جنگی که ثبات اقتصادی آمریکا را لرزاند

جنگی که ثبات اقتصادی آمریکا را لرزاند

دارن عجم‌اوغلو، اقتصاددان برجسته MIT و نوبلیست اقتصاد، در تحلیلی تند از سیاست‌های دولت ترامپ در قبال ایران، از بهایی سخن می‌گوید که خود آمریکا خواهد پرداخت. به باور او، مداخلات شتاب‌زده در خاورمیانه نه‌فقط امنیت جهانی، بلکه قدرت نرم و بنیان‌های دموکراسی در داخل ایالات متحده را فرسوده است. عجم‌اوغلو با رجوع به تجربه‌های تاریخی و مداخلات ناموفق گذشته، هشدار می‌دهد که بحران کنونی می‌تواند ثبات اقتصادی و اجتماعی آمریکا را برای سال‌ها متزلزل کند.

پیامدهای یک سیاست ناپخته
به نظر می‌رسد سیاست‌های خارجی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، پیامدهای منفی بلندمدتی برای نهادهای آمریکا به همراه داشته باشد. یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های این سیاست‌ها، ماجراجویی در خاورمیانه است که به‌ویژه در نحوه برخورد با ایران، تهدیدهایی علیه دموکراسی، ثبات اجتماعی و تاب‌آوری اقتصادی ایالات متحده ایجاد کرده است. تحت ریاست‌جمهوری ترامپ، سیاست خارجی ایالات متحده به یکی از پایین‌ترین سطوح خود رسیده است. جنگ دولت ترامپ با ایران، که پس از ربوده‌شدن رئیس‌جمهور ونزوئلا رخ داد، آسیب‌های جدی به آمریکا وارد خواهد کرد و نگاه سایر کشورها به قدرت ایالات متحده را تغییر خواهد داد. این نخستین بار نیست که ایالات متحده در سیاست خارجی خود با شکست مواجه می‌شود. یکی از مهم‌ترین مداخلات اشتباه در تاریخ معاصر، کودتای سیا علیه نخست‌وزیر منتخب ایران، محمد مصدق، در سال ۱۹۵۳ بود. این اقدام پس از ملی‌شدن صنعت نفت ایران انجام شد و پیامدهای بلندمدتی بر سیاست داخلی ایران و روابط آن با ایالات متحده گذاشت. درس روشن است: مداخلات ایالات متحده اغلب پیامدهای پیش‌بینی‌نشده به همراه دارند. این اقدامات تنها موجب رنجش‌های پایدار نمی‌شوند، بلکه قدرت نرم آمریکا ـ یعنی توان اقناع و جذب برای حفظ اتحادهای جهانی و ترغیب دیگر کشورها ـ را نیز تضعیف می‌کنند.

تضعیف قدرت نرم آمریکا 
این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که افکار عمومی جهان معمولاً زمانی واکنش نشان می‌دهد که یک ابرقدرت رفتاری مشابه یک قلدر از خود بروز دهد. نمایش‌های مکرر و غیرضروری قدرت سخت، به‌ویژه هنگامی که فاقد توجیه منطقی باشد، می‌تواند سرمایه قدرت نرم را فرسوده کند. در دوران جنگ سرد، ایالات متحده دست‌کم هدفی کلی برای جلوگیری از گسترش کمونیسم داشت که تهدیدی واقعی تلقی می‌شد. بدتر آنکه یک کارزار جنگی ضعیف و فاقد برنامه‌ریزی دقیق، که پیامدهای انسانی آن نادیده گرفته شود، می‌تواند اعتبار بین‌المللی یک کشور را به پایین‌ترین سطح برساند. آنچه اکنون در خاورمیانه جریان دارد، جنگی است که شتاب‌زده و بدون محاسبه دقیق پیامدها آغاز شده است؛ جنگی که با واکنش‌های تند ایران همراه خواهد شد و می‌تواند به بی‌ثباتی منطقه و افزایش قیمت نفت بینجامد.
یکی از نکات شگفت‌آور این جنگ آن است که حتی در مقایسه با برخی مداخلات ناکام دوران جنگ سرد نیز فاقد انسجام راهبردی به نظر می‌رسد. نیروهای نظامی ایالات متحده و اسرائیل به اهداف دقیق و تسلیحات پیشرفته دسترسی داشتند، اما استراتژی خروج روشنی ارائه نشد.
مقاومت ستودنی ایران
این واقعیت که ایران فرو نخواهد پاشید، حتی اگر رهبری آن ترور شود، می‌بایست از ابتدا برای مقامات آمریکایی روشن می‌بود. همچنین قابل پیش‌بینی بود که ایران در واکنش به این حملات، اقداماتی تلافی‌جویانه با هدف افزایش قیمت نفت انجام دهد. همه می‌دانستند تنگه هرمز یکی از اهرم‌های راهبردی ایران است، با این حال به نظر می‌رسد این ملاحظات نادیده گرفته شد.
اقتصاد جهانی هم‌اکنون با چالش‌های جدی روبه‌رو است. بی‌ثباتی در بازار انرژی و افزایش نااطمینانی جهانی می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای به دنبال داشته باشد. جهش قیمت نفت سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی را کند می‌کند و هزینه‌ها را بالا می‌برد. تورم و بیکاری افزایش می‌یابد و دولت‌هایی که با چالش‌های متعدد مواجه‌اند، تحت فشار بیشتری قرار می‌گیرند.

بهای سیاسی جنگ غیرضروری
در داخل ایالات متحده نیز به نظر می‌رسد ترامپ ناگزیر باشد بهای سیاسی سنگینی برای این جنگ در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر بپردازد. با این حال، او خود را به‌عنوان رهبری ضدساختار حزبی معرفی کرده است. اگر حامیان وفادارش، به جای او، حزب سیاسی را مسئول وضعیت نامطلوب اقتصادی بدانند، این روند می‌تواند شکاف‌های سیاسی را تعمیق کرده و نهادهای کشور را بیش از پیش تضعیف کند. احتمال دارد ترامپ با اقدامات داخلی بیشتر به تشدید این بحران دامن بزند، زیرا بسیاری از نهادهایی که قرار بود قدرت ریاست‌جمهوری را مهار کنند، کارآمدی پیشین خود را از دست داده‌اند. 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه