عکس نوشت
دستها روایتگر ساختناند. راوی صدیق آرزوها و دردها و رنجها و نوازشها... دستهایی در احاطه سفیدی؛ سفیدی گچ و آهک در معدنی در دوردستها و به دور از قیلوقال شهر. کارگری سنگی را بغل زده، زندگی را پیش رو گرفته و سختیهای زندگی پیش رویش را سنگ به سنگ روی هم تلنبار و آسیاب میکند. گاهی هم سختیها سختتر از آناند که خرد شوند و جایی رد زخمشان میماند. این کارگر معدن گچ و آهک و هزاران کارگر دیگر رزق و روزیشان را از این دستهای زمخت و زخمگرفته اما سرشار از امید میگیرند، دستهایی که بیادعا و سربهزیر، به دور از سهمخواهی و عافیتطلبی کار میکنند... کار به معنای واقعی آن. این دستها را قدر بدانیم. آنها عصاره کار در زمانه انتظارات و ادعاهای بیپایاناند.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




