بن‌بست مالی صندوق‌های بازنشستگی جهان

بن‌بست مالی صندوق‌های بازنشستگی جهان

امین مازندرانی روزنامه نگار

 بحران صندوق‌های بازنشستگی دیگر مسئله‌ای صرفاً فنی، محدود به جداول بیمه‌ای یا هشدارهای کارشناسی در حاشیه گزارش‌های تخصصی نیست؛ این بحران اکنون به یکی از کانونی‌ترین مسائل اقتصاد معاصر بدل شده و هم‌زمان بر ثبات مالی دولت‌ها، تعادل بودجه‌های عمومی، امنیت معیشتی بازنشستگان و افق آینده میلیون‌ها شاغل سایه افکنده است. تجربه جهانی نیز نشان می‌دهد که این وضعیت منحصر به اقتصادهای بحران‌زده یا کشورهای در حال توسعه نیست؛ حتی پیشرفته‌ترین نظام‌های رفاهی جهان نیز در سال‌های اخیر با فشار سنگین سالمندی جمعیت، تورم، بازنشستگی‌های زودهنگام و ناترازی منابع و مصارف صندوق‌ها روبه‌رو بوده‌اند. از همین منظر، رجوع به گزارش معتبر «چشم‌انداز بازنشستگی» سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) نه صرفاً یک مرور تطبیقی، بلکه تلاشی برای فهم عمیق‌تر یکی از پیچیده‌ترین بن‌بست‌های سیاست‌گذاری اجتماعی در روزگار ماست. انتخاب نسخه ۲۰۲۳ این گزارش نیز تصادفی نیست؛ این گزارش در متن یکی از پرتلاطم‌ترین دوره‌های اقتصادی جهان، در سایه پیامدهای پساکرونا و جنگ اوکراین، نوشته شده و دقیقاً بر دو گره‌ای انگشت می‌گذارد که امروز برای صندوق‌های بازنشستگی ایران نیز حیاتی‌اند: مهار اثرات تورم مزمن و بازاندیشی در بازنشستگی‌های پیش‌ازموعد. آنچه در این گزارش می‌خوانیم، می‌تواند برای سیاست‌گذار ایرانی نه فقط یک تجربه بین‌المللی، بلکه هشداری راهگشا و نسخه‌ای فوری برای عبور از یک تنگنای تاریخی باشد.

در تنگنای تعهدات پایدار
بحران صندوق‌های بازنشستگی دیگر مسئله‌ای صرفاً فنی و محصور در جداول اکچوئری یا پیوست‌های محاسباتی گزارش‌های تخصصی نیست؛ این بحران به یکی از گره‌های راهبردی اقتصاد معاصر بدل شده و مستقیماً ثبات مالی دولت‌ها، پایداری بودجه‌های عمومی، امنیت معیشتی بازنشستگان و افق اطمینان نسل شاغل را تحت تأثیر قرار داده است. شکاف میان منابع و مصارف صندوق‌ها، در بسیاری از کشورها از یک ناترازی تدریجی به یک هشدار ساختاری تبدیل شده است. تجربه جهانی نشان می‌دهد حتی پیشرفته‌ترین نظام‌های رفاهی نیز از فشار هم‌زمان سالمندی جمعیت، تورم‌های کم‌سابقه، بازنشستگی‌های پیش‌ازموعد و کاهش نسبت پشتیبانی در امان نمانده‌اند.
در چنین زمینه‌ای، رجوع به گزارش «چشم‌انداز بازنشستگی» سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) صرفاً یک مقایسه تطبیقی نیست، بلکه کوششی برای فهم صورت‌بندی نوین این بحران است. انتخاب نسخه ۲۰۲۳ نیز آگاهانه است؛ گزارشی که در میانه طوفان تورمی پساکرونا و پیامدهای جنگ اوکراین تدوین شد و دو محور کلیدی را برجسته ساخت: مهار آثار تورم بر مستمری‌ها بدون فروپاشی مالی صندوق‌ها، و بازاندیشی در سیاست‌های بازنشستگی زودهنگام. برای سیاست‌گذار ایرانی، این گزارش نه یک متن نظری، بلکه نقشه راهی عملی برای مواجهه با تنگنایی تاریخی است؛ تنگنایی که تعلل در اصلاح آن، هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی سنگین‌تری در پی خواهد داشت.

