کارگر فداکار

کارگر فداکار

جواد حیدریان

«من هانی پسر تاهی هی حاکم آیاپیر هستم. من مجسمه‌ام را در این جا بر پا داشته‌ام پس از آنکه رب‌النوع سراپا مسلح تیروتور خدای منطقه سیل هیته حمایتش را بر من ارزانی کرده بود.» این جمله از متنی حکاکی‌شده بر کهن‌ترین سنگ‌نبشه‌های تاریخ ایران باستان در منطقه «کول فرح» است، به معنی دره شاد - در اطراف شهر ایذه! جایی که شهرام محمدی کارگر فداکار پتروشیمی مارون چشم به دنیا گشود. جایی که نخستین نقش‌برجسته «مراسم قربانی در تاریخ باستان» را نشان می‌دهد. آنجا که شهرام محمدی آموخت خود را قربانی کند تا شهری را نجات داده باشد. کارگر پتروشیمی مارون، تنها نمونه‌ای از کارگران ایرانی است که فداکارانه به استقبال خطر رفته و جان باخته‌اند. او روز حادثه، 9 تیرماه، در گرماگرم کار و در دمای 40 درجه ماهشهر جنوب، وقتی یکی از خطوط ذخیره گاز هگزان دچار نشت شد و هنوز تخلیه کامل صورت نگرفته بود، خطر را درک کرد. در آن لحظه از همه همکارانش با فریاد خواست از محل فرار کنند اما خودش به جای فرار به سمت خطر رفت تا جان عده زیادی را نجات دهد. شهرام با بستن شیر اصلی گاز هگزان، جلوی انفجار پتروشیمی مارون در ماهشهر را گرفت اما در لحظاتی که از همکارانش خواسته بود فرار کنند، راننده جرثقیلی که به طور غیرمجاز در آن محدوده حضور داشت، بدون آنکه جرثقیل را خاموش کند پا به فرار گذاشت. در لحظه بسته شدن لوله اصلی گاز، جرقه حاصل از روشن بودن جرثقیل و نشتی گاز شهرام محمدی را در آتشی گرفتار کرد که می‌توانست با اندکی مدیریت فنی و پیش‌بینی خطرات احتمالی شعله‌ور نشود. حادثه‌ای که به گفته مدیرکل تامین اجتماعی خوزستان، نوعی سوء مدیریت فنی بود که جان کارگران را تهدید کرد. رسانه‌ها اما سه روز بعد از حادثه خبردار شدند. آن‌ها به شهرام محمدی صفتی دادند که رسانه‌های 50 سال پیش به دهقان فداکار داده بودند، «کسی که پیراهنش را آتش زد تا لوکوموتیوران را از حادثه سنگ و ریل باخبر کند». این‌بار اما تفاوت معناداری وجود داشت. شهرام محمدی خود را به آتش سپرده بود تا جان همکارانش را نجات دهد و تاسیسات پتروشیمی را از حادثه برهاند.
 
  نمونه‌های بسیار حوادث مشابه حادثه مارون
یک کارشناس تاسیسات نفتی ایران درباره شرایط آسیب‌دیدگی و مرگ کارگرانی شبیه شهرام محمدی به هفته‌نامه آتیه‌نو می‌گوید: «کار در صنعت نفت و به‌خصوص پتروشیمی‌ها به دلیل وجود گازهایی با قابلیت اشتعال بالا و احتمال انفجار با مخاطرات بسیاری همراه است. کار در این تاسیسات شبیه کار تخریبچی‌ها در جبهه جنگ است. اگر اشتباهی صورت بگیرد قطعا حادثه وخیمی در پیش است. برای نمونه گازی که در مخزن منهدم‌شده آزاد می‌شود 6 تا 7 بار است که می‌توان آن را با حجم فشرده یک لاستیک خودروی سنگین مقایسه کرد که دو تا سه برابر بار فشرده لاستیک است. با ترکیدن آن فضای سنگینی از اشتعال ایجاد می‌شود که بسیار خطرناک است.» طهماسب غلام‌زاده می‌گوید: «در تاسیسات فرایندی را تعریف می‌کنند تا برای انجام هر کاری مجوزهای لازم اخذ شود. باید متناسب با شرایط کار - مشابه حادثه مارون - قبل از اینکه پرمیت صادر شود، مسئول مربوطه مجوز آن بخش را صادر کند، یعنی باید پیش از هرچیز از خالی بودن گاز در مخازن اطمینان پیدا کنند. برای ایمنی بیشتر کارگران اگر گازی در محدوده‌ای مسدود شده باشد، نباید هیچ ماشین‌آلاتی از آن محدوده تردد کند و نباید هیچ ابزار جرقه‌زننده‌ای روشن باشد. کارگران باید لباس ضدحریق داشته باشند و بیرون از محوطه آتش‌نشان باید بالای سر کار آماده باشد. حتی در مواردی که گاز نشتی دارد، باید با آب محل نشتی را پوشش دهند تا جرقه نزند.» رئیس حراست مخابرات خطوط لوله‌های نفت ایران معتقد است: «اگر این مسائل رعایت شود، تعداد حوادث پایین می‌آید، اما در تاسیسات گسترده نفت و پتروشیمی کشور با وجود رعایت این مسائل و مجموعه تمهیداتی که اندیشیده می‌شود، حوادث بسیاری رخ می‌دهد. در مارون پیش از مرگ آقای محمدی چهار مورد دیگر انفجار و آتش‌سوزی داشتیم. قطعا به نسبت استاندارد ایمنی کارگران در اروپا حوادث بیشتری داریم.» وی به دلیل اصلی مشکل خطرات ایمنی برای کارگران اشاره کرد و گفت: «شرکت‌ها وقتی خصوصی شدند، کمتر نظارت روی آن‌ها صورت گرفت و در این میان بحث سوددهی شرکت‌ها ایمنی کارگران را پایین آورد. این اتفاق نباید رخ می‌داد ولی رخ داده است. برای نمونه اگر نیروی انسانی متخصص سر کار حاضر باشد، دیگر نیازی نیست توضیح داده شود که آن لحظه حادثه برای آقای محمدی جرثقیل حق نداشته در این وضعیت و در این شرایط باشد اما به خاطر پایین آوردن هزینه‌هاهم‌زمان چند کار در حال انجام بوده است.»
 
  ایمنی کارگران پایین آمده است
بنا بر این گزارش، طبق آمارها، استاندارد ایمنی کارگران در شرکت‌های نفت و پتروشیمی پایین آمده است. بسیاری از نیروهای رسمی و آزمون‌دیده از شرکت‌های نفت و پتروشیمی منفک شده‌اند و نیروهای غیررسمی استخدام شده‌اند. برای مثال شهرام محمدی و چند مورد قبل‌تر نیروی پیمانکار بودند. دو سال قبل، پیش از آنکه بحث خصوصی‌سازی به این شکل مطرح شود، پتروشیمی‌ها نیروی انسانی را استخدام می‌کردند تا به صورت کارآموز دوره ببینند و سپس کنار نیروهای حرفه‌ای کار کنند و آماده حضور در عرصه و واحد مورد نظر شوند. ولی در حال حاضر این نیروهای رسمی جابه‌جا می‌شوند، تعداد دیگری را فراخوان می‌دهند و بعد نیروهایی مثل آقای محمدی را استخدام می‌کنند. او فقط یک کار می‌کرده و قبل از این در بخش تاسیسات مربوط به «اکسترودر» بوده است، ولی در این شرایط او خطر می‌کند و به خاطر روحیه ازجان‌گذشتگی پالایشگاه را نجات می‌دهد. به گزارش آتیه‌نو، بعد از وقوع حادثه و مرگ شهرام محمدی، بیژن زنگنه وزیر نفت در پیام تسلیتی بر نظارت و حراست بیشتر دولت بر شرکت‌های خصوصی تحت حاکمیت تاکید کرد. این اظهارات در حالی بیان شده است که کارشناسان معتقدند فرایندهای فنی و عملیاتی در بخش مرتبط با پتروشیمی مارون مشکل داشته است. مدیران میانی بیشترین ضعف را دارند، چراکه مدیران رده‌بالا هیچ وقت دستور کار ناایمن به کارگران را صادر نمی‌کنند، اما برخی مدیران میانی در هوای گرم شهر ماهشهر به جای حضور در سر کار ترجیح می‌دهند به کارگران زیر دست دستور رفع مشکل را بدهند. براساس اطلاعاتی که طهماسب غلام‌زاده به آتیه‌نو داده است، HSE پتروشیمی مارون بعد از فوت شهرام محمدی پنجمین حادثه خود بعد از راه‌اندازی را تجربه کرده است. به گفته کارشناسان وقتی حوادث در یک واحد مشخص در حال تکرار است، یعنی مشکلاتی اساسی در ساختار فنی آن وجود دارد. پیش‌تر مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان خوزستان مسئولان پتروشیمی مارون ماهشهر را در گزارش تکمیلی این اداره درباره آتش‌سوزی در این پتروشیمی و مرگ شهرام محمدی مقصر دانسته بود. هوشمند صفایی درباره گزارش اداره کل کار استان خوزستان درباره حادثه پتروشیمی مارون تاکید کرده است که این حادثه تلفات جانی داشته و بخش بازرسی اداره کل استان بایستی گزارشی تکمیلی ارائه می‌داده که این گزارش اکنون کامل شده و براساس آن گاز هگزان موجود در درون لوله‌های خط در دست تعمیر عامل حادثه پتروشیمی مارون شناخته شده است. براساس این گزارش پتروشیمی مارون مسئولیت این حادثه را بر عهده دارد و باید پاسخگو باشد. مدیر اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان در توضیح مستندات این گزارش درباره این حادثه گفت: «در زمان حادثه پرسنل تعمیرات برای تعمیر این خط مشغول به کار بودند در حالی که به آن‌ها اعلام نشده بود که خط تحت فشار است. درنتیجه گاز از لوله‌ها فوران می‌کند و انفجار روی می‌دهد.» به گزارش آتیه‌نو، شهرام محمدی، کارگر قربانی پتروشیمی مارون، سرپرست دو خانواده بوده است. علاوه بر زن و فرزندان خود، سرپرستی سه خواهر و دو برادر خود را نیز به عهده داشته است. فرزند بزرگ وی هشت سال و کوچک‌ترین آن‌ها شش ماه دارد. بنا به اظهار نظر خانواده وی، وضعیت مستمری این کارگر کمتر از یک میلیون تومان برآورد شده است که با وجود سه وام و بدهی ماهیانه حدود 700 هزار تومان در ماه به بانک، وضعیت نابسامانی برای خانواده این کارگر فداکار به وجود خواهد آمد که نیازمند توجه ویژه مسئولان است.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه