شده بود، در نهایت فرو ریخت و جان دهها آتشنشان و شهروند را گرفت. این فاجعه نشان داد که هشدارهای مکرر، بدون ابزار اجرایی و اراده قاطع، نمیتواند مانع بحران شود. وعدههای اصلاح قوانین و برخورد با مالکان داده شد، اما گذر زمان و تکرار حوادث مشابه نشان میدهد که تهران هنوز پر از ساختمانهای ناایمن است؛ تهدیدی خاموش که میتواند هر لحظه حادثهای شبیه پلاسکو را تکرار کند و جان مردم را در معرض خطر قرار دهد.
آمارهایی که نگرانکنندهاند
تهران سالهاست با بحرانهای متراکم شهری دستوپنجه نرم میکند، اما یکی از خطرناکترین تهدیدهایی که بیصدا زیر سقف خانهها، بیمارستانها، مراکز اداری و تجاری جریان دارد، «ناایمنی ساختمانها»ست؛ بحرانی که هر بار با یک حادثه، از پلاسکو تا آتشسوزی بیمارستانها، خود را به افکار عمومی تحمیل میکند و دوباره به حاشیه میرود، بیآنکه ریشههای آن بهطور جدی درمان شود. پایتخت بر روی گسلهای فعال بنا شده، تراکم جمعیت در آن بالاست و بخش قابل توجهی از زیرساختهایش عمری بیش از چند دهه دارند. در چنین شرایطی، ایمنی ساختمانها نه یک مسئله فنی صرف، بلکه موضوعی اجتماعی، انسانی و مرتبط با کیفیت حکمرانی شهری است. با این حال، اظهارات رسمی مسئولان نشان میدهد که ابعاد این بحران بسیار فراتر از آن چیزی است که شهروندان در زندگی روزمره لمس میکنند.
همواره مسئولان مدیریت شهری به خصوص شورای شهر بارها به وجود هزاران ساختمان ناایمن در پایتخت اذعان کردهاند. بر اساس اعلام سازمان آتشنشانی تهران، حدود ۲۰ هزار ساختمان از نظر سازهای یا ایمنی حریق در وضعیت ناایمن قرار دارند. این ساختمانها شامل طیف متنوعی از کاربریها هستند؛ از پاساژها و مراکز تجاری پرتردد گرفته تا ساختمانهای اداری و حتی مراکز درمانی. در این میان، مدیرعامل سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهر تهران با اعلام ناایمن بودن ۵۲ بیمارستان در شهر تهران، مجدداً زنگ خطری جدیتر به صدا درآورد. بیمارستانها بهعنوان مراکز حیاتی و پناهگاههای درمانی در زمان بحران، باید امنترین ساختمانهای شهری باشند. اما وقتی نام بیمارستانهایی با سابقه طولانی فعالیت در فهرست ساختمانهای ناایمن قرار میگیرد، پرسشهای جدی درباره اولویتهای مدیریت شهری و نظام سلامت مطرح میشود.
تکرار یک الگوی خطرناک
بیمارستانها نهتنها محل درمان بیماران، بلکه محل حضور شبانهروزی پزشکان، پرستاران، کارکنان و همراهان بیماران هستند. ناایمن بودن این مراکز، به معنای تهدید همزمان جان گروه بزرگی از شهروندان است. طی سالهای اخیر، چندین حادثه آتشسوزی در مراکز درمانی تهران رخ داده که هر بار با خوششانسی، از تلفات گسترده جانی جلوگیری شده است. حادثه آتشسوزی بیمارستان گاندی نمونهای از همین هشدارها بود؛ حادثهای که اگرچه تلفات انسانی نداشت، اما نشان داد اخطارهای ایمنی که پیشتر از سوی آتشنشانی صادر شده بود، جدی گرفته نشده است. پس از این حادثه، مسئولان بار دیگر از نبود سیستمهای استاندارد اعلام و اطفای حریق، نقص در مسیرهای خروج اضطراری و بیتوجهی به الزامات ایمنی در برخی بیمارستانها سخن گفتند. اعلام رسمی ناایمن بودن دهها بیمارستان در تهران، این نگرانی را تقویت میکند که در صورت وقوع زلزله یا حادثهای بزرگ، خود مراکز درمانی به بخشی از بحران تبدیل شوند، نه راهحل آن.
در کنار بیمارستانها، ساختمانهای تجاری و اداری نیز سهم قابل توجهی از فهرست ساختمانهای ناایمن را به خود اختصاص دادهاند. بسیاری از این ساختمانها در دهههای گذشته ساخته شدهاند؛ زمانی که استانداردهای ایمنی، چه در حوزه سازه و چه در حوزه آتشنشانی، به شکل امروز سختگیرانه نبوده است. پاساژها و مراکز تجاری قدیمی، بهویژه در مناطق مرکزی تهران، با تغییر کاربریهای متعدد، انبار شدن کالاهای قابل اشتعال و افزایش بار جمعیتی، به نقاط پرخطر شهری تبدیل شدهاند. با این حال، فعالیت اقتصادی، منافع مالی و پیچیدگیهای حقوقی باعث شده است که برخورد با این ساختمانها اغلب با تساهل همراه باشد.
نکته مهم در این باره ضعف پشتوانههای قانونی است. بر اساس قوانین موجود، سازمان آتشنشانی عمدتاً نقش هشداردهنده و نظارتی دارد و برای پلمب یا تعطیلی ساختمانهای ناایمن، نیازمند حکم قضایی است. این فرآیند طولانی و پیچیده، باعث میشود بسیاری از اخطارها در عمل بیاثر بماند. به گفته اعضای شورای شهر تهران اخطارهای ایمنی نباید جنبه تشریفاتی داشته باشد.
مسئلهای فراتر از مهندسی
ناایمن بودن ساختمانها صرفاً یک مسئله فنی یا مهندسی نیست؛ این موضوع مستقیماً با احساس امنیت شهروندان، اعتماد عمومی به مدیریت شهری و کیفیت زندگی در تهران گره خورده است. وقتی شهروندان میشنوند که محل کار، خرید یا درمانشان در فهرست ساختمانهای ناایمن قرار دارد، اضطراب و بیاعتمادی به بخشی از تجربه روزمره آنان تبدیل میشود. از سوی دیگر، نابرابری اجتماعی نیز در این بحران نقش دارد. بسیاری از ساختمانهای ناایمن در مناطق فرسوده و کمبرخوردار قرار دارند؛ مناطقی که ساکنان آنها توان مالی کافی برای نوسازی یا ایمنسازی ساختمانها را ندارند و در عین حال، بیشترین آسیب را در زمان بحران متحمل میشوند.
کارشناسان معتقدند حل بحران ناایمنی ساختمانها در تهران، نیازمند رویکردی چندبعدی است؛ رویکردی که اصلاح قوانین، تقویت اختیارات نهادهای نظارتی، شفافیت اطلاعات و مشارکت شهروندان را همزمان در بر بگیرد. انتشار عمومی فهرست ساختمانهای ناایمن، تعیین ضربالاجلهای مشخص برای ایمنسازی و ارائه مشوقهای مالی برای نوسازی، از جمله اقداماتی است که میتواند این روند را تسریع کند. در مورد مراکز حیاتی مانند بیمارستانها، مدارس و مراکز پرتردد، اولویتبندی و مداخله فوری ضروری است. تعلل در این حوزه، به معنای به خطر انداختن جان شهروندان و افزایش هزینههای انسانی و اجتماعی در آینده است.