پایان واسطهگری امارات در تجارت ایران
عطا بهرامی کارشناس اقتصادی
در شرایطی که فشارهای ژئوپلیتیکی و محدودیتهای دریایی به یکی از ابزارهای اصلی مهار اقتصادها تبدیل شده، بازاندیشی در مسیرهای تجارت خارجی برای ایران بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. واقعیت آن است که اتکای بیش از اندازه به بنادر جنوبی و مسیرهای دریایی، اقتصاد کشور را در برابر انواع فشارهای خارجی آسیبپذیر کرده است. از اینرو، فعالسازی کریدورهای زمینی و ریلی ــ بهویژه در پیوند با شبکههای حملونقل آسیایی ــ نهتنها یک گزینه توسعهای، بلکه ضرورتی راهبردی برای افزایش تابآوری اقتصادی به شمار میرود. در این میان، سیاست چین در گسترش کریدورهای ریلی بینالمللی فرصتی کمنظیر فراهم آورده است تا ایران بتواند جایگاه جغرافیایی خود را در شبکه تجارت منطقهای و فرامنطقهای بازتعریف کند.
در جهان چندقطبی امروز، کشورها ناگزیرند مجموعهای متنوع از ابزارها و مسیرهای تعامل اقتصادی در اختیار داشته باشند تا بتوانند در برابر محدودیتها و تحریمها انعطافپذیر باقی بمانند. تجارت جهانی دیگر به یک مسیر واحد وابسته نیست و کشورهایی که از مزیتهای جغرافیایی برخوردارند، میتوانند با حضور فعال در کریدورهای بینالمللی، نقش مؤثرتری در زنجیرههای تأمین ایفا کنند.
ایران نیز به دلیل دسترسی همزمان به آسیای مرکزی، قفقاز، شبهقاره و خلیج فارس، ظرفیت آن را دارد که به یکی از گرههای مهم حملونقل زمینی و ریلی در منطقه بدل شود. با این حال، بررسی وضعیت موجود نشان میدهد بخش قابلتوجهی از چالشهای لجستیکی کشور نه به کمبود زیرساخت، بلکه به پیچیدگیهای اداری، تصمیمگیریهای چندلایه و موانع داخلی بازمیگردد؛ موانعی که در صورت اصلاح، بسیاری از گلوگاههای عملیاتی را بهطور طبیعی برطرف خواهد کرد.
در دهههای گذشته بخش مهمی از تجارت خارجی ایران بهطور غیرمستقیم از مسیر بنادر امارات انجام شده، در حالی که بخش قابلتوجهی از کالاهای وارداتی از همان ابتدا از مبدأ چین بارگیری میشدند. این واقعیت پرسشی اساسی را مطرح میکند: چرا تجارتی که میتوانست بهصورت مستقیم میان تهران و پکن انجام شود، سالها از مسیر واسطهها عبور کرده است؟
تجربه جهانی نشان میدهد بسیاری از کشورها روابط تجاری خود با چین را بدون واسطه و با بهرهگیری از سازوکارهای مالی اختصاصی این کشور توسعه دادهاند. در چنین چارچوبی، حذف حلقههای واسطه نهتنها هزینههای لجستیکی را کاهش میدهد، بلکه امکان بهرهگیری از مسیرهای مستقیم زمینی و ریلی را نیز فراهم میکند؛ مسیری که هزینههایی مانند تخلیه و بارگیری مجدد کالا در بنادر واسطه را حذف کرده و مزیت رقابتی قابل توجهی ایجاد میکند.
پیوستن به سامانه پرداخت بینبانکی فرامرزی چین (CIPS) میتواند گامی مؤثر در کاهش وابستگی به دلار و واسطههای منطقهای باشد.
در جهان چندقطبی امروز، کشورها ناگزیرند مجموعهای متنوع از ابزارها و مسیرهای تعامل اقتصادی در اختیار داشته باشند تا بتوانند در برابر محدودیتها و تحریمها انعطافپذیر باقی بمانند. تجارت جهانی دیگر به یک مسیر واحد وابسته نیست و کشورهایی که از مزیتهای جغرافیایی برخوردارند، میتوانند با حضور فعال در کریدورهای بینالمللی، نقش مؤثرتری در زنجیرههای تأمین ایفا کنند.
ایران نیز به دلیل دسترسی همزمان به آسیای مرکزی، قفقاز، شبهقاره و خلیج فارس، ظرفیت آن را دارد که به یکی از گرههای مهم حملونقل زمینی و ریلی در منطقه بدل شود. با این حال، بررسی وضعیت موجود نشان میدهد بخش قابلتوجهی از چالشهای لجستیکی کشور نه به کمبود زیرساخت، بلکه به پیچیدگیهای اداری، تصمیمگیریهای چندلایه و موانع داخلی بازمیگردد؛ موانعی که در صورت اصلاح، بسیاری از گلوگاههای عملیاتی را بهطور طبیعی برطرف خواهد کرد.
در دهههای گذشته بخش مهمی از تجارت خارجی ایران بهطور غیرمستقیم از مسیر بنادر امارات انجام شده، در حالی که بخش قابلتوجهی از کالاهای وارداتی از همان ابتدا از مبدأ چین بارگیری میشدند. این واقعیت پرسشی اساسی را مطرح میکند: چرا تجارتی که میتوانست بهصورت مستقیم میان تهران و پکن انجام شود، سالها از مسیر واسطهها عبور کرده است؟
تجربه جهانی نشان میدهد بسیاری از کشورها روابط تجاری خود با چین را بدون واسطه و با بهرهگیری از سازوکارهای مالی اختصاصی این کشور توسعه دادهاند. در چنین چارچوبی، حذف حلقههای واسطه نهتنها هزینههای لجستیکی را کاهش میدهد، بلکه امکان بهرهگیری از مسیرهای مستقیم زمینی و ریلی را نیز فراهم میکند؛ مسیری که هزینههایی مانند تخلیه و بارگیری مجدد کالا در بنادر واسطه را حذف کرده و مزیت رقابتی قابل توجهی ایجاد میکند.
پیوستن به سامانه پرداخت بینبانکی فرامرزی چین (CIPS) میتواند گامی مؤثر در کاهش وابستگی به دلار و واسطههای منطقهای باشد.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




