printlogo


لحظه آها
غافلگیری
مهران امیری

اصل غافلگیری در برخوردهای نظامی، موردتوجه فرمانده‌ها و استفاده از آن، نشانه ذکاوت است. هرچند برخورداری از این وضعیت، در برخی زمینه‌ها مفید و رضایت‌بخش است، اما در حوزه‌های مختلف کسب‌وکار و فعالیت‌های اقتصادی، نشانه‌ای خوب و امیدبخش نیست. بیان عبارت غافگیرشدن، از زبان یک فعال اقتصادی یا کارآفرین، به معنای نداشتن برنامه و اطلاعات کافی از حوزه فعالیت، و دوراندیشی لازم برای هدایت امور است. کارآفرینان را با ویژگی خلاقیت، سخت‌کوشی و برنامه‌ریزی می‌شناسیم. فعالان عرصه‌های مختلف اقتصادی، برای پیشبرد امور جاری خود، درگیر روندی مستمر از کسب اطلاعات، سنجش و ارزیابی فرآیندها، برنامه‌ریزی، اقدام به‌هنگام، دریافت و تحلیل نتایج برنامه‌ها هستند. چنین روندی به آنان کمک می‌کند تا همواره تصویر روشنی از موقعیتی که در آن قرار دارند و جایی که باید باشند، به دست آورند. به‌دست‌آوردن چنین شمایی، به معنای داشتن اطلاعات کافی از موقعیت و انجام اقدامات سنجیده و به‌هنگام است. در چنین موقعیتی، کلمه غافگیری، اساسا کاربرد و معنایی ندارد. به عبارت دیگر، افرادی که در مواجهه با موقعیت‌های مختلف، خود را در وضعیت غافلگیری می‌بینند، بر نداشتن اطلاعات لازم، بی‌بهره‌بودن از برنامه مناسب کاری و فقدان تحلیل و ارزیابی خود، تاکید می‌کنند. آنچه را که به عنوان پرهیز از غافلگیری ذکر شد، نه تنها درباره هدایت امور جاری، بلکه در زمینه برنامه‌ریزی کلان فعالیت‌ها نیز می‌توان دنبال کرد. در دنیای پرتنش و سرشار از نوسان امور اقتصادی، با رخدادهایی مواجه می‌شویم که ظاهرا برای ما و بسیاری از مخاطبان دیگر، غافلگیرکننده است، اما آیا برای فعالان هوشمند این عرصه نیز چنین است؟ شاید بتوان پذیرفت که بسیاری از ما تنها به عنوان شنونده اخبار یک حوزه خاص، از برخی رخدادها شگفت‌زده و غافلگیر شویم، اما اگر به شکلی واقعی اطلاعات و موضوعات یک زمینه خاص را دنبال کنیم، بدون تردید در عموم موارد، غافلگیر نخواهیم شد. در واقع، بسیاری از افرادی که تنها به اخبار و اطلاعات جاری در یک حوزه علاقه‌مند هستند، در قبال رخدادهای آن حوزه، کمتر دچار حالت غافلگیری می‌شوند. این وضعیت، به ویژه در حوزه‌های اقتصادی بیشتر به چشم می‌آید، چرا که رخدادهای این حوزه‌ها، نه بر اساس تصمیمات غیرقابل پیش‌بینی افراد، بلکه بر مبنای اطلاعات درست و ارزیابی‌های نظام‌مند شکل می‌گیرد. در چنین ساختار فکری و اجرایی‌ای، کمتر موضوعی خارج از قواعد و نظامات قابل سنجش رخ می‌دهد؛ حتی اگر انتشار بیرونی آن، برای مخاطب عام به صورت یک رخداد غافلگیرکننده باشد. به عنوان نمونه، بسیاری از اوج و فرازهای بازارهای مالی دنیا، از مدت‌ها قبل از وقوع، پیش‌بینی شده و تحلیلگران از چگونگی آن رخدادها صحبت کرده‌اند. گرچه ممکن است برخی از این تحلیل‌ها در انبوه اطلاعات و اخباری که هر روز منتشر می‌شوند، کمتر به چشم آمده باشند، اما پس از فروکش‌کردن تب و تاب‌های اولیه، روشن می‌شود که افرادی از بروز آن موارد، مطلع بوده و هشدارهایی نیز صادر کرده‌اند. به عبارت دیگر، دنیای کسب‌وکار، ماهیتی غیرقابل پیش‌بینی ندارد؛ گرچه دستیابی به تحلیل قابل تکیه، احتمالا برای برخی افراد مشکل است؛ اما کارآفرینان و فعالان هوشمند، همواره بیشترین اطلاعات و بهترین ارزیابی‌ها را در حوزه کاری خود کسب می‌کنند.
به این ترتیب، صحبت از وجود عنصر غافلگیری در عموم حوزه‌های کسب‌وکار، برای فعالان واقعی آن حوزه‌ها بی‌معناست. بر همین مبنا انتظار می‌رود که صاحبان کسب‌وکارها، با تکیه بر دانش و پشتکار همیشگی خود، شرایط عمومی و اختصاصی بازار و عرصه‌های فعالیت را همچنان رصد کرده و با ملاحظه شرایط و تنگناها یا گشایش‌های موجود، خود را مهیای نقش‌آفرینی بیشتر کنند. انتظار نمی‌رود که کارآفرینان حقیقی و صاحبان کسب‌وکارها حتی در زمستان فعالیت‌های اقتصادی نیز غافلگیر شوند.