اعلام دستمزد واقعی؛ پیش‌شرط رفاه نیمی از کشور

اعلام دستمزد واقعی؛ پیش‌شرط رفاه نیمی از کشور

مهناز بیرانوند روزنامه نگار

 موضوع دستمزد واقعی، سال‌هاست همچون خط باریکی میان حق و ناحق، مسیر رابطه کارگر و کارفرما و آینده صندوق‌های بیمه‌ای را از هم جدا کرده است؛ خطی که هرچه کمرنگ‌تر شود، سایه بی‌اعتمادی و فرسودگی بر پیکره تأمین‌اجتماعی سنگین‌تر می‌نشیند. اعلام مزد واقعی، نه یک امر اداری ساده، بلکه بنیانی برای محاسبات بیمه‌ای دقیق، تقویت منابع، کاهش فرار بیمه‌ای و تضمین آینده‌ای محترمانه برای میلیون‌ها بیمه‌پرداز محسوب می‌شود؛ زیرا حق‌بیمه صحیح همان سنگ‌بنای مستمری، امنیت شغلی و کیفیت خدمات رفاهی آینده است. واقعیت میدانی اما حکایت دیگری دارد؛ شکاف میان دریافتی واقعی و رقمی که در لیست‌های بیمه‌ای درج می‌شود، به پدیده‌ای فراگیر بدل شده و بخشی از کارگران را با آینده‌ای مبهم روبه‌رو کرده است. پرداختی‌های پنهان، قراردادهای دوگانه و ناآگاهی نیروی کار درباره آثار بلندمدت این عدم شفافیت، مسیر پایداری صندوق‌های بیمه‌ای را با مانع مواجه می‌کند و حتی محاسبه مستمری بازنشستگی، مقرری بیکاری و حمایت‌های درمانی را به سمت کاهش سوق می‌دهد. تلاش‌های اخیر تأمین‌اجتماعی برای اطلاع‌رسانی بهتر، شفاف‌سازی فرایند بیمه‌پردازی و ارسال پیامک‌های ماهانه به بیمه‌شدگان، گامی برای روشن‌تر کردن این میدان پیچیده است؛ میدانی که حل چالش‌های آن نیازمند همراهی کارفرمایان، افزایش آگاهی کارگران و تکیه بر محاسبات دقیق بیمه‌ای است تا آینده رفاه و امنیت شغلی، بر پایه واقعیت مزد و نه سایه‌ای از آن بنا شود.

کارگران و دستمزد مزد پنهان
قوانین کار و تأمین‌اجتماعی بر ثبت قراردادهای واقعی و پرداخت حق‌بیمه بر مبنای تمام مزایای دریافتی نیروی کار تأکید دارند؛ تأکیدی که اگر جدی گرفته نشود، ساختار بیمه‌ای و رفاهی کشور را در معرض فرسایش خاموش قرار می‌دهد. روندهای میدانی نشان می‌دهد کم‌اعلام کردن حقوق، به رویه‌ای ریشه‌دار در بخشی از کارگاه‌ها بدل شده و نوعی دوگانگی میان آنچه پرداخت می‌شود و آنچه به سازمان‌های بیمه‌گر گزارش می‌شود، شکل گرفته است؛ واقعیتی تلخ که امنیت معیشتی میلیون‌ها کارگر را به‌ویژه در دوره بازنشستگی نشانه می‌رود و رکنی از اعتماد متقابل میان کارگر، کارفرما و صندوق بیمه‌ای را مخدوش می‌کند.
تصویری که از کارگاه‌ها به دست می‌آید، حکایت از آن دارد که شمار قابل توجهی از کارگران غیررسمی و حتی بعضی واحدهای رسمی، تنها بخشی از دریافتی خود را در قالب حقوق پایه یا مزد مشمول حق‌بیمه به ثبت می‌رسانند؛ رقمی که گاهی تنها سی تا چهل درصد مزد نقدی آنان را پوشش می‌دهد و بخش عمده پرداخت‌ها در قالب عناوینی خارج از لیست بیمه‌ای انجام می‌شود. پیامد مستقیم این شیوه، کاهش سهم پرداختی کارفرما به صندوق‌های بیمه‌ای و انتقال بار کامل پیامدها به دوش کارگر و نظام تأمین‌اجتماعی است. شاید در نگاه کوتاه‌مدت، چنین رویه‌ای برای برخی بیمه‌شدگان به معنای اندکی دریافتی بیشتر در دوره اشتغال باشد، اما در واقع بازنشستگی با حداقل حقوق، مستمری‌های پایین ازکارافتادگی و مقرری ناچیز بیمه بیکاری، تنها بخشی از هزینه‌هایی است که در آینده بر آنان تحمیل خواهد شد.

پایداری صندوق و مزد واقعی
بر پایه تحلیل کارشناسان بیمه‌های اجتماعی، اعلام مزد واقعی تنها یک الزام اداری نیست و باید به‌عنوان شرطی بنیادی برای سلامت مالی صندوق‌ها و صیانت از حقوق بیمه‌شدگان دیده شود. علیرضا حیدری، کارشناس این حوزه، معتقد است بیشترین نفع اعلام دستمزد واقعی نصیب کارگران کارگاه‌های تحت پوشش تأمین‌اجتماعی می‌شود؛ هرچند آثار آن برای سازمان نیز چشمگیر است. افزایش پایدار درآمدها، کاهش کسری‌ها، حرکت به سوی توازن مالی، ارتقای کیفیت خدمات و شفاف‌تر شدن تصویر بازار کار، بخشی از این دستاوردهاست. به تعبیر او، وصول کامل حق‌بیمه بر مبنای مزد واقعی، مهم‌ترین ابزار تأمین منابع، کاهش اتکا به درآمدهای ناپایدار و تقویت پایداری بلندمدت تأمین‌اجتماعی به شمار می‌رود.
افزایش سالانه ده‌ها هزار میلیارد تومان حق‌بیمه ناشی از ثبت دستمزد واقعی، شکاف منابع و مصارف را کاهش داده و امکان برنامه‌ریزی مطمئن‌تر برای نسل‌های امروز و فردای بیمه‌شدگان را فراهم می‌کند. در سایه چنین درآمدهای تضمین‌شده‌ای است که سازمان می‌تواند خدمات درمانی، بازنشستگی و حمایتی را با کیفیت بهتر و پایداری بیشتر عرضه کند. دسترسی به داده‌های واقعی دستمزد نیز امکان تحلیل دقیق‌تر تحولات بازار کار، طراحی سیاست‌های اثربخش و پیش‌بینی مالی واقع‌بینانه را فراهم می‌آورد. حیدری همچنین با اشاره به اثر نوسانات اقتصادی و تورم بر پایداری صندوق‌ها، تأکید می‌کند تنها تکیه بر محاسبات دقیق بیمه‌ای و انضباط در وصول حق‌بیمه واقعی است که می‌تواند در برابر این نوسانات، تعادل منابع و استمرار مأموریت حمایتی نهادهای بیمه‌گر را تضمین کند.

تخلف یا تهدید سیستماتیک
مسیر اعلام دستمزد واقعی را نمی‌توان تنها در چارچوب یک «تخلف اداری» خلاصه کرد؛ سخن از رفتاری است که به باور بسیاری از کارشناسان بیمه‌های اجتماعی، به تهدیدی سیستماتیک برای امنیت اجتماعی و اقتصادی میلیون‌ها نفر از نیروی کار و ذی‌نفعان نهادهای بیمه‌گر تبدیل شده است. مسئله تنها به کم‌اظهاری حقوق در لیست‌های بیمه‌ای ختم نمی‌شود، بلکه نتیجه هم‌نشینی چند عامل است؛ ضعف بازرسی‌های میدانی، نظارت ناکافی، اجرای ناتمام قوانین، فقدان فرهنگ بیمه‌ای در بخشی از جامعه کار و کم‌رنگ بودن سیاست‌های حمایتی هوشمند برای تشویق کارفرمایان قانون‌مدار. تحلیل علیرضا حیدری، کارشناس حوزه بیمه‌های اجتماعی، بر این نکته انگشت می‌گذارد که بی‌توجهی به اعلام مزد واقعی زمینه ناترازی منابع را فراهم می‌کند؛ ناترازی‌ای که در مواردی سازمان‌های بیمه‌ای را به سمت دریافت تسهیلات اعتباری برای انجام تعهدات سوق داده است. تعهدات مالی ناشی از این تسهیلات تا سال‌ها بر دوش صندوق‌ها می‌ماند و پایداری مالی آن‌ها را فرسوده می‌کند. اصلاح ساده اما اساسی رویه اعلام مزد غیرواقعی، به تنهایی می‌تواند بخش مهمی از این ناترازی را جبران کند و منابعی قابل توجه برای تأمین‌اجتماعی فراهم آورد؛ منابعی که در عمل به کاهش نیاز به تسهیلات بیرونی و تقویت استقلال مالی سازمان منجر می‌شود. تدوین سیاست‌های بلندمدت، تکیه بر محاسبات دقیق بیمه‌ای و وصول به‌موقع حق‌بیمه، شالوده تحقق پایداری در نهادهای بیمه‌گر به‌ویژه تأمین‌اجتماعی است؛ شالوده‌ای که بدون آن تراز منابع و امکان ارائه خدمات پایدار، همواره در معرض تهدید قرار می‌گیرد. در این میان محدودیت ابزارهای حقوقی و اجرایی سازمان برای وصول مطالبات حق‌بیمه از دولت‌ها، سال‌به‌سال به انباشت بدهی‌ها انجامیده و بار مضاعفی بر دوش صندوق گذاشته است؛ باری که تنها با اصلاح رفتارها در سطح کارگاه‌ها و حاکمیت، و پذیرش جدی بودن اعلام مزد واقعی، سبک‌تر خواهد شد.

