خطر آتشسوزی گریبانگیر بازار تهران
سیدجلال ملکی سخنگوی سازمان آتش نشانی شهرداری تهران
بازار تهران دیگر صرفاً یادگار یک سنت دیرپا نیست. امروز شبکهای گسترده از راستهها و مراکز دادوستد در سراسر شهر است که در دل خود خطری انباشته و خاموش را حمل میکند. تغییر ماهیت فعالیتها، گسترش انبارها و کارگاههای پرریسک و فرسودگی زیرساختها، ایمنی این قلب تپنده اقتصاد شهری را به مسئلهای فوری و حیاتی بدل کرده؛ مسئلهای که هر تعلل در آن میتواند از یک مغازه آغاز شود و به بحرانی شهری بینجامد. در لایههای تازه بازار، دیگر خبری از کالای کمخطر سنتی نیست. لالهزار مملو از سیم و کابل و مواد شیمیایی است، سعدی و جمهوری از ادوات برقی و تجهیزات حساس انباشته شده و بسیاری از راستهها به انبارهایی بدل شدهاند که کوچکترین جرقه در آنها میتواند فاجعه بیافریند. این تغییر ترکیب کالا، سطح ریسک را بهمراتب فراتر از گذشته برده و بازارهای نو و کهن را در یک صف خطر قرار داده است.
ریشه بحران، اما تنها در نوع فعالیت نیست بلکه در تغییر کاربریهای بیضابطهای است که سالها بیصدا رخ داده است. خانههایی که نیمقرن پیش برای سکونت ساخته شده بودند، امروز به انبار، کارگاه یا واحد صنعتی بدل شدهاند؛ بیمجوز، بینظارت و بیتناسب با زیرساختها. دیوارها برداشته شده، سیمکشیها دستکاری شده، برق و گاز تغییر یافته و ساختمانهایی که برای تردد چند نفر طراحی شده بودند، اکنون زیر بار دهها کارگر و دستگاه و مواد قابل اشتعال نفس میکشند. این دگرگونیها نه پنهان است و نه نادر و دشوار بتوان پذیرفت که از چشم اتحادیهها، شهرداری و آتشنشانی دور مانده باشند.
ضعف هماهنگی میان دستگاهها، حلقه گمشده ایمنی بازار است؛ جایی که بازدید ایمنی انجام نشده اما مجوز تمدید شده، یا اتحادیهها بیآنکه ارزیابی دقیقی از خاموشکنندهها، راههای فرار و آموزش کارگران داشته باشند، مهر تأیید زدهاند. حاصل این رویه، حریقهایی است که از یک واحد کوچک آغاز میشود و بهسرعت چندین مغازه را دربر میگیرد؛ تنها بهسبب چیدمان غیراصولی و مسدود بودن مسیرهای نجات.
بر این خطر افزوده میشود بار تاریخی معابر باریک بازار؛ کوچههایی که برای درشکه ساخته شدهاند و امروز باید بار خاور و کامیون را تحمل کنند. اشغال معبر با کالا در ساعات صبح، عبور نیروهای امدادی را به مأموریتی دشوار بدل کرده و در لحظه حادثه، همین تنگنا خود به بحرانی مضاعف تبدیل میشود. تلاشهای آتشنشانی و نهادهای مرتبط از کارگروه مشترک تا ایستگاههای بیشتر واحدهای امدادی موتورسیکلتها هیدرانتها و آموزش کسبه قابل انکار نیست، اما بدون همراهی بازار ایمنی پایدار نمیماند. گمشدن خاموشکنندهها و محدودیتهای میراث و اوقاف نشان میدهد اراده جمعی شکل نگرفته است. بازار شریان اقتصاد شهری است. ادامه وضع موجود پذیرش خطر است. ایمنی تصمیمهای سخت هماهنگی نهادی و مسئولیتپذیری بازار را میطلبد، زیرا آتش در برابر بیتفاوتی درنگ نمیکند.