printlogo


حذف فقر؛ هدف بلندپروازانه سال 2030
محمدجواد خداپرست روزنامه نگار

 در آوریل سال 2013، گروه بانک جهانی اعلام کرد که می‌خواهد به دو هدف بلندپروازانه تا سال 2030 دست یابد؛ اول، پایان دادن به فقر شدید در جهان و دوم، گسترش رفاه عمومی به شیوه‌ای پایدار در تمامی کشورها. به همین جهات بود که گروه بانک جهانی تصمیم گرفت در مجموعه‌ای از گزارش‌ها با نام «فقر و رفاه عمومی» روند دستیابی به این دو هدف را بررسی کند. اولین گزارش این مجموعه در اکتبر سال 2016 با نام «رودررو شدن با نابرابری» منتشر شد. در ادامه خلاصه‌ای از یافته‌های اصلی و نتایج این گزارش را می‌خوانید.

نابرابری؛ یک چالش جهانی
گزارش گروه بانک جهانی، شامل اطلاعاتی در مورد تعداد افراد فقیر در جهان، نرخ سرانه فقر، مناطقی که بهترین دستاورد را در مبارزه با فقر داشته‌اند یا در این راه، چندان پیش نرفته‌اند و همچنین پیشرفت‌هایی که در ارزیابی و کنترل فقر به‌دست آمده، خواهد بود. به‌علاوه، قرار است این مجموعه هر سال، بر روی موضوعی خاص متمرکز شود. همان‌طور که از نام این گزارش پیداست، موضوع امسال «نابرابری» است.
با وجود اینکه سطح رفاه عمومی در جهان، طی دهه‌های گذشته رو به‌ رشد بوده، نابرابری همچنان معضلی بنیادین در جهان است. مثلاً، شانس کودکان فقیر برای ورود به مدرسه ابتدایی در کشورهای در حال توسعه، چهار برابر کمتر از کودکان ثروتمند است. زنان، دو‌سوم جمعیت 780 میلیونی بزرگسالان بی‌سواد در جهان را شامل می‌شوند. مرگ در کودکی در میان فقرا بیشتر و شانس‌شان هم برای دسترسی به بیمه و مراقبت‌های درمانی بسیار کمتر است. روند رو به‌ رشد کاهش فقر در 25 سال گذشته، تحت تأثیر بحران اقتصادی سال 2008 و کاهش رشد اقتصادی کشورها در معرض خطر است. در این اوضاع و احوال، هدف ریشه‌کنی فقر شدید تا سال 2030، حتی با در نظر گرفتن نرخ‌های بالای رشد در دو دهه گذشته، دست‌نیافتنی می‌نماید. این گزارش، راه‌حلی ممکن برای این مسأله دارد و پیشنهاد می‌دهد برای افزایش نرخ کاهش فقر در جهان باید به موضوعی توجه کنیم که شاید خیلی‌ها آن را مرتبط نپندارند: «نابرابری درآمد». درست است که اهداف دوگانه گروه بانک جهانی به نابرابری درآمد اشاره نکرده، اما شواهد ارائه شده در این گزارش نشان می‌دهد که کاهش نابرابری درآمد (خصوصاً در کشورهای پرجمعیت که فقرای زیادی دارند)، کلید اصلی دستیابی به هدف ریشه‌کنی فقر شدید در جهان است. علاوه بر این پیشنهاد، گزارش بانک جهانی شیوه این کار و سیاست‌های موفق در کاهش نابرابری را نیز ارائه می‌دهد. استراتژی‌های مؤثری مانند «برنامه‌های پرداخت نقدی که درآمد افراد فقیر را به‌طور مستقیم بالا می‌برد و کمک می‌کند که خانواده‌ها فرزندانشان را به مدرسه بفرستند و سلامت نگه دارند، بهبود وضعیت شبکه‌های حمل‌ونقل جاده‌ای که فرصت‌های اقتصادی افراد روستایی را چند برابر می‌کند و دخالت در آموزش والدین و تغذیه کودکان در سال‌های ابتدایی شکل‌گیری رشد شناختی آن‌ها» که عملکرد مثبت آن‌ها در کشورهای دیگر آزموده شده است. نابرابری ابعادی گوناگون دارد: درآمد، ثروت، آموزش، شنیده شدن در عرصه سیاست و .... منظور از نابرابری در این گزارش، نابرابری درآمد است. سطح درآمد، نشانه‌ آشکاری از وضعیت اجتماعی فرد در جامعه و اندازه‌گیری آن هم بسیار راحت است. البته در برخی کشورهای در حال توسعه که کار غیررسمی یا کارهای کشاورزی در آن‌ها رواج بیشتری دارند، شیوه محاسبه «مصرف خانوار» رویکرد بهتری برای درک وضعیت فرد در جامعه است. نکته مهم اینکه در مقایسه آمار کشورهایی که در سنجش سطح رفاه از شیوه مصرف، یا شیوه درآمد استفاده می‌کنند، باید نهایت دقت را به‌کار بریم.

