پایان بنگاهداری  در مدل مالزی

پایان بنگاهداری  در مدل مالزی


تصور کنید مدیر صندوق بازنشستگی هستید که بیشتر ساعات روز خود را درگیر حل مشکلات اجرایی و منابع انسانی ده‌ها بنگاه و شرکت مختلف می‌کنید. زنجیره پیچیده «بنگاهداری مستقیم» در این ساختار، بر هر تصمیم و تدوین استراتژی سایه می‌افکند و انرژی مدیریتی را به شدت کاهش می‌دهد. این چالش برای بسیاری از تصمیم‌گیران حوزه تأمین اجتماعی در کشور ما ملموس و آشناست و بارها به عنوان سد راه پیشرفت، مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. 
البته در مسیر جست‌وجوی راهکارهای مناسب، باید نگاهی به تجربه‌هایی انداخت که از دل اقتصادهای در حال توسعه و دارای اشتراک ساختاری با ایران برخاسته‌اند و با تغییر رویکردی هوشمندانه موفق شدند مسیری پایدار برای صندوق‌های خود تعریف کنند.
یکی از نمونه‌های برجسته، صندوق ذخیره کارکنان مالزی است؛ نهادی که در کشور در حال توسعه‌ای با منابع انرژی قابل توجه و بخش عمومی مقتدر، خود را به عنوان یکی از پیشگامان کارآمدی صندوق در سطح جهان تثبیت کرده است. راز موفقیت آن‌ها در مسیر خروج تدریجی از تصدی‌گری مستقیم شرکت‌ها و ورود به عرصه مدیریت سرمایه نهادی نهفته است. 
آن‌ها به جای درگیر شدن در امور روزانه بنگاه‌های اقتصادی، مدیریت پویای سرمایه در سهام و بازارهای مالی را در دستور کار قرار داده‌اند؛ مدل کاری که چابکی بالا و تمرکز بر حفظ و افزایش ارزش دارایی‌ها دارد.
این تغییر بنیادین به این معناست که صندوق بازنشستگی مالزی اگر مشاهده کند بهره‌وری شرکتی کاهش یافته، به جای صرف انرژی زیاد و تحمل هزینه اصلاحات ساختاری، حقوق سهامداری خود را حفظ و با ترکیب مطمئن‌تری در سبد سرمایه‌گذاری، سودآوری صندوق و به دنبال آن رفاه بازنشستگان را تضمین ‌کند. 
این غایت، یعنی متمرکز ماندن بر وظیفه اصلی صندوق که همان حفظ دارایی‌های مستمری‌بگیران است، به طرزی هوشمندانه و مثال‌زدنی مدیریت می‌شود و از ورود به حوزه‌های پیچیده عملیاتی جلوگیری می‌کند. مؤلفه مهم دیگر در کار این صندوق، سیاست تدافعی آن‌ها در برابر تورم است. صندوق مالزی بر مبنای قانونی نانوشته، تلاش دارد هر سال سود خود را حداقل دو درصد بالاتر از نرخ تورم تضمین کند تا قدرت خرید بازنشستگان حفظ شود. این هدف با تنوع‌بخشی استراتژیک در کلاس‌های مختلف دارایی و بازارهای متنوع به دست آمده است.  مدیران مالی این صندوق به خوبی دریافته‌اند که تمرکز بیش از حد سرمایه در یک بازار منفرد، صندوق را در برابر نوسانات آسیب‌پذیر می‌کند؛ بنابراین با تدوین سبدی متوازن، سپری قوی در برابر خطرات اقتصادی شکل داده‌اند.
بازخوانی و واکاوی این مدل موفق می‌تواند افق‌های روشن‌تری در برابر مدیران و تصمیم‌گیران صندوق‌های ما بگشاید. عبور از سازوکارهای بنگاهداری مستقیم و بازتعریف نقش صندوق‌ها به عنوان سرمایه‌گذار نهادی، دستاوردی راهبردی و واقع‌بینانه است که همسو با روند جهانی و نیازهای امروز اقتصادهای در حال توسعه به شمار می‌آید.  تجربیات کوالالامپور به ما می‌آموزد که اصلاحات ساختاری و متقن، حتی در شرایط پیچیده و شرایط متغیر اقتصادی قابل دستیابی و سرشار از نتایج مثبت است؛ نشان از آنکه مسیر تحول صحیح، علاوه بر رفع گره‌های کوتاه‌مدت، می‌تواند پایه‌های صندوق‌های بازنشستگی را مستحکم‌تر سازد و ثبات مالی را تضمین کند.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه