کارگران و رسالت پایداری تولید
حاتم شاکرمی معاون اسبق وزیر کار
روز جهانی کارگر تنها یک مناسبت تقویمی ساده نیست؛ فرصتی است برای بازخوانی نقش بنیادین نیروی کاری که ستونهای اصلی تولید، خدمات و پیشرفت کشور بر دوش او استوار است. کارگران ایران در سالهای اخیر، بهویژه در مقاطع دشوار اقتصادی و نیز در روزهایی که کشور با فشارها و تهدیدهای خارجی مواجه بوده، نشان دادهاند که پایداری اقتصاد ملی بدون حضور مسئولانه و ایثارگرانه آنان ممکن نیست. استمرار کار در کارخانهها، کارگاهها و مراکز خدماتی، حتی در شرایطی که نگرانی و نااطمینانی بر فضای عمومی سایه میافکند، پیامی روشن برای جامعه به همراه داشته است: چرخ تولید باید بچرخد و بنیان اقتصاد ملی نباید از حرکت بازایستد. چنین حضوری جلوهای از تعهد اجتماعی و احساس مسئولیت تاریخی جامعه کارگری نسبت به سرنوشت کشور است.
جامعه کارگری ایران در چنین بزنگاههایی صرفاً یک نیروی شغلی تلقی نمیشود، بلکه بخشی از سرمایه اجتماعی و انسانی کشور به شمار میآید؛ سرمایهای که در کنار دولت و ملت، از ظرفیتهای ملی صیانت کرده و اجازه نداده روند تولید و خدمات دچار وقفه شود. در همین مسیر، یاد و خاطره کارگرانی که در راه آبادانی و توسعه کشور جان خود را از دست دادهاند، جایگاهی ویژه در حافظه جمعی جامعه دارد. شماری از این تلاشگران در جریان حوادث و حملات صورتگرفته علیه زیرساختها و واحدهای صنعتی به شهادت رسیدند؛ انسانهایی که حضورشان در خطوط تولید و صنعت، حلقهای از زنجیره استقلال اقتصادی کشور را شکل میداد و فقدانشان یادآور بهای سنگینی است که برای استمرار مسیر توسعه و خوداتکایی ملی پرداخت شده است.
با این همه، تکریم کارگر تنها به بزرگداشت یک روز در تقویم محدود نمیشود؛ عدالت در حوزه کار زمانی معنا مییابد که امنیت شغلی، معیشت پایدار، شرایط مناسب محیط کار و امکان برخورداری از یک زندگی شرافتمندانه بهعنوان اصولی پایدار در سیاستگذاریهای اقتصادی و اجتماعی نهادینه شود. تأکید بر «زیست عزتمندانه» برای نیروی کار، مفهومی فراتر از افزایش دستمزد است و مجموعهای از سیاستها را در بر میگیرد که به حفظ قدرت خرید، ثبات شغلی و آرامش خانوادههای کارگری میانجامد؛ مسیری که بدون همکاری منسجم دولت، مجلس و دیگر نهادهای تصمیمگیر به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
پایداری اشتغال و تداوم فعالیت بنگاههای اقتصادی، بهویژه در بخش بنگاههای کوچک و متوسط، در چنین شرایطی اهمیتی دوچندان مییابد. حمایت هدفمند از کسبوکارهای آسیبپذیر از طریق ابزارهایی چون یارانه دستمزد، معافیتهای مالیاتی و بیمهای، تسهیلات مالی ارزانقیمت و سیاستهای تسهیلگر میتواند به حفظ ظرفیتهای تولیدی کشور و صیانت از سفره کارگران کمک کند. هماهنگی میان دولت، تشکلهای کارگری و کارفرمایی نیز شرطی ضروری برای تحقق چنین رویکردی است.
جامعه کارگری ایران در چنین بزنگاههایی صرفاً یک نیروی شغلی تلقی نمیشود، بلکه بخشی از سرمایه اجتماعی و انسانی کشور به شمار میآید؛ سرمایهای که در کنار دولت و ملت، از ظرفیتهای ملی صیانت کرده و اجازه نداده روند تولید و خدمات دچار وقفه شود. در همین مسیر، یاد و خاطره کارگرانی که در راه آبادانی و توسعه کشور جان خود را از دست دادهاند، جایگاهی ویژه در حافظه جمعی جامعه دارد. شماری از این تلاشگران در جریان حوادث و حملات صورتگرفته علیه زیرساختها و واحدهای صنعتی به شهادت رسیدند؛ انسانهایی که حضورشان در خطوط تولید و صنعت، حلقهای از زنجیره استقلال اقتصادی کشور را شکل میداد و فقدانشان یادآور بهای سنگینی است که برای استمرار مسیر توسعه و خوداتکایی ملی پرداخت شده است.
با این همه، تکریم کارگر تنها به بزرگداشت یک روز در تقویم محدود نمیشود؛ عدالت در حوزه کار زمانی معنا مییابد که امنیت شغلی، معیشت پایدار، شرایط مناسب محیط کار و امکان برخورداری از یک زندگی شرافتمندانه بهعنوان اصولی پایدار در سیاستگذاریهای اقتصادی و اجتماعی نهادینه شود. تأکید بر «زیست عزتمندانه» برای نیروی کار، مفهومی فراتر از افزایش دستمزد است و مجموعهای از سیاستها را در بر میگیرد که به حفظ قدرت خرید، ثبات شغلی و آرامش خانوادههای کارگری میانجامد؛ مسیری که بدون همکاری منسجم دولت، مجلس و دیگر نهادهای تصمیمگیر به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
پایداری اشتغال و تداوم فعالیت بنگاههای اقتصادی، بهویژه در بخش بنگاههای کوچک و متوسط، در چنین شرایطی اهمیتی دوچندان مییابد. حمایت هدفمند از کسبوکارهای آسیبپذیر از طریق ابزارهایی چون یارانه دستمزد، معافیتهای مالیاتی و بیمهای، تسهیلات مالی ارزانقیمت و سیاستهای تسهیلگر میتواند به حفظ ظرفیتهای تولیدی کشور و صیانت از سفره کارگران کمک کند. هماهنگی میان دولت، تشکلهای کارگری و کارفرمایی نیز شرطی ضروری برای تحقق چنین رویکردی است.
ارسال دیدگاه