مزد پنهان؛ امنیت متزلزل
فاصله میان مزد واقعی و مزدی که در فهرست‌های بیمه‌ای ثبت می‌شود، تنها یک ناهماهنگی اداری نیست؛ این شکاف در عمل دریچه‌ای به سوی آسیب‌پذیری گسترده نیروی کار می‌گشاید و امنیت شغلی کارگران را در لایه‌های مختلف تحت تأثیر قرار می‌دهد. هنگامی که دریافتی واقعی کارگر در اسناد رسمی منعکس نمی‌شود، بسیاری از حقوق قانونی او نیز بر مبنای همان رقم تقلیل‌یافته محاسبه خواهد شد. چنین وضعیتی پیامدهایی مستقیم برای محاسبه سنوات، عیدی و سایر مزایای قانونی دارد و در مواردی حتی می‌تواند به ابزار فشار یا اخراج کارگران بدل شود. در واقع مزد اعلام‌نشده، به‌تدریج به نوعی «مزد پنهان» تبدیل می‌شود که آثار آن نه در دوره اشتغال، بلکه در بزنگاه‌های حیاتی زندگی کارگر آشکار می‌گردد.
محاسبه مستمری بازنشستگی در نظام تأمین‌اجتماعی بر پایه میانگین دو سال آخر دستمزد دریافتی انجام می‌شود؛ از این‌رو هرگونه اعلام مزد غیرواقعی به‌طور مستقیم سطح مستمری آینده را کاهش می‌دهد. همین قاعده درباره غرامت دستمزد ایام بیماری، مقرری بیکاری و مستمری ازکارافتادگی نیز صادق است. کارگری که سال‌ها دستمزدی بالاتر دریافت کرده اما تنها بخشی از آن در لیست‌های بیمه‌ای ثبت شده، در زمان بازنشستگی یا بروز حادثه با مستمری‌ای مواجه می‌شود که تناسبی با واقعیت زندگی او ندارد. شرایطی که به‌ویژه در صورت بروز معلولیت یا ازکارافتادگی، فرد را در وضعیتی دشوار و بدون پشتوانه مالی کافی قرار می‌دهد. علیرضا حیدری، کارشناس حوزه بیمه‌های اجتماعی، در مقابل به مزایای اعلام مزد واقعی برای کارگران اشاره می‌کند و آن را عاملی تعیین‌کننده در تحکیم امنیت اقتصادی و حقوقی آنان می‌داند. افزایش مستمری بازنشستگی، برخورداری از پوشش درمانی گسترده‌تر و تثبیت حقوق قانونی، از مهم‌ترین پیامدهای شفافیت در اعلام مزد به شمار می‌رود. مستمری‌های بازنشستگی، ازکارافتادگی و بازماندگان بر اساس میانگین دستمزدهای دوره اشتغال محاسبه می‌شوند و ثبت دقیق مزد می‌تواند حقوق آینده کارگران را به‌طور معناداری افزایش دهد. 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه