روایت 37 سال همراهی

روایت 37 سال همراهی

رضا سخاوت

در بررسی چرایی و چگونگی رخدادهای بزرگی چون انقلاب‌هایی که روند تاریخی یک کشور را تحت تاثیر قرار می‌دهند، باید جنبه‌ها و مولفه‌ها و متغیرهای مختلف را با نگاهی موشکافانه و در بستری تاریخی شناسایی و تحلیل و وزن‌دهی کرد. انقلاب اسلامی ایران که این روزها سی‌وهفتمین سالروز پیروزی آن را جشن می‌گیریم، یکی از مهم‌ترین رخدادهای قرن بیستم بود که نه‌تنها بر ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران، بلکه بر روند بسیاری از رویدادهای منطقه و جهان تاثیری شگرف گذاشت. انقلابی که می‌توان در بررسی نقش گروه‌ها و متغیرهای مختلف در شکل‌گیری و پیروزی آن، رویکردهای تحلیلی مختلفی را در پیش گرفت، اما مهم این است که این انقلاب ثمره همگرایی نیروها و متغیرهای مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بود که با خواست و عزم مشترک ملی و با پشتوانه رهبری امام خمینی (س) به سرمنزل مقصود رسید. با این ‌حال مفاهیمی چون کارگر، جامعه کارگری، تولید و نیروی کار قرابتی تاریخی با مفهوم انقلاب در سده‌های اخیر داشته‌اند؛ قرابتی که در تبیین آن درخصوص انقلاب اسلامی ایران باید کمی از ماهیت اقتصادی آن دور شد و به مولفه‌هایی چون اعتقادات دینی و ظلم‌ستیزی تاریخی شیعی نزدیک شد.
 
 کارگران، طبقه‌ای که شاه را مبهوت کردند
پیروزی انقلاب اسلامی ایران از همکاری و تعامل گروه‌ها و طبقات مختلف اجتماعی به روز تاریخی دوازده بهمن 1357 رسید. گروه‌هایی که یکی از تاثیرگذارترین آن‌ها جامعه کارگری و نیروهای مولد و به‌طور کلی نیروی کار و تولید کشور بود. نیرویی که تا 5 سال پیش از آن از سوی رژیم وقت و در تبلیغات داخلی و خارجی که حول مشروعیت حکومت انجام می‌شد یکی از پشتوانه‌های اصلی حمایتگر حکومت معرفی شده بود. تا آنجا که شاه با تکیه بر چنین ادعایی حکومت خود را خدشه‌ناپذیر می‌دانست و سعی در هدایت مسیر کارگران به سمت دلخواه خود داشت. شاه خود را به قدری دلگرم به حمایت کارگران می‌دانست که در مصاحبه‌ای در خرداد 1357 ادعا کرده بود: «هیچ‌کس نمی‌تواند مرا سرنگون کند، زیرا 700 هزار نظامی، کارگر و اکثر مردم پشتیبان من هستند!» ادعایی که جریان قدرتمند تولید با خاموش کردن دستگاه‌ها و خطوط تولید نشان دادند بخشی از همان توهم تاریخی دیکتاتوری بوده که یکی از مهم‌ترین اقشار اجتماعی کشور یعنی جامعه کارگری و نیروهای مولد کشور را نشناخته است. اگرچه در بازه زمانی 1342 تا 1355 تحت تاثیر پروژه مدرن‌سازی جامعه و افزایش جهانی بهای نفت و درآمدهای رژیم پهلوی، دستمزدها و مزایای کارگران به شکل بی‌سابقه‌ای مورد توجه قرار گرفت، اما ریشه‌های دینی همراهی آن‌ها با انقلاب از یک سو و مشکلات اقتصادی ناشی از تورم اقتصادی و کاهش درآمدهای نفتی که از سال 56 گریبان اقتصاد را گرفت از سوی دیگر، باعث شد تا آن‌ها به جریان قدرتمند انقلاب بپیوندند و این همراهی به موتور محرکه جدیدی برای سرنگونی شاه تبدیل شد. همراهی که حکومت و در راس آن شاه را مبهوت کرد. چراکه طی سال‌ها از طریق تبلیغات رسانه‌ای طبقه کارگر به‌عنوان نماد صنعتی‌سازی غربی در ایران معرفی شده بود؛ طبقه‌ای که برخلاف پیش‌بینی رژیم در همراهی با حرکت عظیم مردمی که یکی از باشکوه‌ترین انقلاب‌های قرن را رقم زد تردید به خود راه ندادند.
 
 دلایلی برای یک همراهی تاریخی
ماهیت استکباری و استبدادی حکومتی غیردموکراتیک و خاستگاه مذهبی انقلاب اسلامی، برای همراهی اکثر اقشار و گروه‌های اجتماعی انگیزه مناسبی بود. اما در تبیین نقش همراهی نیروی کار و تولید با انقلاب می‌توان مشخص‌تر و دقیق‌تر به برخی مولفه‌های خاص پرداخت. تورم یکی از نتایج ناگزیر سیاست‌های اشتباه پهلوی در مواجهه با ثروت بادآورده درآمد نفت بود. تورم اقتصادی با بحران اقتصادی از حدود سال 1356 عمیق‌تر شد. این موضوع باعث شده بود هزینه زندگی که در سال 1354 تنها 9/9 درصد افزایش داشت، در سال 1355 به 6/16 درصد و در 1356 به 1/25 درصد برسد و از افزایش دستمزد کارگران، جز نمایش و ظاهری صرف چیزی باقی نماند. تورم باعث شد دولت با تعیین سقف معینی برای افزایش دستمزدها و لغو پاداش‌های سالانه، به‌تدریج در نیمه‌های تابستان 1356 کاهش حقوق و دستمزدها را شروع کند، طی سال‌های 1355 تا اواخر 1356 شمار بیکاران از صفر به 400 هزار نفر برسد و حقوق‌ها حدود 30 درصد کاهش یابد. از این ‌رو فشار اقتصادی بر شانه‌های کارگران عزم آن‌ها را برای پی بردن انقلاب تا پیروزی نهایی جزم‌تر کرد.
اما آنچه بیش از هر متغیر دیگری در تبیین نقش نیروی کار و تولید در همراهی با انقلاب اسلامی مورد توجه است، ریشه‌های فرهنگی و مذهبی این طبقه است. در سال‌های پیش از انقلاب، کارگران ایران به دلایل زیادی از سیاست‌های فرهنگی شاه ناراضی بودند. کارگران بیش از آنکه از سیاست‌های پهلوی تاثیر بپذیرند، تحت تاثیر باورهای دینی و اعتقادی و پیشینه خود بودند. کارگرانی که مدت زیادی نبود به شهرها مهاجرت کرده بودند، همچنان تحت تاثیر فرهنگ دیرین خود به‌ویژه احترام به مرجعیت و روحانیت بودند. ریشه‌ای قوی که به‌عنوان مهم‌ترین نیروی پیش‌برنده یک همراهی ملی متجلی شد و در اعتصابات کارگری و تظاهرات مردمی خود را به رخ رژیم پهلوی کشید. هیچ مفهومی به اندازه مذهب به طبقه کارگر و کارگزاران تولید برای پیوستن به انقلاب کمک نمی‌کرد. طبقه کارگر، خاصه کارگران مهاجر از روستاها، با توسعه شتابان در عصر پهلوی مشکلات بنیادین به لحاظ روحی و اعتقادی داشتند، چراکه این توسعه بر مبنایی حرکت می‌کرد که نوک حمله تغییرات آن به سمت مفهوم زندگی دینی و سنتی بود که به طور کامل در زندگی طبقات محروم جریان داشت و فرد برآمده از آن تمام وجوه زندگی خود را بر آن مبنا بنا می‌نهاد. از طرفی مساجد هم به‌عنوان یک نهاد و هم محلی برای عبادت و همایش‌های مذهبی، نقش مهمی در پیروزی انقلاب داشتند. از آنجا که سرکوب منظم مسجد و مردمِ درون آن برای حکومت غیرعملی بود، مسجدها امتیازاتی را در اختیار انقلابیون قرار می‌دادند که دیگر مکان‌ها فاقد آن بودند. بنابراین احساسات مذهبی کارگران و همچنین مشکلات صنفی آنان و تقابل سبک زندگی کارگران با حاکمیت در مساجد که یکی از اماکن سنتی گردهمایی این طبقه بود تقویت شد، تا آنجا که بعد از واقعه 17 شهریور، حرکت‌های کارگری از گستردگی بیشتری برخوردار شد. در این فاصله، تعامل بین کارگران و روحانیون تقویت شد. به طور مثال، جامعه روحانیت آبادان درباره همبستگی کارگران صنعت نفت با نهضت اسلامی، اعلامیه‌ای صادر کردند که با این جمله شروع می‌شد: «درود و سلام خدا بر کارگران قهرمان و ازجان‌گذشته صنعت نفت.» تعاملی که می‌توان آن را شاه‌بیت همراهی یکی از تاثیرگذارترین طبقات اجتماعی-اقتصادی کشور در پیروزی انقلاب بهمن 57 دانست. همراهی که بعد از گذشت 37 سال کماکان با پیوندی قدرتمندتر ادامه دارد و دستاوردهای جامعه کار و تولید کشور در همه این سال‌ها مهر تاییدی بر آن است.
همراهی و نقش جامعه کار با انقلاب بیش از هرچیز نشان‌دهنده شکست رژیم پهلوی در تطمیع این بخش از جامعه بود. با نگاهی به عوامل ورود کارگران و کارفرمایان به انقلاب اسلامی ایران، می‌توان گفت اقدامات شاه در قبال کارگران نه‌تنها موجب گسترش حمایت از او نشد، بلکه موجب گسترش نارضایتی‌هایی در بین کارگران شد که مقدمه مبارزات آنان در انقلاب ایران بود. هرچند شاه فکر می‌کرد کارگران از اقدامات اقتصادی او بهره‌مند شده‌اند، اعتراضات و اعتصابات کارگران و بیان کمبودهای اقتصادی کارگران نشانه شکست سیاست‌های اقتصادی شاه در قبال کارگران بود. این موضوع همچنین در قبال عامل فرهنگی این همراهی هم دلالت دارد. همراهی کارگران به رهبری امام خمینی (س)، به‌عنوان رهبری دینی، بهترین نشانه است از ناکامی شاه در سیاست‌های فرهنگی‌اش در قبال کارگران. کارگرانی که هنوز هم براساس باورهای دینی خود در همه سال‌هایی که تحریم و فشار اقتصادی زندگی را بر آن‌ها سخت کرده بود یک قدم از آرمان‌های این انقلاب عقب ننشستند.
ارسال دیدگاه