رؤیای بازنشستگی پیش‌ازموعد
در کالبدشکافی بحران‌های بیمه‌ای، مواجهه با پرونده «مشاغل سخت و زیان‌آور» همواره یکی از پیچیده‌ترین گره‌های سیاست‌گذاری بوده است. در نظام رفاهی ایران، این عنوان قانونی در سالیان اخیر به مجالی برای خروج زودهنگام از چرخه تولید بدل شده که بار مالی سنگینی را بر دوش صندوق‌های بازنشستگی تحمیل می‌کند. با این حال، گزارش «چشم‌انداز بازنشستگی» سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، این رویکرد را یک سیاست منسوخ می‌داند؛ منطقی که معتقد است جبران آسیب‌های محیط کار با اعطای استراحت زودهنگام در دوران پیری، نه تنها تداوم سلامت نیروی کار را تضمین نمی‌کند، بلکه عملاً به معنای فرسایش منابعی است که باید صرف رفاه پایدار بازنشستگان شود.
گزارش OECD با شفافیت تمام بر این نکته پافشاری دارد که سیاست‌گذار باید مسیر را از «توزیع مستمری» به سمت «پیشگیری از آسیب» تغییر دهد. در این پارادایم نوین، بار اصلی مسئولیت متوجه کارفرمایان است تا منابع خود را نه صرف پرداخت هزینه‌های گزاف خروج نیروی کار، بلکه معطوف به ایمن‌سازی محیط کار و ارتقای استانداردهای فنی کنند. اما در صورتی که ماهیت فعالیت شغلی ذاتاً فرسایشی باشد، راهکار منطقی نه خروج کامل فرد از عرصه اقتصاد در اوج دوران فعالیت، بلکه تسهیل «جابه‌جایی شغلی» است. سیاست‌گذار باید با ایجاد بسترهای بازآموزی، امکان گذار نیروی کار از فعالیت‌های پرفشار به سمت وظایف سبک‌تر، اداری یا مدیریتی را فراهم آورد. بدین ترتیب، نیروی کار به‌جای آنکه به سرباری بر خزانه‌ی صندوق‌ها بدل شود، همچنان به عنوان سرمایه‌ای فعال و ارزشمند، در چرخه‌ی تولید کشور باقی خواهد ماند. این گذار از بازنشستگیِ زودهنگام به تداوم اشتغالِ هوشمند، کلید نجاتِ صندوق‌ها از بن‌بست کنونی است.

جراحی سن بازنشستگی
افزایش امید به زندگی، در کنار کاهش نسبت شاغلان به بازنشستگان، معادله پایداری صندوق‌های بازنشستگی را در سراسر جهان دگرگون کرده است. امروز تقریباً همه کشورها با یک واقعیت ساده اما تعیین‌کننده روبه‌رو هستند: شمار کسانی که حق بیمه می‌پردازند، دیگر تناسب گذشته را با جمعیتی که مستمری دریافت می‌کند ندارد. گزارش OECD نشان می‌دهد در چنین وضعیتی، افزایش سن بازنشستگی، با وجود همه مقاومت‌های اجتماعی و سیاسی، به یکی از ناگزیرترین ابزارهای نجات صندوق‌ها بدل شده است؛ تا آنجا که میانگین سن بازنشستگی در بسیاری از کشورها به ۶۶ و حتی ۶۸ سال نزدیک می‌شود.
منطق این اصلاحات نیز پیچیده نیست. صندوقی که باید برای فردی با عمر ۸۰ سال، دهه‌ها مستمری بپردازد، نمی‌تواند تنها بر پایه سال‌های محدود پرداخت حق بیمه پایدار بماند. اگر ورودی و خروجی با یکدیگر هم‌خوان نباشند، نظام بازنشستگی دیر یا زود به مرز بحران می‌رسد. در ایران نیز آغاز اصلاحات سنی، هرچند گامی ضروری است، بدون گفت‌وگویی صریح با افکار عمومی به نتیجه نخواهد رسید. شاغلان باید بدانند افزایش سن بازنشستگی، مجازاتی اداری نیست؛ تدبیری دشوار اما ضروری است تا اطمینان یابند در سالخوردگی، صندوقی برای پرداخت مستمری همچنان پابرجا خواهد بود. 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه