44 درصد جمعیت کشور در فقر مطلق
الهه ابراهیمی روزنامه نگار
«۴۴ درصد جمعیت کشور دچار فقر مطلقند، یعنی ۳۵ میلیون نفر از مردم توان تأمین هزینههای ضروری زندگی را آنگونه که شایسته است، ندارند و ۴ میلیون دچار فقر شدید هستند.» این اظهارات سید جواد حسینی رئیس سازمان بهزیستی است که به تازگی بیان کرده است.
این آمار نشاندهنده این مهم است که تعداد قابل توجهی از جمعیت کشور در تأمین هزینه معمول زندگی خود واماندهاند و تداوم آن ميتواند چرخه بیننسلی فقر را به همراه داشته باشد.
این در حالی است که این وضعیت با توجه به لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ و با تکیه بر اظهارات نمایندگان مجلس تشدید نیز خواهد شد.
در حال حاضر گفته میشود که ۸۰ درصد از جامعه کارگری زیر خط فقرند. در حقیقت یافتههای مرکز پژوهشهای مجلس حاکی از این است که تمامی حداقلبگیران زیر خط فقرند.
همچنین برآوردها نشان میدهد تا سال ۱۴۲۰، بیش از ۲۵ درصد جمعیت سالمند کشور زیر خط فقر مطلق قرار خواهند گرفت؛ رقمی که تبعات اجتماعی، اقتصادی و انسانی بسیار سنگینی به همراه دارد و با بحرانهایی مانند مسکن، تنهایی، انزوای اجتماعی و کاهش کیفیت زندگی سالمندان همراه خواهد شد.
با تکیه بر این آمارها میتوان به صراحت گفت که از هر دو نفر یک نفر زیر خط فقر به سر میبرد؛ فقر مطلقی که میتوان فقر شدید تبدیل شود. در این شرایط اگر خط فقر را خط مرگ خطاب کنیم، اشتباه نکردهایم.
تعریف خط فقر
فقر محرومیت از رفاه تعریف شده است و مرزی بین فقرا و سایر افراد جامعه ترسیم میکند که خط فقر نامیده میشود. یعنی هر فردی که درآمدش کمتر از خط فقر باشد، فقیر شناخته میشود. این رو خط فقر معمولاً با مشخص کردن یک سبد مصرفی برای تأمین نیازهای اولیه و سپس برآورد هزینه این نیازهای ضروری محاسبه میشود. بر اساس بررسیهای جامعهشناسان پدیده فقر معیاری برای سنجش عدالت اجتماعی در یک جامعه است. متأسفانه در چند سال اخیر شاهد شکلگیری فقر مزمن در جامعه هستیم.
البته در قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصول سوم، بیستویکم، بیست و نهم، سیام و چهلوسوم به موضوع رفع فقر در کشور اشاره شده است. این یعنی دولت وظایف قانونی برای رفع فقر از جامعه را برعهده دارد اما متأسفانه از سال ۱۳۹۷ و تشدید تحریمها شاهد تضعیف جایگاه اقتصاد کشور هستیم که این موضوع رفاه در جامعه را نشانه گرفته است.
بر اساس آمارهای اعلام شده در چند سال اخیر جمعیت زیر خط فقر مطلق از ۱۶ میلیون به ۳۴ میلیون نفر رسیده و تابآوری اقتصادی مردم کاهش یافته است. به عبارت سادهتر تا سال ۱۳۹۷ به مدت ۱۰ سال نرخ فقر ۲۰ درصد بود و در سال ۹۸ به ۳۰ درصد رسید که در ۱۴۰۳ به ۴۰ درصد رسید. نگرانی اصلی اینجاست که تحلیلها میگوید امکان اینکه ۱۰ درصد دیگر به این آمار افزوده شود، بسیار است. این شرایط یعنی جمعیت فقیر مطلق به دو برابر افزایش یافته و ایران با پدیده عمومی شدن فقر مواجه شده است.
اما نکته اصلی اینجاست: چه عواملی در تشدید فقر در ایران مؤثر بوده است؟ رصد آمارهای اقتصادی مؤید این امر است که سهم هزینههای مسکن بالاترین نقش را در این حوزه داشته؛ به طوری که گفته میشود سهم مسکن پیش از سال ۹۷ حدود ۲۷ درصد سبد هزینه خانوار را به خود اختصاص داده بود اما این سهم در سال ۱۴۰۳ به ۴۲ درصد رسیده است. البته سهم مسکن برای کلانشهرها بالای ۶۰ درصد است. در مجموع گفته میشود که بیش از ۶۸ درصد هزینههای خانوارها را خوراک و مسکن تشکیل میدهد.