وضعیت فقر جهانی
از سال 1990 تاکنون، فقر شدید در جهان رو‌ به‌ کاهش بوده است. این مسأله هم در مورد درصد جمعیت جهانی که زیر خط بین‌المللی فقر (درآمد کمتر از 1.90 دلار در روز) زندگی می‌کنند، صدق می‌کند و هم در مورد تعداد مطلق افراد فقیر در جهان. در این سال، 35 درصد مردم جهان در فقر شدید می‌زیستند.‌ تا سال 2012، ‌این رقم به 12.4 درصد رسید و در سال 2013،‌ که آخرین داده‌‌های جهانی ماست، این میزان به 10.7 درصد کاهش یافت. همین‌طور رقم مطلق افرادی که در سال 1990 در فقر شدید بودند، حدود 2 میلیارد نفر بود که تا سال 2013 به 767 میلیون نفر کاهش یافت و این کاهش، فارغ از رشد جمعیت جهان که حدود 1.9 میلیارد نفر و آن هم بیشتر در مناطق فقیرنشین جهان بوده، به‌دست آمده است. فقط در سال 2013، 114 میلیون نفر از تعداد فقرای جهان کاسته و البته بخشی از این کاهش، ناشی از تغییرات روشی در سنجش فقر بوده است. 

جغرافیای جدید فقر
مبارزه با فقر همه‌جا یکسان پیش‌ نرفته، اما فقر شدید در سطح جهانی رو به کاهش و‌ وضعیت منطقه‌‌ای آن تغییر کرده است. در سال 2013، آفریقای جنوب صحرا، 389 میلیون فقیر را در خود جای داده‌ بود؛‌ یعنی رقمی بیش از تعداد تمامی مناطق دیگر. روی هم 50.7 درصد فقر جهانی سهم این منطقه بود، در حالی که در سال 1990 نیمی از فقر جهان در آسیای شرقی و اقیانوسیه جای داشت. در سال 2013، این میزان به 9.3 درصد رسید. در میان مناطق جهان، آفریقای جنوب صحرا تنها جایی است که تعداد افراد فقیر آن افزایش یافته، اما موفقیت قابل توجه آسیای شرقی و اقیانوسیه در خروج از مدار فقر نیز نقش مهمی در تغییر جغرافیای فقر در جهان داشته است.

امروزه چه کسی فقیر است؟ 
برای مبارزه مؤثر با فقر، باید بدانیم چه کسانی بیشتر تحت‌ تأثیر آن قرار می‌گیرند. اگرچه بیشتر فقرای جهان در آفریقای جنوب صحرا متمرکز شده‌اند، اما مطالعات جدید، جزئیات آماری بیشتری در اختیار ما گذاشته‌‌ است. فقرا اغلب جوان، روستایی و با تحصیلات رسمی پایین و شاغل در بخش کشاورزی هستند. 80 درصد فقرای جهان در روستا زندگی می‌کنند. 64 درصد در بخش کشاورزی، 44 درصد 14 ساله یا کمتر و 39 درصد هیچ‌گاه تحت آموزش رسمی قرار نگرفته‌اند.

کودکان بیشتر رنج می‌برند
کودکان بیش از بزرگسالان در معرض فقر قرار دارند. در سال 2013 نیمی از افراد فقیر در جهان، کودک بوده‌اند؛ در حالی که در سطح جهانی، فقط 32 درصد جمعیت جهان را کودکان تشکیل می‌دهند. همچنین، کودکان جنوب صحرای آفریقا بیشتر از بزرگسالان در معرض فقر شدید و نیمی از فقرای این منطقه 14 سال یا کمتر سن دارند.

معنای نمودار رفاه عمومی 
در بازه زمانی 2008 تا 2013،‌ در بسیاری از کشورها، 40 درصد پایینی جامعه از رشد خالص درآمد منتفع شده‌اند. در حقیقت در 60 کشور از 83 کشور مورد بررسی، رشد درآمد برای این قشر ایجاد شده و این کشورها 67 درصد جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند. در این میان، 49 کشور رشد درآمد فقرایشان بر میانگین رشد درآمد جامعه پیشی داشته است؛ بنابراین، بیش از نیمی از کشورهایی که ذکر کردیم، در توزیع نسبی درآمد به نفع 40 درصد پایینی جامعه موفق بوده‌اند. پیروزی بزرگی نیست، اما امیدوارکننده است؛‌ خصوصاً اگر در نظر داشته باشیم که جهان در بازه زمانی مورد نظر، تحت تأثیر بحران مالی بزرگی بوده است.
جای خوشحالی بیش از حد هم نیست. در 34 کشور، شکاف درآمدی در این دوره بیشتر شده، چون رشد درآمد 60 درصد بالای جامعه بیشتر بوده است. کامرون فقط یک نمونه است. در 23 کشور، درآمد 40 درصد پایین واقعا کم شده، یعنی نه در نسبت با اقشار ثروتمندتر، بلکه به‌طور مطلق از درآمدشان کاسته شده است. به‌علاوه، بایستی در مورد رشد کم رفاه عمومی در جهان نگران باشیم. اگرچه روند کلی مثبت بوده، اما میانگین رشد درآمد سالانه 40 درصد پایین جامعه، به‌طور خالص 2 درصد بوده و این فقط 0.5 درصد بالاتر از میانگین رشد درآمد جمعیت جهان در همین مدت است. یعنی، 40 درصد فقیرترین افراد هر کشور، سهم بیشتری از منافع توسعه اقتصادی جهانی کسب کرده‌اند، اما، دستاوردها به‌طور کلی بسیار کند و آرام به دست می‌آیند. اگر می‌خواهیم به هدف ریشه‌کنی فقر شدید در 2030 دست یابیم، رفاه بایستی با سرعت بیشتری با آنان که نادیده انگاشته شده‌اند، تقسیم شود.