بازگشایی محتاطانه بورس پس از بحران

 بازگشایی محتاطانه بورس پس از بحران

امیرتقی خان‌تجریشی کارشناس بازار سرمایه

آتش‌بس دو هفته‌ای، گرچه فرصت موقتی برای آرامش فراهم کرده، با این حال تصویری پایدار از ثبات سیاسی و اقتصادی ایجاد نکرده است. در چنین وضعیتی، تصمیم‌گیری درباره بازگشایی بازار سهام تنها زمانی موجه است که بر پایه داده‌های شفاف و ارزیابی دقیق از خسارات وارده صورت گیرد. بسیاری از صنایع بزرگ کشور، از فولاد و پتروشیمی تا شرکت‌هایی مانند فولاد مبارکه و فولاد خوزستان، با آسیب‌های قابل توجه روبه‌رو شده‌اند و اختلال در این زنجیره نه‌تنها صنایع بالادستی بلکه صنایع پایین‌دستی همچون خودروسازی و لوازم خانگی را نیز تحت فشار قرار می‌دهد. بازگشایی بازار بدون روشن شدن پیامدهای این آسیب‌ها، خطر تشدید رفتارهای هیجانی، افزایش بی‌اعتمادی و شکل‌گیری بی‌عدالتی اطلاعاتی میان سرمایه‌گذاران را به همراه دارد و می‌تواند روند بازگشت آرامش را دشوارتر کند.
شرکت‌ها باید در سامانه‌های رسمی، گزارش‌های دقیق و قابل اتکا درباره خسارات فیزیکی و عملیاتی خود منتشر کنند. تعیین میزان آسیب خطوط تولید، تجهیزات و زیرساخت‌ها، شرح چگونگی اختلال در فرایندهای تولید و فروش، ارزیابی موجودی انبار، وضعیت صادرات و برآورد بازه زمانی بازگشت به وضعیت عادی، از جمله الزامات این مرحله است. بررسی پوشش بیمه‌ای و تعهدات بیمه‌گران نیز باید با دقت مشخص شود تا بار مالی شرکت‌ها قابل محاسبه باشد. نبود چنین اطلاعاتی، فضای شایعه و گمانه‌زنی را گسترش می‌دهد و گروه‌هایی از فعالان بازار را در موضع برتری اطلاعاتی قرار می‌دهد؛ وضعیتی که کشف صحیح قیمت را مختل کرده و زمینه رانت و فساد را تقویت می‌کند. شفافیت کامل و دسترسی برابر به داده‌ها شرط ضروری تصمیم‌گیری درباره بازگشایی بازار است و بدون آن، هر اقدام اجرایی تنها به افزایش ابهام خواهد انجامید.
بازار سرمایه برای باز شدن نیازمند بیش از دانستن میزان آسیب‌هاست؛ باید بداند این آسیب‌ها چه اثری بر سودآوری، جریان نقد، ظرفیت تولید و افق بازسازی شرکت‌ها خواهد داشت. نقدشوندگی نیز پایه‌ای مهم در این تصمیم است و هرگونه محدودیت شدید بر دامنه نوسان، هرچند با هدف کنترل هیجان اعمال شود، می‌تواند روند شکل‌گیری تعادل را کندتر کند. انباشت فشار فروش و تقاضای معطل‌مانده، در صورت محدودیت طولانی‌مدت، هزینه بازگشت بازار به آرامش را افزایش می‌دهد. سرمایه‌گذاران خرد طی دوره توقف بازار با فشار نقدینگی روبه‌رو شده‌اند و استفاده از تسهیلات کوتاه‌مدت یا وام‌های کم‌بهره می‌تواند بخشی از این فشار را کاهش داده و از فروش‌های هیجانی جلوگیری کند. نهادهای مالی نیز در نبود نقدشوندگی کافی ممکن است نیازمند راهکارهای مکمل از جمله انتشار اوراق هدفمند باشند تا بتوانند تعهدات خود را مدیریت کنند.
بازگشایی تدریجی برخی نمادها، اگر بدون ملاحظات سیستمی انجام شود، خطر تمرکز فشار فروش بر بخش کوچکی از بازار را به دنبال دارد و می‌تواند ترکیب پورتفو و تعادل صندوق‌ها را مختل کند.  
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه