یادداشت
همراهان وفادار انقلاب
علیاصغر بادبان - فعال کارگری
ماهیت انقلاب اسلامی ایران را میتوان در یککلام «ظلمستیزی» دانست. ظلمستیزی در قالبهای متنوعی تجلی پیدا میکند، میتواند برخورد با دیکتاتور یا مقابله با قوانین تبعیضآمیز و یکسویه در جامعه باشد، که در مورد انقلاب اسلامی این ظلمستیزی بیش از همه بر پایه اعتقاد و فرهنگ مردمی استوار بود. هرچند کوران حوادث انقلاب حدودا یک سال به طول انجامید، اما میتوان این روند تغییر را متعلق به سالهای 42 تا 57 دانست، دورانی که دوپایه فرهنگ و ظلمستیزی در کنار کاریزمای امام خمینی (س) پابهپای هم به مقابله با حکومت پهلوی پرداختند و به توفیق رسیدند. این موارد خصوصیات ویژه انقلابی بودند که سرنوشت کشور را عوض کرد. ادعای رژیم سابق توجه ویژه به کارگران و رسیدگی به معیشت آنها بود، در حالی که درواقع چنین گزارهای صادق نبود. در سال 57 حداقل دستمزد یک کارگر 220 ریال در روز بود، رقمی که در مقایسه با شرایط همان دوران مبلغ بسیار ناچیزی بود. دستمزد کارگران پیش از انقلاب یکسوم حداقل هزینه معیشت بود. افزایش حداقل دستمزد کارگران به حدود روزانه 560 ریال در دوران دولت موقت، مهر تاییدی بر فقر خانواده کارگری پیش از انقلاب است، چراکه با تغییر دستمزدها سطح زندگی خانوار کارگری ارتقا پیدا کرد. زمانی که جامعه کارگری برای اولینبار اعلام کرد که حداقل دستمزد با حداقل معیشت تطبیق پیدا کرده، فاصله میان آنچه دولت میبایست بهعنوان دستمزد به کارگر بدهد، با آنچه درواقع به کارگر میداد، از میان رفت. همصدایی کارگران با انقلاب تنها به مباحث معیشتی و اقتصادی ختم نمیشود و جنبه فرهنگی این همراهی است که اهمیت بیشتری دارد. برجستگی نقش مذهب و اعتقادات اخلاقی در کارگران ایرانی، جنبش آنها هنگام انقلاب را از همتایان آنان در دیگر جوامع ممتاز میکند. حکومت سابق چنان به فساد و بیاخلاقی دچار شده بود، که حتی اگر امنیت اقتصادی برای کارگران را هم فراهم میکرد، دیر یا زود بهواسطه انحطاط اخلاقیاش رو به قهقرا میرفت. در آن زمان فضاهای فرهنگی بیشماری ایران را هدف گرفته بودند و قصد تاختوتاز بر اعتقادات ما را داشتند. چرا در میان آن همه صدا، صدای امام (س) در جامعه درگرفت؟ امامی که نه سلاح داشت، نه ثروت و نه حمایت خارجی. او پیروز شد چراکه همصدا با دل مردم ایران بود و حمایت همه ازجمله کارگران را به همراه داشت. یادم هست پیش از انقلاب صدا یا تصویری از امام (س) نداشتیم. تنها پیامهای متنی ایشان بود که به دست ما میرسید و اعتصابهای جستهوگریختهای در جامعه کارگری به وجود میآورد. من در آن دوران در یکی از شرکتهای نفتی مشغول بودم و همانطور که همه میدانیم تاثیرگذارترین و کارآمدترین اعتصاب در روزهای انقلاب، اعتصاب کارگران صنعت نفت بود. کارگرانی که بدون دیدن تصویر امام (س)، با او پیمانی بسته بودند و به دور از برنامه و سازماندهی قبلی، تصمیم بر همراهی با آن بزرگوار و مقابله با حکومت وقت گرفتند. همین که امام (س) فرمان اعتصاب داد، برای این حرکت اعتراضی کافی بود. هرچند امام (س) از سال 42 تا 57 در ایران نبود و تصویر او از اذهان محو شده بود، اما رسالت انقلاب چنان در جان مردم دمیده شده بود که با پیامهای ایشان دوران دوری را از یاد بردند و همراهش شدند. همانطور که فریادهای اعتصاب پیش از انقلاب بهراحتی بلند شدند، بهسادگی هم بعد از انقلاب فرونشستند. در بسیاری از جوامع شاهد آن هستیم که بعد از انقلاب شکایتهای جامعه کارگری ادامه پیدا میکنند، اما در انقلاب ایران با فرمان امام (س)، کارگران بر سر کارشان بازگشتند و بار دیگر آرامش بر فضای تولید و صنعت حاکم شد. همه این حقایق گواهی بر این است که انقلاب ما نه صرفا اقتصادی و نه صرفا سیاسی بود، بلکه بیش از هرچیز انقلابی فرهنگی بود. همه اینها برآیند جامعیت امام خمینی (س) و خوانش دورانساز ایشان از اسلام بود. میتوان گفت به دنبال انقلاب شمار اندکی از کشورها، اقدامات امام (س) و انقلاب را تایید کردند و تعداد زیادی از آنها برای فشار به ایران، جامعه ما را طرد کردند. اما باوری که کارگران پس از انقلاب به آن رسیده بودند، آنقدر در آنها ریشه دوانده بود که دیگر کمبود یک قطعه یدکی در کارخانههای تولیدی مسئلهساز نمیشد. برای مثال در صنعت خودروسازی بسیاری از قطعات در داخل کشور ساخته شدند، رویههای تولید صنعتی عوض شدند و همه تلاشها متوجه تقویت تولید داخلی شد، چراکه جامعه کارگری ایران (یعنی تمام کسانی است که در کشور مشغول به کار مولد هستند)، میدانست که تنها باید روی پای خود بایستد. اکنون 37 سال از آن دوران میگذرد و شاید هنوز هم بسیاری از جهانیان نتوانند تبیین کنند که ایران چگونه روی پای خود ایستاد.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




