شمار سالمندان آلمان، بهطور مداوم افزایش پیدا میکند و از تعداد جوانان آن کاسته میشود. تغییرات جمعیتی، یکی از چالشهای اصلی جامعه آلمان است و همراه با شکلگیری گروه جدید سالمندان فعال، بازنشستگی هم مفهوم خود را از دست میدهد. میانگین سنی جمعیت آلمان -که در سال ۱۹۶۰ برای زنان ۳۷ سال بود- امروز ۴۷ سال است و برآورد میشود که در سال۲۰۵۰، ۵۴ سال باشد. تنها در موناکو و ژاپن، میانگین سنی جمعیت، بیشتر از این است. در مقابل، بیش از نیمی از جمعیت کشور نیجر در آفریقا، جوانتر از ۱۵ سال است.
این درحالی است که در آینده نزدیک، به سن هر نسل در آلمان، بهطور متوسط ۶ تا ۸ سال اضافه میشود. درحال حاضر، حدود ۱۳هزار و ۲۰۰ مرد و زن در آلمان، در سن۱۰۰ سال یا بالاتر هستند و در برابر هر ده نفر شاغل در آلمان، ۳ نفر بازنشسته وجود دارد. تحلیلگران میگویند در سال ۲۰۶۰ در برابر هر ۱۰ شاغل، ۶ بازنشسته وجود خواهد داشت. از سوی دیگر، هماکنون ۱۶ میلیون آلمانی زیر ۲۰ سال دارند و در سال ۲۰۶۰ تنها ۱۰ میلیون نفر در آلمان در چنین سنینی خواهند بود.
به گزارش دویچهوله، این دادهها و ارقام در آلمان، هم پرسشبرانگیزند و هم موجب نگرانی میشوند. اما برخی مقامات، از جمله هرمان گروهه، وزیر بهداری این کشور، معتقدند که به جای مبهوتماندن از ترس، باید دست به کار شد و چارهای اندیشید. آنها میگویند باید با اهل علم و اقتصاد به بحث نشست تا راهی برای روبهروشدن با چالش جمعیتی پیدا شود.
بازنشستههای سرحال
سالمندان امروز آلمانی، با همسن و سالهای خود در گذشته فرق دارند. نوربرت اشنایدر، مدیر انستیتوی پژوهش جمعیت آلمان، میگوید که در این کشور، گروه جدیدی درحال شکلگیری است که بین ۶۰ تا ۸۰ سال دارند و بسیار فعال و حاضر در عرصههای مختلف زندگی هستند. شنایدر، درباره مرحله چهارم زندگی میگوید: «خصوصیت سالمندان فعال این است که بیشتر مرفه، سالم، فعال، علاقهمند، پرانگیزه و دست و دلباز هستند.»
به گفته اشنایدر، این گروه سنی میتواند مخاطب کاملا جدیدی برای نوآوریها و بازارها باشد. او میافزاید که روند پیرشدن جمعیت، دستکم برای ۲۰ سال آینده، نه تنها تهدیدی برای آلمان نیست، بلکه شانسی است که این کشور، باید از آن استفاده کند. او میگوید، از آنجا که همه جوامع، در آینده با موضوع پیرشدن جمعیت خود روبهرو خواهند شد، آلمان میتواند با تجربهای که جمع میکند، کاری سازنده انجام دهد و شانس صادرات خود را نیز بالا ببرد. استدلال اشنایدر، متکی بر نتایج آماری جمعیتشناختی در اروپا، آسیا و آمریکاست. طبق آمار، درحال حاضر، تنها ۳ تا ۶ درصد افراد بین ۶۵ تا ۷۹ سال، نیاز به مراقبت ویژه مددکاران دارند و حتی ۶۰ درصد افراد بالای ۱۰۰ سال، نه در خانههای سالمندان یا بیمارستانها، بلکه در خانههای خود به سر میبرند.
سالمندان فعال
سیاستمداران آلمان، «مراقبت از سلامتی اعضای جامعه» را مهمترین اصل میدانند. وزیر بهداری آلمان میگوید به همین دلیل، قانون مربوط به پیشگیری از بیماریها در پارلمان آلمان، در دست بررسی است. گروهه همچنین میگوید که سبک زندگی انسانها، باید بیش از پیش در خدمت حفظ سلامتی آنها باشد و این امر، باید از سنین بسیار کم شروع شود. این درحالی است که در آینده، استفاده از روبات در خانه به بسیاری از سالمندان اجازه میدهد که نیازی به ترک خانه خود و اقامت در خانه سالمندان نداشته باشند. به گفته وزیر بهداری آلمان، ریشه بسیاری از بیماریها، مثل کمردرد یا بیماریهای روانی را -که در ضمن موجب میشود فرد نتواند در محل کارش حاضر شود- باید در سبک زندگی افراد، جستوجو کرد. به عقیده گروهه، پیشرفتهای علم پزشکی، میتواند به جامعه کمک کند تا با روند پیرشدن به خوبی روبهرو شود. استقلال فرد تا سنین بالا را میتوان از طریق پزشکی از راه دور و استفاده از مخابرات و فناوری اطلاعات و تکنولوژیهای ارتباطی حمایت کرد. وزیر بهداری آلمان همچنین لازم میداند که شیوه تفکر و میزان همبستگی نسلها متحول شود. او از جمله معتقد است که «سالمندان فعال» باید در آینده بیشتر و فشردهتر به «سالمندان نیازمند کمک» یاری برسانند. همچنین افراد سالمندی که فرزندی ندارند، جزء کسانی هستند که جامعه باید توجه بیشتری به آنها داشته باشد.
کار تا آخر عمر
به نظر گروهه، توجه به سالمندان، به معنای آن است که تلاش شود افرادی با سنین مختلف در مجتمعهای مسکونی و در کنار هم زندگی کنند. همچنین کار کسانی که به طور افتخاری به سالمندان کمک میکنند، باید به رسمیت شناخته شود. به نظر وزیر بهداری آلمان، شرایط بازنشستهشدن در این کشور نیز باید تغییر کند. به نظر او، تعیین سن برای بازنشستگی صحیح نیست، بلکه بازنشستگی، باید انعطافپذیر باشد و هر کس هر زمان بخواهد و لازم باشد، از عرصه کار خارج شود.
کار باید بیشتر به نیاز، خواست و توانایی بستگی داشته باشد تا رسیدن به مرز یک سن. وزیر کشور آلمان نیز بر این باور است که باید به هر فرد امکان داده شود تا مطابق وضعیت زندگی و سن خود، از نیروی بالقوه و تواناییهایش در طول یک زندگی طولانی و سالم استفاده کند.
سرنوشت بازنشستگی
با نگاهی به جامعه آلمان، به نظر میرسد که آلمانیها از هدف یادشده، چندان دور نباشند. در این کشور، پدربزرگها و مادربزرگها به فرزندان و نوههایشان کمک مالی میکنند؛ وظیفه نگهداری از نوههایشان را برعهده میگیرند، غذا میپزند و خرید میکنند. اما به نظر وزیر کشور آلمان، هنوز جا دارد که دامنه فعالیت اجتماعی سالمندان، گستردهتر شود.
آیا این بدین معناست که در آینده، چیزی به نام بازنشستگی در آلمان وجود نخواهد داشت؟ و هرکس تا آخر عمر، تکالیفی دارد که باید انجام دهد؟ پیشبینی میشود که چنین وضعیتی پیش بیاید، چون در آینده شمار سالمندانی که بتوانند بدون کارکردن از پس هزینه زندگی خود برآیند، کاهش خواهد یافت.