printlogo


 عاقبت دلار به کجا خواهد رسید؟
سید محمد صادق‌الحسینی اقتصاددان

در هفته‌های اخیر، عبور نرخ دلار از مرز ۱۴۰ هزار تومان، موجی از نگرانی را در میان شهروندان برانگیخت. اکنون پرسش اساسی این است: آیا این روند افزایشی ادامه خواهد یافت و آیا ممکن است دلار به ارقام افراطی ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان برسد؟ واقعیت اقتصادی نشان می‌دهد که چنین سناریویی با مدل‌های معتبر هماهنگی ندارد و نرخ دلار تا پایان سال جاری بیش از ۱۴۰ تا ۱۴۵ هزار تومان نخواهد شد. با این حال، مشاهده افزایش سریع نرخ‌ها در بازار آزاد، شکاف میان واقعیت و ادراک عمومی را عمیق‌تر کرده و سبب شده بسیاری از مردم با حساسیتی فزاینده به دنبال درک مسیر آینده ارز باشند. تحلیل‌های اقتصادی نشان می‌دهد ارزش واقعی دلار در این مقطع زمانی، بین ۱۳۰ تا ۱۳۴ هزار تومان بوده و افزایش اخیر بیش از حد، ماهیتی مقطعی دارد. تجربه تاریخی بازار ارز کشور گواه آن است که پس از نوسانات شدید، روند کاهشی کوتاه‌مدت رخ می‌دهد و سپس با استمرار تورم ناشی از نقدینگی و کسری بودجه، دلار دوباره مسیر صعودی خود را می‌پیماید. این چرخه، بارها تکرار شده و اکنون نیز می‌توان افزایش یکباره نرخ‌ها را به عوامل متعددی نسبت داد؛ از تعطیلات کریسمس و پایان سال چینی گرفته تا مدیریت ناکارآمد ارز نیمایی و فاصله فاحش میان نرخ بازار آزاد و ارز ترجیحی. اختلاف نرخ‌ها میان تالارهای بورس و بازار آزاد، عاملی کلیدی در تشدید نگرانی‌هاست. ارز نیمایی در تالار اول بورس حدود ۶۰ تا ۷۰ هزار تومان پایین‌تر از بازار آزاد معامله می‌شود و در تالار دوم نیز این تفاوت ۲۰ تا ۳۰ هزار تومان است. چنین شکافی، قیمت دلار را فراتر از ارزش واقعی آن سوق داده است. در صورتی که تغییراتی در مدیریت بانک مرکزی رخ دهد و افراد کارآمدتری مانند همتی به هدایت بازار ارز بپردازند می‌توان انتظار داشت که نرخ‌ها بین ۱۰ تا ۲۰ هزار تومان کاهش یابد. همچنین حذف ارز نیمایی یا ترجیحی نیز اثر مشابهی خواهد داشت و نرخ ارز را به سطوح واقعی نزدیک‌تر می‌کند. در این میان، توصیه روشن به شهروندان آن است که آرامش خود را حفظ کنند و سرمایه‌هایشان را با احتیاط مدیریت کنند. نوسانات مقطعی نباید زمینه تصمیمات هیجانی را فراهم آورد. نرخ ارز دستوری تعیین نمی‌شود و تنها از طریق سیاست‌های پولی و مدیریت هوشمند نقدینگی است که ثبات در بازار ارز حاصل می‌گردد. ایران همچنان با چالش‌های تثبیت ارز مواجه است، در حالی که کشورهای دیگر با ابزارهای مشخص و سیاست‌های کارآمد، این مسأله را حل کرده‌اند.  اکنون بیش از هر زمان دیگری، نیاز به نگاه واقع‌بینانه، مدیریت دقیق و برنامه‌ریزی بلندمدت برای تثبیت بازار ارز احساس می‌شود تا نه‌تنها از التهاب کوتاه‌مدت کاسته شود، بلکه زمینه رشد اقتصادی پایدار نیز فراهم شود.