سرمایه جهانی  و اعتماد به ایران 

سرمایه جهانی  و اعتماد به ایران 

مهدی آزادواری رئیس انجمن سرمایه‌گذاری‌های مشترک ایرانی


در منظومه رقابت‌های نوین جهانی، جذب سرمایه خارجی تنها یک انتخاب اقتصادی نیست، بلکه میدانی راهبردی برای اثبات پیش‌بینی‌پذیری و بلوغ نهادی کشورهاست. سرمایه، به اقتضای طبع هوشمند خود، همواره به سوی مرزهایی روانه می‌شود که در آن‌ها شفافیت با ثبات پیوندی دیرینه داشته باشد. ایران در این میان، با تکیه بر موقعیت ممتاز جغرافیایی و ثروت‌های نهفته، در آستانه جهشی ایستاده است که تحقق آن بیش از هر چیز به بازتعریف پیوند میان امنیت سرمایه و الزامات بین‌المللی وابسته است. در فضایی که پایتخت‌های جهان برای تصاحب سهم بیشتری از جریان نقدینگی بین‌المللی در رقابتی تنگاتنگ قرار دارند، ایران ناگزیر است محیطی را ترسیم کند که در آن اعتماد، نه یک متغیر گذرا، بلکه ستون اصلی تعاملات بلندمدت با جهان باشد.
از منظر ساختاری، ایران سنتزی کم‌نظیر از مواهب خدادادی و سرمایه انسانی فرهیخته را در اختیار دارد که فراتر از ذخایر عظیم هیدروکربوری و کانی‌های فلزی است. دسترسی به مسیرهای ترانزیتی راهبردی و بازاری هشتاد میلیونی، در کنار بالندگی شرکت‌های نوآور و دانش‌بنیان، تصویری از اقتصادی را ارائه می‌دهد که دیگر تنها به منابع زیرزمینی متکی نیست. این ظرفیت‌های ژئوپلیتیک و خرد انسانی، بستری مهیا برای سرمایه‌گذاری در حوزه‌هایی مانند پتروشیمی، انرژی‌های سبز و اقتصاد دیجیتال فراهم آورده است. در واقع، هم‌افزایی میان موقعیت ممتاز سرزمینی و نسل جوان تحصیلکرده، استعدادی شگرف برای تبدیل شدن به قطب نوآوری منطقه را نوید می‌دهد؛ مشروط به اینکه این پتانسیل‌ها در ظرفی از دیپلماسی اقتصادی فعال و ساختارهای حمایتی کارآمد قرار گیرند تا ثمره آن به توسعه پایدار بینجامد.
با این همه، شکافی تأمل‌برانگیز میان این توانمندی‌های بالقوه و واقعیت‌های عینی جذب سرمایه به چشم می‌خورد که ریشه در تنگناهای ساختاری و فشارهای فرامتنی دارد. انسداد مسیرهای بانکی ناشی از تحریم‌های بین‌المللی، نخستین و بزرگ‌ترین مانع در برابر تسهیل تبادلات مالی و امنیت انتقال سرمایه به شمار می‌رود. افزون بر این، نوسانات مکرر در سیاست‌گذاری‌های کلان و بی‌ثباتی در مقررات ارزی و مالیاتی، افق دید سرمایه‌گذاران را تیره کرده و پیش‌بینی‌پذیری را که جوهره اصلی فعالیت اقتصادی است، سلب می‌کند. پیچیدگی‌های فرساینده اداری و ابهام در سازوکارهای صدور مجوز نیز مزید بر علت شده تا هزینه‌های ورود به بازار ایران افزایش یابد. در غیاب ثبات رویه در حکمرانی اقتصادی، حتی غنی‌ترین منابع نیز نمی‌توانند به تنهایی جذابیت لازم را برای جلب اعتماد شرکت‌های بزرگ بین‌المللی فراهم آورند.
بازگشت ایران به نقشه سرمایه‌گذاری جهانی، نیازمند اصلاحات بنیادین محیط کسب‌وکار است. جذب سرمایه، بیش از مزیت‌ها، به تقویت نهادهای مالکیت، شفافیت و ثبات قواعد بازی وابسته است. ایران با تکیه بر ثبات‌افزایی و تنش‌زدایی می‌تواند مقصدی امن و راهبردی شود.  
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه