روایت تاب‌آوری شعب در روزهای جنگ

روایت تاب‌آوری شعب در روزهای جنگ

مهین داوری روزنامه نگار

 آزمون جنگ تحمیلی سوم، بار دیگر تاب‌آوری نهادهای خدماتی کشور را در معرض سنجش قرار داد؛ زمانی که تهدید علیه زیرساخت‌های اداری و اقتصادی شدت گرفت، سازمان تأمین‌اجتماعی نیز ناگزیر بود همزمان با مدیریت بحران، استمرار خدمت‌رسانی به میلیون‌ها بیمه‌شده، مستمری‌بگیر و کارفرما را تضمین کند. در چنین فضایی، مصطفی سالاری، مدیرعامل سازمان، با تأکید مکرر بر تعهد نهادی تأمین‌اجتماعی اعلام کرد جریان پرداخت حقوق و ارائه خدمات بیمه‌ای بدون وقفه ادامه خواهد یافت. تحقق این وعده در سطح ملی تنها به بیان سیاست محدود نماند، بلکه در استان‌های مختلف با ابتکارهای مدیریتی، ادغام اضطراری برخی شعب، حفظ حداقل حضور عملیاتی کارکنان و سازماندهی دوباره فرایندهای خدمت‌رسانی همراه شد. نتیجه این تدابیر، استمرار پرداخت مستمری‌ها، پاسخگویی به کارگاه‌ها و مدیریت امور بیمه‌ای در سخت‌ترین شرایط بود. گزارش پیش‌رو روایت مدیران شعبی است که تجربه مدیریت میدانی بحران را به الگویی از خدمت‌رسانی مسئولانه و جهادی تبدیل کردند.

ادغام در آتش
محمود مهربان، رئیس شعبه تأمین‌اجتماعی شهر ری، روایتگر روزهایی است که هم‌زمانی تصمیم ادغام شعبه ۱۲ با شعبه ری با آغاز جنگ رمضان، آزمونی نفس‌گیر برای بزرگ‌ترین صندوق بیمه‌ای کشور رقم زد. تصمیم ادغام در امتداد سیاست‌های کلان دولت برای کوچک‌سازی و تأکید مدیریت عالی سازمان بر چابک‌سازی اتخاذ شده بود؛ برنامه‌ای که با هدف صرفه‌جویی در منابع و بهره‌گیری بهینه از نیروی انسانی طراحی شد و زیرساخت‌های خدمات غیرحضوری، بستر تحقق آن را فراهم ساخته بود. نخستین روز اجرای این سیاست، با حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی تقارن یافت؛ تقارنی که بیم آسیب به خدمت‌رسانی به شرکای اجتماعی و مخاطبان انبوه این دو شعبه را تقویت می‌کرد. استمرار خدمات با وجود این شرایط، نقطه آغاز حماسه‌ای بود که مهربان آن را نشانه‌ای از صلابت ساختار تأمین‌اجتماعی می‌داند.
روحیه جهادی کارکنان، پشتوانه اصلی ایستادگی سازمان در این دوران بود. مهربان با یادآوری منش رهبر شهید که خدمت به مردم را وظیفه‌ای برتر می‌دانست، تأکید می‌کند تعطیلی ناشی از سوگواری بزرگ، خللی در اراده کارکنان ایجاد نکرد. امنیت روانی جامعه به معیشت وابسته بود و کارکنان سازمان، خود را همان‌قدر مسئول می‌دانستند که نیروهای مسلح در میدان و پشت لانچرها. تلاش برای حفظ ثبات پرداخت‌ها و پاسخگویی، به نمادی از وفاداری نهادی تبدیل شد. برخی کارکنان، در روزهای تعطیل و سوگ ملی، رهسپار استان‌هایی با شدت کمتر جنگ شدند تا با همکاری شعب محلی، فهرست عیدی مستمری‌بگیران را تنظیم کنند. این اقدام، تجلی دوباره‌ای از پیوند میان ایمان، مسئولیت‌پذیری و کارآمدی بود. نتیجه زحمات آنان، واریز ۴۱ هزار میلیارد تومان عیدی در نخستین فرصتی بود که مدیرعامل سازمان اطلاع‌رسانی کرد؛ رقمی که در روزهای التهاب ملی، پیام‌آور آرامش و استحکام بود. استمرار خدمت‌رسانی در اوج جنگ و عملیات ترکیبی دشمن، گواهی است بر اینکه هیچ تهدیدی نتوانست چرخ خدمات اجتماعی را از حرکت بازدارد و ادغام پرریسک دو شعبه، با همراهی کارکنان، به نقطه قوتی راهبردی بدل شد.

حماسه خدمت
سازمان تأمین‌اجتماعی در روزهای پایانی سال، هم‌زمان با تداوم تهدیدهای خارجی و آسیب‌های زیرساختی، با آزمونی دیگر روبه‌رو شد: پرداخت حقوق اسفندماه در شرایطی که اختلال اینترنتی، آسیب مراکز ارائه‌دهنده خدمات و محدودیت حضور کارکنان، مجموعه را در موقعیتی دشوار قرار داده بود. اگرچه بخشنامه‌های دولتی امکان حضور حداکثر ۲۰ درصدی کارکنان را پیش‌بینی کرده بود، اما به گفته مهربان، اقدام خودجوش و ایثارگرانه همکاران سبب شد اکثریت آنان بدون اجبار در شعب حاضر شوند. این حضور پرشور، تصویری روشن از عمق مسئولیت‌پذیری نیروی انسانی سازمان بود؛ تصویری که نشان داد خدمت به جامعه، برای این کارکنان معنایی فراتر از وظیفه اداری دارد.
همکاران شعبه ری تا پاسی از شب، در شرایطی که زیرساخت‌های ارتباطی کشور دچار آسیب شده بود، به پردازش و نهایی‌سازی فهرست حقوق مستمری‌بگیران پرداختند. سرعت و دقت این تلاش‌ها به حدی بود که در بسیاری موارد، حقوق‌ها زودتر از موعد پرداخت شد؛ اقدامی که مهربان آن را نشانه‌ای از پایداری نظام و توان بالای سازمان در انجام تعهدات خود در دشوارترین وضعیت‌ها می‌داند. استمرار پرداخت‌ها در زمانه جنگ و التهاب، نه فقط ثبات معیشت مخاطبان را تضمین کرد، بلکه پیام روشنی به دشمنان داد: ساختارهای اجتماعی کشور، برخلاف تصور آنان، شکننده و منفعل نیست.
مراجعه بیمه‌شدگان برای ارائه درخواست بازنشستگی، رسیدگی به موارد غرامت دستمزد و تقاضای بیمه بیکاری نیز با بیشترین دقت انجام شد. حتی افزایش فشار کاری، موجب کوچک‌ترین تعلل در ارائه خدمت نگردید. کارکنان، به گفته مهربان، «در همه روزها به‌جز چند روز تعطیلِ مرتبط با شهادت رهبر انقلاب، با حداکثر ظرفیت در شعبه حضور داشتند». نه ادغام و نه حملات دشمن، هیچ خللی در ارائه خدمات ایجاد نکرد.
این عملکرد، برداشت اجتماعی از تأمین‌اجتماعی را به نهادی قابل‌اعتماد تقویت کرد؛ نهادی که در شرایط جنگی، علاوه بر ایفای نقش حمایتی، به لنگر آرامش روانی جامعه تبدیل شد. تجربه این روزها، الگویی از مدیریت پایدار در بحران ساخت؛ الگویی که در حافظه مدیریتی سازمان ماندگار خواهد بود.

فردای پساجنگ
چالش‌های پساجنگ، عرصه تازه‌ای را پیش روی سازمان تأمین‌اجتماعی قرار می‌دهد؛ عرصه‌ای که بر اساس تحلیل مهربان، با دو مسئله اساسی تعریف می‌شود: کاهش ورودی‌های حق‌بیمه پس از آسیب به مراکز تولیدی و افزایـش تقاضا برای بیمه بیکاری. کارخانه‌ها، کارگاه‌ها و کسب‌وکارهایی که در جریان جنگ خسارت دیده‌اند، در ماه‌های آینده با دشواری جدی در تأمین منابع برای پرداخت حق‌بیمه کارکنان خود روبه‌رو خواهند شد. به دنبال این آسیب‌ها، تعدیل نیرو، توقف فعالیت‌ها و اخلال در چرخه تولید قابل پیش‌بینی است. مهربان هشدار می‌دهد که از اردیبهشت‌ماه موج گسترده مراجعه افراد برای برقراری مقرری بیمه بیکاری آغاز خواهد شد؛ موجی که با آرای صادره از مراجع اداره کار، فشار مضاعفی بر منابع صندوق وارد می‌کند. ماهیت خودگردان سازمان تأمین‌اجتماعی، چالش را دوچندان می‌سازد. این سازمان هیچ بودجه‌ای از محل منابع عمومی دریافت نمی‌کند و هزینه‌های جنگ، بار مالی سنگینی ایجاد کرده است. مهربان نخستین راهکار را تخصیص منابع اضطراری از سوی دولت به صندوق بیمه بیکاری می‌داند؛ اقدامی که به عبور از دوره انتقالی کمک می‌کند. راهکار دوم، بهره‌گیری از ظرفیت رد دیون دولت است؛ بدهی‌های سنواتی دولت می‌تواند در این دوره، بخشی از کمبود ورودی‌های حق‌بیمه را جبران کند و نقدینگی لازم برای ادامه مسیر را فراهم آورد.
اهمیت این مسئله، با نگاهی به آمار جامعه هدف دوچندان می‌شود. مجموع شعب ری و ۱۲ بیش از ۶۳ هزار مستمری‌بگیر اصلی دارد و با احتساب خانواده‌ها، این جمعیت به بیش از ۱۱۶ هزار نفر می‌رسد؛ عددی فراتر از جمعیت برخی شهرها. حدود ۴۰ هزار نفر از این جمعیت مربوط به شهر ری و مابقی متعلق به شعبه ۱۲ هستند. مدیریت چنین گستره‌ای در دوره پساجنگ، نیازمند هم‌افزایی ملی و حمایت ساختاری است. پایداری سازمان در جنگ نشان داد که می‌تواند در دشوارترین شرایط، تکیه‌گاه مردم باشد. اکنون موفقیت در دوران بازسازی، وابسته به نقد شدن مطالبات از دولت و تقویت منابع صندوق است؛ ضرورتی که مسیر آینده رفاه اجتماعی کشور را روشن‌تر خواهد کرد.

وصولی بی‌سابقه 
شعبه تأمین‌اجتماعی اسلام‌شهر در نخستین ماه سال ۱۴۰۵، در شرایطی که کشور هنوز در سایه پیامدهای جنگ تحمیلی اخیر قرار داشت، موفق شد رکورد تازه‌ای در وصول حق‌بیمه به ثبت برساند؛ دستاوردی که به گفته قاسم اسدالهی، رئیس این شعبه، حاصل هم‌افزایی میان راهبری اداره کل، تلاش مستمر کارکنان و همراهی مسئولانه کارفرمایان منطقه بوده است. اسدالهی در گفت‌وگو با آتیه‌نو اعلام کرد فروردین ۱۴۰۵ برای این شعبه به عنوان ماهی ماندگار در حافظه سازمانی ثبت خواهد شد؛ چرا که بیشترین میزان وصولی ماهانه در همین مقطع زمانی تحقق یافته و نشانه‌ای روشن از پایداری شبکه بیمه‌ای در شرایط دشوار اقتصادی است.
تجربه این موفقیت، در بستری شکل گرفت که کشور روزهای حساسی را پشت سر می‌گذاشت. جنگ سوم و فشارهای ناشی از آن بر زیرساخت‌های اقتصادی و اداری، بسیاری از نهادهای خدماتی را با محدودیت مواجه کرده بود. با این حال، حضور پررنگ و فداکارانه کارکنان شعبه اسلام‌شهر سبب شد روند ارائه خدمات بیمه‌ای به مراجعه‌کنندگان حتی در اوج شرایط جنگی نیز متوقف نشود. اکثریت کارکنان کارگزاری‌های رسمی وابسته به شعبه نیز با هماهنگی کامل در محل کار حاضر بودند و پاسخگویی به مخاطبان و رسیدگی به امور بیمه‌ای کارگران و کارفرمایان با نظم و دقت ادامه یافت. اسدالهی با اشاره به تعطیلی عمومی ادارات در هفته نخست جنگ، از مسئولیت‌پذیری کارکنان حوزه مستمری‌ها یاد کرد که در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ در شعبه حاضر شدند تا همانند سایر شعب سازمان تأمین‌اجتماعی در سراسر کشور، فهرست حقوق مستمری‌بگیران را برای پرداخت متمرکز در موعد مقرر تنظیم کنند. هم‌زمان، با هماهنگی ستاد و اداره کل استان، کارشناسان مرکز مشاوره ۱۴۲۰ نیز در ایام جنگ در شعبه مستقر شدند و با پاسخگویی تلفنی و ارائه مشاوره به مخاطبان، حلقه ارتباطی سازمان با بیمه‌شدگان و مستمری‌بگیران را فعال نگاه داشتند؛ تلاشی که استمرار آرامش معیشتی جامعه هدف را تضمین کرد.

ادغام در شرایط اضطرار
تجمیع شعب بیمه‌ای ۳ و ۶ تأمین‌اجتماعی اصفهان، در یکی از حساس‌ترین مقاطع زمانی کشور، به نمونه‌ای کم‌سابقه از تصمیم‌گیری سریع و اجرای مؤثر در شرایط بحران بدل شد. این اقدام در چارچوب سیاست کلان سازمان برای ادغام و چابک‌سازی ساختار اجرایی، از ماه‌های پایانی سال گذشته در دستور کار قرار گرفته بود و پس از برگزاری جلسات متعدد کارشناسی در سطح استان، به عنوان نخستین تجربه تجمیع در اصفهان ابلاغ شد. با آغاز حملات دشمن و تشدید تهدیدهای امنیتی، موقعیت جغرافیایی شعبه ۶ ضرورت تسریع در اجرای طرح را دوچندان کرد و فرآیند ادغام، از یک برنامه زمان‌بر به یک عملیات فوری تبدیل شد.
در شرایطی که فعالیت ادارات با محدودیت حضور فیزیکی و هم‌زمان با تعطیلات پایان سال انجام می‌شد، انتقال کامل زیرساخت‌ها، اسناد و تجهیزات شعبه ۶ به شعبه ۳ در کمتر از یک روز به انجام رسید. این سرعت عمل، حاصل هماهنگی دقیق ستاد استان، پشتیبانی مستمر مرکز و تلاش فشرده کارکنانی بود که در روزهای تعطیل، فرآیند جانمایی نیروها، اصلاحات شبکه، نصب و راه‌اندازی سیستم‌ها و آماده‌سازی فضای کاری را بدون وقفه دنبال کردند. هدف اصلی، تداوم خدمت‌رسانی بدون ایجاد اختلال برای بیمه‌شدگان، مستمری‌بگیران، بازنشستگان و کارفرمایان بود؛ هدفی که با آغاز فعالیت رسمی از ۲۳ اسفند، محقق شد. در این مسیر، نقش واحد فناوری اطلاعات، رسیدگی فوری به درخواست‌ها، به‌روز نگه‌داشتن احکام و همراهی با کارفرمایان آسیب‌دیده از جنگ، اهمیت ویژه‌ای داشت. تجربه ادغام نشان داد که انسجام سازمانی و حضور حداکثری نیروی انسانی، می‌تواند تهدیدهای بیرونی را به فرصتی برای ارتقای کارآمدی تبدیل کند. با این حال، افزایش چشمگیر مراجعان پس از تجمیع، کمبود فضای فیزیکی و فرسودگی ساختمان، چالشی جدی است که توجه فوری برای بازسازی و توسعه شعبه را ضروری می‌سازد. 

​​​​​​​آزمون تاب‌آوری در دل بحران
وقوع جنگ و ضرورت حفظ استمرار خدمات اجتماعی، صحنه‌ای کم‌نظیر از هم‌افزایی و مدیریت بحران را در دل ساختار بیمه‌ای کشور رقم زد. ادغام فوری دو شعبه در اصفهان، نمونه‌ای است از اینکه چگونه تصمیم درست در لحظه اضطرار می‌تواند به الگویی برای کارآمدی ملی تبدیل شود. در شرایطی که بسیاری از ادارات با تعطیلی یا محدودیت مواجه شده بودند، ساختار تأمین‌اجتماعی توانست با تکیه بر هماهنگی درونی و روحیه متعهدانه کارکنان، نه‌تنها از بحران عبور کند بلکه سطح جدیدی از چابکی اجرایی را نیز به نمایش بگذارد. تحقق ادغام در فاصله‌ای کوتاه، حاصل بازآرایی هوشمند منابع انسانی، بهره‌گیری از زیرساخت‌های فنی پشتیبان و اعتماد به ظرفیت سازمانی بود؛ مؤلفه‌هایی که در هر نظام خدماتیِ بزرگ، پایه‌های تاب‌آوری محسوب می‌شوند. این تجربه نشان داد ثبات خدمات اجتماعی، صرفاً نتیجه فناوری یا دستور نیست، بلکه برآمده از مشارکت مؤمنانه نیروهایی است که در دشوارترین موقعیت‌ها، مأموریت خود را بر رفاه مردم مقدم می‌دارند. 

ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه