ضرورت حفظ ارزش پساندازهای مردم
ضرورت حفظ ارزش پساندازهای مردم
اقتصاد ایران در چند دهه اخیر با پدیدهای مزمن و طاقتفرسا به نام تورم دورقمی دست به گریبان بوده است. این وضعیت، که بهطور پیوسته بر روند توسعه اقتصادی سایه انداخته، سردرگمی و بیاعتمادی را در میان فعالان اقتصادی دامن زده و بر فضای تصمیمگیری در کشور تأثیرات منفی برجای گذاشته است. در چنین شرایطی، رشد اقتصادی تنها در صورتی محقق خواهد شد که فعالان اقتصادی بتوانند با اطمینان به ثبات نسبی و پویایی عرصه اقتصادی وارد شوند. اما وقتی تورم و بیثباتی در اقتصاد حاکم است، فضای سرمایهگذاری بیتردید مختل میشود و سرمایهگذاران تنها در موارد خاص و بهدلیل وجود رانتهای غیرمتعارف به انجام فعالیتهای اقتصادی ترغیب میشوند. در این راستا، یکی از مسائل اساسی که در طول سالهای گذشته به طور جدی از سوی سیاستگذاران اقتصادی نادیده گرفته شده، اهمیت حفظ ارزش پساندازهای مردم و سرمایهگذاران است. در هر اقتصاد، وجود ابزارها و بسترهایی که به افراد این اطمینان را بدهد که داراییهایشان در گذر زمان از کاهش ارزش در امان خواهد ماند، ضروری است. این امر میتواند از طریق بازار سرمایه فعال یا مسیرهای اقتصادی دیگر تحقق یابد. در شرایط تورمی، پول کارکرد طبیعی خود را از دست میدهد و تبدیل آن به داراییهای دیگر به یک ضرورت تبدیل میشود. در این فضا، پول دیگر به کالایی بیارزش تبدیل میشود و همه تلاش میکنند تا از کاهش ارزش آن جلوگیری کنند، با این امید که ضرر کمتری متوجه آنها شود. متاسفانه، در این فضای پرآشوب، سیاستگذاران اقتصادی الگویی مشخص و کارآمد ارائه ندادهاند. در نتیجه، نقدینگی انباشتهشده در اقتصاد بهصورت بیرویه و بدون هدایت مناسب، وارد بخشهای مختلف اقتصاد شده است. مسئولان اقتصادی وظیفه داشتند این نقدینگی را بهگونهای هدایت کنند که به نفع اقتصاد ملی باشد، اما در عمل این نقدینگی به بازارهایی نظیر مسکن سرازیر شد و موجب افزایش افسارگسیخته قیمتها در این بخش شد. همزمان، بخش زیادی از این نقدینگی به سمت بازار طلا و ارز خانگی سوق یافته است. مردم بارها به دلیل رفتارهای خود در بازار ارز و طلا مورد انتقاد قرار گرفتهاند، در حالی که علت اصلی این رفتارها به ضعف برنامهریزی اقتصادی بازمیگردد. هنگامی که نقدینگی مازاد وجود دارد و مسیر مناسبی برای آن طراحی نشده است، مردم به سمت گزینههایی میروند که کمترین ضرر را داشته باشد. مقایسه بین سپردهگذاری بانکی و خرید ارز خانگی نشان میدهد که گزینه دوم، در شرایط تورمی، جذابتر است. سیاستهایی مانند کاهش سود بانکی مردم را به سمت این بازارها سوق داده است. با توجه به مشکلات مالی دولت و نگرانیهای فزاینده مردم، سیاستگذاران باید اقدامات عملی برای حل مشکلات معیشتی و مهار تورم اتخاذ کنند. اصلاح ساختار بودجه نخستین گام است. زمانی که دولت به چاپ پول متکی است و منابع را به نهادهایی با بازدهی پایین میدهد، تورم ادامه مییابد. فشارهای مجلس مانع اصلاحات اساسی میشود و مسئولیت اصلی در قبال این وضعیت بر عهده دولت است.