مصائب شبکه حملونقل حومه تهران
شاهرخ صالحی کارشناس حملونقل
تهران، شهری بود که برای 5.5 نفر طراحی شد، اما حالا 9 میلیون نفر جمعیت ساکن دارد که شبها در شهر ساکن هستند اما همین جمعیت، روزها به 13 تا 14 میلیون نفر نیز میرسد. این جمعیت شناور، که بیشتر از شهرها و استانهای مجاور تهران، وارد شهر میشوند؛ نقش مهمی در ترافیک و مسائل شهری دارند. اما سؤالی که مطرح میشود این است: چه راههای برای کنترل و مدیریت جابهجایی این جمعیت شناور در شهر تهران و به خصوص در استان تهران دیده شده است؟
هر صبح جمعیت زیادی از شهرهای اطراف تهران وارد شهر میشوند؛ تمامی مبادی ورودی شهر با ترافیک سنگین مواجه و ایستگاههای مترو و اتوبوس در پایانههای ورودی شهر نیز لبالب از مسافرند. بر اساس آمارهای پلیس راهور، روزانه 4 میلیون خودرو و بیش از 4.5 میلیون موتورسیکلت در تهران تردد میکنند که البته بخش مهمی از این خودروها و موتورسیکلتها مربوط به کسانی است که از شهرها و استانهای اطراف تهران وارد شهر میشوند. این تعداد خودرو، بسیار بیشتر از ظرفیتی است که بر شبکه معابر شهر تهران پیشبینی شده و اگر در کوتاه مدت، چارهای برای شبکه یکپارچه حملونقلی شهر تهران دیده نشود، شهر به کلی قفل شده و بعید است بتوان به راحتی گرهی از آن باز کرد. با این وجود، یک راه حل مطمئن و مهم وجود دارد که اگرچه در طول سالها، همواره از آن صحبت شده اما کمتر به آن عمل شده است؛ آنهم اتصال شبکه ریلی درون استانی و بین استانی به شبکه حمل و نقل شهری تهران و البته ارتقای شبکه درون شهری برای پاسخگویی به جمعیت در حال جابهجایی است.
در بین شهرهای اقماری تهران، تنها شهر کرج دارای سیستم ریلی منظم است و سایرهای شهرهای اطراف یا از شبکه ریلی محرومند یا آنچنان که باید و شاید دسترسی منظمی برای آنها تعریف نشده است. از بین مسیرهای ورودی به شهر تهران، در مسیر شرقی هیچگونه ارتباط منظم ریلی وجود ندارد. بهرغم جمعیت فعالی که روزانه از شهرهای پردیس، رودهن، بومهن و دماوند رهسپار تهران میشوند، امکانی برای استفاده از شبکه منظم حملونقلی وجود ندارد و شبکه حملونقل اتوبوسی هم به ندرت جوابگوی نیاز موجود است. در مسیر جنوبی هم اوضاع چندان بهتر نیست. به جز خط مترو مسیر پرند، فرودگاه امام خمینی(ره) و حرم مطهر که ساعتی یک بار سرویسدهی دارد و قطارهای محلی مسیر گرمسار – پیشوا – ورامین - تهران هم تنها در ساعات مشخصی از مسیر راهآهن سراسری خدمترسانی میکند؛ امکان بهتری برای حملونقل به شهر تهران وجود ندارد. در مسیر غربی اوضاع کمی بهتر است. مسیر مترو کرج سالیان سال است که مشغول خدمترسانی است و جمعیت زیادی روزانه از این مسیر وارد شهر میشوند. البته وجود این مسیر در شرایطی است که شهرستانهای شهریار، ملارد، قدس و بهارستان در غرب و جنوب غرب استان تهران دسترسی مشخصی به مسیر مترو ندارند و تنها مسیر دسترسی مردم، استفاده از شبکه اتوسرانی و تاکسیرانی است که آنهم ظرفیت بالایی ندارد.
با این شرایط، بخش مهمی از جمعیت شناوری که صبحها وارد تهران شده و شبها خارج میشوند، ناچارند برای دسترسی به محل کار، تحصیل یا فعالیت خود، از وسیله شخصی برای ورود به تهران استفاده کنند که همین مسئله نقش مهمی در ترافیک صبحگاهی، روزانه و عصرگاهی تهران دارد.
در شرایطی که قریب یک چهارم جمعیت کشور در استان تهران ساکن هستند و بخش مهمی از مراودات آنها نیز مرتبط با شهر تهران است، دولت باید با تعریف بودجههای مشخصی، شبکه یکپارچه حملونقل عمومی با اولویت مترو را برای ارتباط شهرهای استان با مرکز استان برقرار کند تا هم اجبار به استفاده از خودروی شخصی برای عزیمت به تهران کاهش یابد و هم به طرز مؤثری از میزان ترافیک شهر کاسته شود.
واقعیت این است که تردد از شهرهای اطراف به تهران، روزانه حجم بالایی بنزین را دود کرده و وارد هوای شهر میکند؛ توسعه شبکه حملونقلی و یکپارچه بین شهرهای اطراف با تهران، علاوه بر صرفهجویی هزاران میلیارد تومانی در مصرف بنزین، نقش مهمی در بهبود کیفیت هوا و البته کاهش ترافیک و ارتقای سلامت عمومی جامعه دارد. ایجاد خطوط مترو بین شهرهای شرقی، غربی و جنوبی از یکسو، توسعه قطارهای موجود و البته افزایش خطوط درونشهری به سرعت باید مورد توجه قرار گیرد، درغیر این صورت، رشد وسایل نقلیه شخصی به شیوه فعلی، چیزی جز قفل شدن تهران در پی ندارد.