همچنین مقامات مسئول بارها به سایر آمارهای اقتصادی از جمله تورم به عنوان محرک مهم در افزایش فقر مطلق نیز اشاره کردهاند. سید جواد حسینی در این زمینه نکته مهمی را بیان کرده است. او گفته است: «از سال ۱۳۹۰ به بعد نرخ تورم سالانه ۲۷ درصد بود و متوسط افزایش دستمزد کارکنان رسمی دولت ۱۷ و کارکنان غیردولتی ۱۶ درصد بود و سالانه ۱۰ درصد و ۱۱ درصد قدرت تسلط این گروهها به هزینههای زندگی کاهش یافته است.» این در حالی است که نرخ تورم در ماههای پایان سال با توجه به حذف ارز ترجیحی به عدد ۵۰ درصد خواهد رسید و این افزایش موجب خواهد شد که در سال آینده تعداد بیشتری از افرادی که در معرض خط فقر هستند، به زیر خط فقر سقوط کنند.
فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت در یکی از نشست خبری درباره میزان خط فقر در کشور، اظهار کرده است: «خط فقری که در سال ۱۴۰۳ جمعبندی شده به ازای هر یک نفر ۶ میلیون و ۱۲۸ هزار و ۷۳۹ تومان است.» این یعنی یک خانواده چهارنفره باید حداقل ۲۴ میلیون تومان درآمد داشته باشند. این در حالی است میزان حقوق یک کارگر زیر ۲۰ میلیون تومان است. در شرایط کنونی با توجه به گرانیهای اخیر قطعاً این هزینه به بالای ۳۵ میلیون تومان افزایش یافته و برای سال آینده نیز با درنظر گرفتن نرخ تورم حدود ۵۰ میلیون تومان است. اما قطعاً رقم افزایش حقوق برای سال آینده هرگز همپوشانی لازم را نخواهد داشت.
چقدر فرصت باقی است؟
در تقسیمبندی جهانی به لحاظ اقتصادی، ۷۰ درصد هزینههای خانوار صرف ۶ نیاز اصلی شامل خوراک، پوشاک، مسکن، حمل و نقل و آموزش میشود اما در ایران به طور میانگین ۸۰ درصد هزینههای خانوار را تأمین این ۶ قلم کالا اختصاص میدهد و این رقم در کلانشهرها ۹۰ درصد است. در این شرایط خانوادهها بهشدت در تنگنای هزینهای قرار دارند؛ به طوری که کوچکترین هزینه پیشبینینشدهای زندگی عادی آنها را تحت شعاع قرار میدهد و تابآوری آنها را کاهش میدهد.
سیدجواد حسینی رئیس سازمان بهزیستی در آخرین اظهارات خود در تشریح وضعیت فقر در ایران گفته است: «دهک ۵ و ۶ که دهکهای متوسط هستند و یک مقدار از فقر فاصله دارند، میزان فاصله آنها با مرز فقر نزدیک شده و اکنون ۱۵ درصد آنها در حال رسیدن به فقر مطلق هستند.» متأسفانه به اذعان کارشناسان درآمد ملی در سالهای اخیر ۳۵درصد افت داشته و این کاهش درآمد در نهایت هم به طبقات پایین فشار آورده و هم طبقه متوسط را تحتالشعاع قرار داده است. در واقع افرادی که در طبقه متوسط هستند به خط فقر نزدیک شدهاند و شواهد نیز نشان میدهند که در ۱۵سال اخیر طبقات مختلف آسیب جدی دیدهاند.
در این باره نیما مهدوی، کارشناس اقتصادی به روزنامه دنیای اقتصاد گفته است: «در سال۱۳۹۶ متوسط درآمد خانوارهایی که بالای خط فقر بودند، حدود سهبرابر خط فقر بود؛ اما الان حدودا دوبرابر خط فقر است که نشان میدهد نزدیک به ۸۰درصد به خط فقر نزدیکتر شدهاند.
این نشان میدهد که خانوادههای طبقه متوسط نیز به خط فقر نزدیک شدهاند. ۱۵ درصد از کسانی که فقیر نیستند، درآمدشان فقط ۲۰ درصد بالاتر از خط فقر است که نشان میدهد که اگر شوک منفی به اقتصاد وارد شود این افراد نیز فقیر میشوند. از سوی دیگر، وضع فقرا نیز بدتر شده است. در گذشته کسانی که فقیر بودند، متوسط درآمدشان ۲۰ درصد پایینتر از خط فقر بود که در حال حاضر این عدد به ۲۵ درصد رسیده است. این یعنی شکافشان نسبت به خط فقر بیشتر شده و باید تلاش بیشتری کنند تا از فقر خارج شوند. این یعنی هم طبقات فقیر و هم طبقات متوسط ضعیفتر شدهاند.»