فولکسواگن و پایان یک دوره
تعطیلی کارخانه فولکسواگن در درسدن، بهعنوان نخستین تعطیلی یک واحد تولیدی این شرکت در آلمان، توجه رسانهها و ناظران اقتصادی را به خود جلب کرده است؛ تصمیمی که همزمان با کاهش اشتغال صنعتی و خروج سرمایه، بحثها درباره آینده مدل اقتصادی آلمان را تشدید کرده است. کشوری که دههها بهعنوان موتور محرک اقتصاد اروپا شناخته میشد، امروز با ترکیبی از کاهش اشتغال صنعتی، خروج سرمایه، فشارهای ژئوپلیتیکی و از دست رفتن مزیتهای انرژی و بازار مواجه است. تصمیم فولکسواگن برای بستن یکی از کارخانههای داخلی و اخراج دهها هزار نیروی کار، نشانهای از بحرانی عمیقتر در ساختار صنعت آلمان است؛ بحرانی که ریشههای آن از جنگ اوکراین و قطع ارتباط با روسیه تا رقابت فزاینده چین و سیاستهای حمایتی ایالات متحده امتداد دارد. آنچه امروز در درسدن رخ میدهد، تصویر فشردهای از آیندهای است که در آن آلمان دیگر نقش بیرقیب گذشته را در اقتصاد اروپا ایفا نمیکند.
فروپاشی یک الگوی صنعتی
تصمیم فولکسواگن برای تعطیلی کارخانه درسدن، برای نخستین بار در تاریخ ۸۸ ساله این شرکت، بیش از آنکه یک تصمیم مدیریتی باشد، بازتاب فشارهای ساختاری بر صنعت آلمان است. این خودروساز اعلام کرده تا سال ۲۰۳۰ حدود ۳۵ هزار شغل را حذف خواهد کرد؛ اقدامی که همزمان با کاهش محسوس اشتغال در کل صنعت خودرو رخ میدهد. طبق دادههای رسمی، تعداد شاغلان این بخش به پایینترین سطح در بیش از یک دهه گذشته رسیده و صنعت خودرو با کاهشی ۶.۳ درصدی، بیشترین افت نیروی کار را در میان صنایع بزرگ تجربه کرده است. فولکسواگن دلایل این وضعیت را کاهش تقاضا در اروپا و چین و نیز تعرفههای جدید آمریکا عنوان میکند، اما واقعیت آن است که این بحران محدود به یک شرکت یا حتی یک صنعت نیست، بلکه نشانه فروپاشی تدریجی الگویی است که بر انرژی ارزان، بازارهای باثبات و تجارت آزاد متکی بود.
پایان نقش مروتور محرک اروپا
همزمان با تضعیف مزیتهای سنتی، سرمایهگذاری صنعتی نیز بهتدریج از آلمان فاصله میگیرد. نظرسنجیهای صنعتی نشان میدهد بخش قابلتوجهی از شرکتهای آلمانی در حال انتقال تولید به چین، هند یا ایالات متحده هستند؛ جایی که یا به بازار مقصد نزدیکترند یا از مزایای تعرفهای و حمایتی برخوردارند. پیامد این جابهجایی، کوچکتر شدن تولید ناخالص داخلی آلمان و کاهش پایه مالیاتی دولت فدرال است؛ موضوعی که مستقیماً توان دولت در تأمین اشتغال و ایفای تعهدات بودجهای را تضعیف میکند. در چنین شرایطی، اصرار بر سیاستهای ژئوپلیتیکی پرهزینه، بدون بازنگری در اولویتهای اقتصادی، فشار بر صنعت و جامعه را تشدید کرده است. افول فولکسواگن نه یک استثنا، بلکه نشانه پایان دورهای است که در آن آلمان بیرقیب، موتور رشد اروپا محسوب میشد؛ دورهای که احیای آن بدون بازتعریف راهبردی عمیق، بعید به نظر میرسد.